افضلیت بر سایر انبیاء
فصل سوّم - محمد(ص)، اشرف انبیاء
افضلیت بر سایر انبیاء
واجب است ایمان به افضلیت پیغمبر آخرالزمان و اولاد طاهرین او صلواتالله علیهم اجمعین از جمیع ملائک و سایر انبیاءِ مرسلین. طریق استدلال و وجه دلالت آن است که حق تعالی در خطابات خود به آن حضرت «یا اَیهَا النَّبِی» و یا «یا اَیهَا الرَّسُولُ» فرموده و اسم آن حضرت را ذکر ننموده مگر به جهت شهادت خود به رسالت آن حضرت، بلکه کنایه آورده به الفاظ دیگر. ولی سایر انبیاء را با اسماء ایشان خوانده و این دلیل است به افضل بودن آن حضرت، به جهت آن که کنایه برای تعظیم شأن و توقیر و تجلیل و تفخیم امر آمده است.
وجه دیگر آن است که هرگاه به انبیاء دیگر رَمْی بهتان و عیب میکردند، با ایشان مجادله نموده و نفی آن عیب میکردند؛ ولی هرگاه آن حضرت را رَمْی بهتان و عیب مینمودند، حق تعالی خود مباشر مجادله با ایشان بوده و آیه میفرستاد، چنان که این مطلب از آیات کلامالله مجید معلوم میشود.
وجه دیگر این که به نصّ قرآن مجید، عدّهای از حضرات انبیاء علیهمالسلام با این که دارای مقام «اخلاص» بودند، ولی به مقام عالیتر از اخلاص، واصل نگشته دعا میکردهاند که در آخرت بدان رسند.
حضرت یوسف علیهالسلام به نصّ قرآن مجید از مخلَصین بوده «اِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصینَ» ولی آن حضرت از خدا طلب لحوق به صالحین را نموده عرض میکند «اَنْتَ وَلِیی فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَة وَ تَوَفَّنی مُسْلِماً وَ اَلْحِقْنی بِالصالِحینَ». بنابراین آن حضرت در دنیا به مقام «صَلوح» نرسیده بود و دعا میکرد که این لحوق، او را حاصل شود. حضرت ابراهیم نیز با آن که مقام شامخی در خلوص داشت، ولی عرض میکند «رَبِّ هَبْ لی حُکماً وَ اَلْحِقْنی بِالصّالِحینَ».
پس مقام «صلوح» عالیتر از مقام «اخلاص» است، که حضرت ابراهیم علیهالسلام الحاق خود را بدان از خدا مسئلت میکند. خداوند دعای او را در دنیا مستجاب ننمود، لکن تحقق آن را به جهان آخرت وعده فرمود «وَ لَقَدِ اصْطَفَیناهُ فِی الدُّنْیا وَ اِنَّهُ فِی الْآخِرَة لَمِنَ الصّالِحینَ».
البته آن مقام صلوح که انبیاءِ سلف آرزوی آن را داشتند، غیر از صلاحی است که همهٔ ایشان در دنیا دارا بودند «وَ وَهَبْنا لَهُ اِسْحقَ وَ یعْقُوبَ نافِلَة وَ کلًّا جَعَلْنا صالِحینَ»، که مقام صلوح بسی عالیتر و بالاتر است.
اما حضرت رسول اکرم صلیالله علیه و آله در دنیا به مقام صلوح رسید به دلیل این آیه شریفه که از قول آن حضرت ناطق است «اِنَّ وَلِیی اللهُ الَّذی نَزَّلَ الْکتابَ وَ هُوَ یتَوَلَّی الصّالِحینَ». آن بزرگوار در این آیه شریفه اثبات ولایت مطلقه حضرت احدیت را برای خود نموده و سپس میفرماید: ولی من آن کسی است که تولّی امور صالحین را مینماید.
آیهٔ شریفهٔ «اِنَّ اللهَ وَ مَلائِکتَهُ یصَلُّونَ عَلَی النَّبِی یا اَیهَا الَّذینَ امَنُوا صَلُّوا عَلَیهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیماً» نیز دلیل بر افضلیت آن حضرت نسبت به سایر حضرات انبیاء علیهمالسلام است. چه، به دنبال سلام و درود خداوند و ملائک، به سایر مؤمنین هم خطاب شده که به آن بزرگوار سلام و درود فرستند؛ و مسلماً حضرات انبیاء به جهت ایمان به آن حضرت، مشمول این آیه بوده و بر پیامبر سلام و درود میفرستند.
خدای تبارک و تعالی این حبیب خود را با کمالات عالیه مُتَأَدّب نمود، سپس او را الگو و اسوهٔ انسانها قرار داد و مردم را به اقتداء او امر کرد، چنان که در توصیف خصائل کمالی او فرماید «وَ اِنَّک لَعَلی خُلُقٍ عَظیمٍ». این آیهٔ شریفه پیش از همه آیاتی نازل شده که مربوط به کمالات آن بزرگوار است، زیرا سیر طولی بحث در نظم صناعی آن، مقتضی این است که اول اصناف کمال حاصل آید، آنگاه خلق عظیم به مقام تحقق رسد.
وقتی که از لحاظ علمی و عملی آن حضرت سرآمد همهٔ راهیان به سوی حق است، تمام سنّت و سیرت و شئون زندگی او اسوهٔ همگان خواهدشد، و قلمرو قدوه بودن او همسان منطقهٔ رسالتش جهانی خواهدبود.




