جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت
آیات قرآنی بر امامت حضرت علی‌‌(ع) (قسمت دوم)

آیات قرآنی بر امامت حضرت علی‌‌(ع) (قسمت دوم)

0:00
0:00

فصل پنجم - امامت حضرت علی‌‌(ع)

آیات قرآنی بر امامت حضرت علی‌‌(ع) (قسمت دوم)

آیهٔ هفتم ـ «فَسْئَلُوا اَهْلَ الذِّکرِ اِنْ کنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ».

به اتفاق فریقین در آیهٔ شریفه، اهل ذکر حضرت علی‌بن ابیطالب و اولاد طاهرین او علیهم‌السلام می‌باشد. ثعلبی نیز در تفسیر این آیه ذکر کرده که مراد از اهل ذکر، عبارت است از حضرت علی‌بن ابیطالب‌(ع) و اولاد طاهرین او سلام‌الله علیهم اجمعین.

به اتفاق همهٔ طوایف، اهل بیت نبوّت در شرف و بزرگی و علم و فضل، مقدّم بر همهٔ اهل عالمند و متعلق «لا تَعْلَمُونَ»، اطلاق دارد بر همه چیزی از امور دنیا و عقبی و اصول و فروع و جزئی و کلی و معقول و منقول و مرئی و محسوس. معنی آیهٔ شریفه این است که بپرسید هرچه را که ندانید از اهل بیت نبوّت که اعلم و افضل و اکمل اهل عالمند، پس مرجع کلّ امور حضرت رسول اکرم‌(ص) و وصی بلافصل آن حضرت، حضرت علی‌بن ابیطالب‌(ع) و اولاد طاهرین او سلام‌الله علیهم اجمعین شدند.

آیهٔ هشتم ـ «یا اَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیک مِنْ رَبِّک وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یعْصِمُک مِنَ النّاسِ اِنَّ اللهَ لا یهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرینَ».

به طریق عامّه و خاصّه احادیث بسیار وارد شده که این آیهٔ شریفه در خصوص حضرت علی‌بن ابیطالب علیه‌السلام است.

مالکی که از معتبرین علمای عامه است، در کتاب «فصول‌المهمّه» خود ذکر کرده بعد از آن که این آیهٔ شریفه نازل شد، حضرت رسول خدا صلی‌الله علیه و آله ابلاغ نمود امامت و خلافت حضرت علی را، بعد از آن حق‌تعالی فرمود «اَلْیوْمَ اَکمَلْتُ لَکمْ دینَکمْ …» یعنی به جهت ابلاغ این رسالت امروز کامل کردم برای شما دین شما را و تمام کردم بر شما نعمت خود را. پس معلوم می‌شود که خداوند عالم مولائیت حضرت علی را موجب اکمال دین و اتمام نعمت قرار داد.

بسیاری از علمای عامه در کتب خود ذکر کرده‌اند که تأکید حق تعالی حضرت رسول‌(ص) را به «ما اُنْزِلَ اِلَیک مِنْ رَبِّک»، ابلاغ ولایت و امامت حضرت علی‌بن ابیطالب است.

مراد از اجتماع در غدیر خمّ، ابلاغ امامت و خلافت آن بزرگوار بود که حق تعالی به رسول خود می‌فرماید: اگر ابلاغ این رسالت نکنی، تبلیغ هیچ رسالتی نکرده باشی. این تأکید و تهدید، دلیل واضح است بر این که این امر به غایت مهمّ بود که عدم تبلیغ آن، در حکم عدم تبلیغ سایر احکام است که خداوند متعال می‌فرماید «وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ».

اساساً ابلاغ تعیین خلافت و امامت حضرت علی‌(ع) از جانب خداوند مدتی قبل از غدیر خم بود نه در همان روز، و حضرت در اندیشه بود که چسان این حکم را ابلاغ نماید. حضرت رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله با آن تسلّط تام که داشت، از تبلیغ این امر خوف می‌نمود، این بود که حق‌تعالی فرمود: «وَاللهُ یعْصِمُک مِنَ النّاسِ» یعنی خدا نگهدار تو است از شرّ مردم. عداوت اهل عناد نیز دلیل واضح است بر این که ابلاغ این امر بسی دشوار بود به جهت آن که بر طِباع ناگوار می‌آمد.

