برزخ
دنیا محلّی است ناقص، و موجودات او ضعیف، و قابل تغیّر از حالی به حالی، که محتاج است مانند اطفال ضعیف به مهد و گهواره، که تعبیر از آن به مکان آورند، و محتاج است به دایه و مربّی، که تعبیر از آن به زمان آورند، و مکان و زمانِ این دنیا در غایتِ ضعف و کمالِ نقصان است.
وجود هر جزئی از مکانِ دنیا مقتضی عدمِ غیرِ خود میباشد و حضور هر جزئی از زمانِ دنیا، مستدعی غیبتِ ماسوای خود میباشد به خلاف آخرت، که آن محلّی است تامّ و مستقل، و موجودات آن قوی و معرّا از تفاسد و مبرّا از تضارّ، و زمان و مکانِ آن را انقضاء و احتجاب و انتها نیست.
خداوندِ عالَم، تمام نعمتهای خود را برای بنی نوعِ انسان آفریده و مقصود او بعد از ایصالِ نعمتِ وجود و تلبّس به لباس حیات و ایجاد ایشان از کَتمِ عدم در عرصهٔ شهود، اعطای وجود سرمدی و حیات ابدی است و نشئه دنیا را مزرعهٔ نَشئَه آخرت مقرّر فرموده است.
کوچ کردن از عالَمِ فناء به عالَمِ بقاء، موقوف است به طی مسافتی و خداوند عالم «برزخ» را مسافت آن نعمت جاودانی قرار داده، و امتحانخانهٔ حُسن و قُبحِ عمل بندگان را اجلی مقرّر فرموده، که بعد از انقضاء مدت، جزای اعمال ایشان را در خانهٔ مقصودِ جاودانی عطا فرماید: «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ».
از کلمات حضرات ائمهٔ اطهار علیهمالسّلام معلوم میگردد که بعد از موت، نفسْ باقی بوده و فناء بر او راه نمییابد و در آن حال، یا در نعمت و لذّت است اگر از محضِ اهل ایمان باشد، و یا در نقمت و زحمت است اگر از محضِ کفّار باشد، و یا مُهمَل میماند اگر داخل در مستضعفین بوده باشد.
واجب است اعتقاد بر سؤال قبر یعنی عالم برزخ، و سؤال و جواب، مستلزم حیات و قدرت بر تکلّم است. بنابراین قبر دو معنی دارد یا قبر بر دو نوع است: یکی محلّی که شخص در آنجا مدفون است. دیگری محلّی که روحْ توقیف شده، در مقام سؤال و جواب است، و منظور از قبر اصلی و فشار قبر، همین قسم اخیر است نه آن قبر ظاهری.
ادلّهٔ دالّه بر التذاذ مؤمنین و تعذیب کفّار بعد از مرگ از آیات، بسیار است از جمله این آیهٔ شریفه در حقّ شهدای طریق حقّ میباشد که در حقیقت، ایشان را نمیتوان از اموات محسوب داشت بلکه ایشان زندگانند:
«وَ لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ».
اما کلام در این که کیفیت ادراک روح در عالم برزخ چگونه است؛ دانستن آن واجب نیست. اعتقادِ اجمالی بر این که روح را در عالم برزخْ ثواب و عِقاب روحانی است، کفایت میکند و فهمیدن کیفیت ادراکات، بر مکلّف واجب نیست نه شرعاً و نه عرفاً، بلکه تدقیق در این باب برای اکثر مردم، موجبِ زَلَقِ اَقدام و اغتشاش افهام است.
سرنوشت روح در عالم برزخ
روح انسان پس از خروج از کالبد مادی، عَقَباتی سیر مینماید و پس از سیر عَقَبات، وارد عالم مقدس برزخ میشود. اگرچه خودِ عالم برزخ به معنایی، از عالم عَقَبات عظیمه است.