حضرت رسول خدا در تبلیغ این امر می‌دانست که او را تکذیب خواهند نمود و جرأت تمام نمی‌کرد که تبلیغ این امر کند، و کلام آن حضرت که عرض می‌کند «خدایا من تنها هستم چه کنم با مردم!» کاشف است که در میان اصحاب چقدر اشخاص بد طبع بودند، که آن حضرت از ابلاغ این امر خوف داشت که حق تعالی وعدهٔ عصمت و نگهداری از شر دشمنان به آن حضرت داد.

اگر گویند خوف آن حضرت از کفّار بود نه از صحابه، گوییم روز غدیر خم از کفار کسی در آن محضر نبود. و اگر گویند شاید خوف آن حضرت از منافقینی بود که در مجمع بودند، گوییم عین مدّعای ما همین است که آن حضرت از منافقین صحابه خوف داشت؛ چنان که قبل از رحلت، حضرت چیزی را می‌خواست بنویسد نگذاشتند و حکمی که به ابلاغ آن مأمور شد، همانا ابلاغ امامت و خلافت حضرت علی‌(ع) بود و بس.

از حضرات عامه می‌پرسیم که آیا می‌توانید برای ما بیان کنید که مراد از «ما اُنْزِلَ اِلَیک» کدام حکم بود که حضرت ختمی مآب صلی‌الله علیه و آله مأمور به ابلاغ آن شد، و حق‌تعالی وعدهٔ عصمت از شر مردم به او داد؟!

عجب است از این که وقتی ما به ایشان این حجج جَلیه و نصوص صریحه را می‌گوییم، عدّه‌ای از ایشان چنین گویند که ما منکر نیستیم و شهادت قوم در روز غدیراز شنیدن نصّ، شهرت یافته است، لیکن حضرت پیغمبر‌(ص) وصیت کرد او را به چیزی که در دست داشت و مالک او بود نه بر امر امامت و خلافت!

از جملهٔ اغلاط ایشان آن است که گویند اگر حضرت رسول‌(ص) نصّ می‌کرد بر امامت و خلافت حضرت علی‌(ع)، هر آینه همهٔ عام و خاص ذکر می‌کردند و خلاف میان قوم واقع نمی‌شد، پس وجود خلاف دلیل است بر عدم نصّ. و حال آن که خودشان یقین می‌دانند که پیغمبر بسیاری چیزها را نصّ فرمود  ولیکن خلاف در بین موجود است و هرگز به آن اتفاق نمی‌کنند، از جمله وضو است که چقدر خلاف در کیفیت آن از مسح سر و رِجْلین کردند، و در احکام نماز که حضراً و سفراً دیدند که آن حضرت چگونه نماز می‌کرد و مکرّر اذان را از خود آن حضرت و مؤذّنینش شنیدند، و نیز همهٔ حاضرین در حجةالوداع، حج آن حضرت را دیدند و کیفیت آن را مشاهده نمودند، با این همه چه‌ها بر این اعمال زیاد کردند و چه چیزها را کم نمودند و هکذا اجراء حدود بر سارقین را دیدند با این همه، در قطع ید سارق چه خلاف‌ها دارند که همهٔ آنها بعد از دخول بر فقه ایشان معلوم می‌شود. در این جزئیات که چندان دخل به عالم ریاست ندارد، این قدر اختلاف کرده‌اند تا چه رسد به امر خلافت و امامت، و نیست این مگر تجاهل و تعصب و عناد ایشان.

اظهار آن امر عظیم در همچو مکانی و در چنین وقتی، نبود مگر از جانب حق تعالی نه به اجتهاد حضرت رسول‌(ص)، که عامّه تجویز کرده‌اند و نفهمیده‌اند که این قول منافی نصّ قرآن است که فرموده «وَ اَنِ احْکمْ بَینَهُمْ بِما اَنْزَلَ اللهُ» یعنی نه به اجتهاد، و نیز فرمود «وَ ما ینْطِقُ عَنِ الْهَوی اِنْ هُوَ اِلا وَحْی یوحی».

مقام وحی غیر از مقام اجتهاد است و اگر پیغمبر مجتهد بود، مخالفت او بر امت جایز می‌شد،زیرا اجماع منعقد است بر آن که حکم اجتهاد آن است که مجتهد دیگری را مخالفت آن جایز باشد، در صورتی که مخالفت با پیغمبر حرام است. و نیز مجتهد گاهی خطا می‌کند ولی نزد ما صدور گناه از نبی محال است چنان که در بیان عصمت انبیاء ذکر شد؛ و نیز اگر حضرت پیغمبر‌(ص) به اجتهاد خود عمل می‌نمود، جواب سؤال سائلین را به تأخیر نمی‌انداخت تا وحی نازل شود.

آنچه حاصل می‌شود از اجتهاد، ظنّ است ولی از وحی، قطع حاصل است و کلام آن حضرت خالی از آلودگی ریب است ولی کلام مجتهد چنین نیست، و فهمیدن آن حضرت حکم را در آنچه حق‌تعالی تصریح فرموده اجتهاد نیست.

آیهٔ نهم ـ «عُرْوَة الْوُثْقی لَا انْفِصامَ لَها».

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: هرکسی که می‌خواهد چنگ زند به عروةالوثقی، چنگ زند به ولایت علی‌بن ابیطالب‌(ع)، به درستی که ولایت او ولایت من و اطاعت او اطاعت من است، و هرکسی که می‌خواهد بشناسد حجّت را بعد از من، بشناسد علی‌بن ابیطالب‌(ع) را، و نیز فرمود: «مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِی مَوْلاهُ» یعنی کسی که من مولای او هستم، پس این علی مولای اوست.

آیهٔ دهم ـ «اُولئِک هُمْ خَیرُ الْبَرِیة».

احادیث بسیار وارد گردیده از طرق عامه که حضرت رسول خدا‌(ص) فرمود: در این آیهٔ شریفه مراد از خیرالبریه علی‌بن ابیطالب و اولاد طاهرین او می‌باشند، پس ایشان به امامت و خلافت لایق‌ترند.

این نحو اخبار که دلالت دارد به امامت و خلافت آن حضرت، مشترک است میان خاصّه و عامّه، اما مجعولات خاصّه اهل سنّت در خصوص خلفای ثلاثه مختص خود ایشان است و اصلاً اثری از آنها در کتب خاصّه پیدا نشده است.

چگونه دلیل می‌آورند و چگونه طعن می‌کنند علمای خاصه را در ثبوت امامت حضرت علی‌بن ابیطالب‌(ع) و این نیست مگر بی‌فهمی یا عدم تحقیق در حقیقت مطلب و یا عناد ایشان، و اجماعی که از اهل مدینه یا از اهل حلّ و عقد منعقد شود، در مقابل این نصوص چه ثمر دارد!

یکی از علمای خاصّه گوید که با مستبصری صحبت داشتم، در بین گفتگو وجه برگشتن او را پرسیدم، گفت: خالوئی دارم که فعلاً شیخ‌الاسلام است. شبی عرض کردم به خدمت او که من گمراهم، مرا به راه حق هدایت نما و گرنه وزر و وبالم به ذمّه توست.

گفت: حقیقت مطلب آن است که حق با شیعه است بنابر آنچه از کتب اخبار و علمای اخیار و به خود من معلوم می‌باشد. زیرا آنچه حضرت رسول خدا‌(ص) در خصوص حضرت علی‌بن ابیطالب‌(ع) فرمود، مشترک است میان عامّه و خاصه، و آنچه را که اهل سنّت بر آن منفردند، علمای خاصّه همهٔ آنها را ردّ کرده‌اند.

گفتم: حال که چنین است، چرا حق را نمی‌گوئید؟

گفت: خواهر زاده! با گفتن من محال است که کسی از مذهب خود برگردد زیرا علمای حاضرین، مستمری خور دولت خود می‌باشند و اگر اتفاق کنند همه را می‌کشند، یا لااقل مستمری ایشان را قطع می‌کنند. حالا امر، مشکل شده و کار از کار گذشته مگر این که حضرت قائم آل محمد‌(ع) ظهور فرموده و عالم را از این مذهب پاک نماید.

چون این بشنیدم، خدشهٔ فی‌الجمله که در دل بود، بالمرّه زایل گردید و چنگ به ولایت حلال مشکلات، حضرت علی‌بن ابیطالب‌(ع) زدم و حق از باطل و نور از ظلمت مثل صبح صادق از افق توفیق ربّانی تمیز یافت.

این را می‌گفت و درّ حق را به الماس آب دیده می‌سفت و بر ایام ماضیه تأسف می‌خورد و گرد و غبار ضلالت و جهالت را از زانوی هدایت می‌تکانید.

ادامه متن