روح در عالم برزخ در مقام سؤال و جواب و صدور حکم است. تردیدی نیست که روح پس از خروج از کالبد جسمانی، داخل قالب مثالی میشود و در قالب مثالی عَقَباتی سیر میکند و با همان قالب مثالی وارد عالم برزخ شده، منتظر سؤال و جواب و صدور حکم میشود.
برای بعضی از ارواح، سؤال و جواب و صدور حکم پس از اندک مدتی پایان مییابد. برخی از افراد، سؤال و جواب و صدور حکمشان در مدت درازی انجام مییابد. برخی از ارواح بنا به مشیّت عُلیای حقّتعالی، سؤال و جواب و صدور حکم آنان در مدت بسیار طولانی انجام مییابد.
پس از صدور حکم، معین و مسلّم میشود که آیا این ارواح از محبوسین هستند یا در مقام
اَعرافند یا از مُتَنعّمین میباشند.
حاصل، پس از صدور حکـم، روح یا محبوس است یـا در مقام اَعراف و یا متنعِّم است.
کلیّهٔ محبوسین چند قسمند:
قسمی از محبوسین، پس از اندک مدتی نجات یافته، وارد مقام اَعراف میشوند. قسمی از ارواح، پس از مدت درازی از این محبوسیّت خارج شده، وارد مقام اَعراف میشوند.
قسمی از ارواح هستند که پس از مدت بسیار طولانی، برای آنها نجاتی حاصل شده، وارد مقام اَعراف میشوند. اما قسمی از ارواح هستند که تا قیام قیامت در آتش حسرت و عذابند.
محبوسین هر کدام از لحاظ عذاب و عدم آسایش و نیز از جهت حسرت و ندامت، مراتب دارند. در کلام بزرگان دین و آیات قرآن، به پوشاک و غذایشان اشاره شده که آنان بنا به مرتبهٔ خود، لباس و غذایی دارند و هر کدام به نوعی معذّب هستند.
افرادی که در مقام اَعراف هستند، آنها نیز چند قسمند:
بعضی از آنها امکان دارد پس از اندک مدتی نجات یافته، مُتَنعّم شوند.
بعضی از آنها امکان دارد پس از مدت درازی نجات پیدا کرده، متنعّم شوند. بعضی امکان دارد پس از مدت بسیار طولانی نجات برایشان حاصل شده، متنعّم شوند. بعضی امکان دارد تا قیام قیامت در همان مقام اَعراف باقی بمانند.
افرادی که متنعّم هستند، آنها نیز چند قسمند:
برخی از آنان در مرتبهٔ اَدنای جنتِ عالَمِ برزخ، متنعّم هستند. برخی از آنان در مرتبهٔ اعلای جنت عالم برزخ، متنعّم هستند. برخی در عالیترین مرتبهٔ جنّت عالم برزخ، متنعّم هستند.
احضار و تماس ارواح
آیا احضار ارواح امکانپذیر است؟ گرچه در برخی نشریّات و کتب، اظهار میشود که روحِ بعضی از مطرودینِ درگاه الهی احضار شد و چنین جواب داد، اما همهٔ اینها موهومی است، زیرا اصولاً احضار ارواحِ محبوسین در هر مرتبهای باشند، امکانپذیر نیست.
ارواحی که در مقام اَعرافند، احضار برخی از آنها امکانپذیر است نه همهٔ آنها، آن هم در لیالی و ایام مُتبرّکه.
یعنی در یکی از لیالی و ایام متبرّکه ممکن است این امر حاصل شود، شاید در بعضی شبها و روزهای عید جمعه، نه هر شب و روز جمعه.
فردی که احضار روح میکند، باید واجد شرایط شود، زیرا روحی کـه در اَعراف است با قالب مثالی یا قالب ملکوتی حاضر میشود. قالب مثالی یا ملکوتی را دیدگان ظاهری نمیتوانند مشاهده نمایند، لذا احضارکننده باید به مقامی از اتصال برسد و جسمش تا حدّی تبدیل به قالب ملکوتی شود. به عبارت دیگر، کالبد جسمانی او حالت ملکوت بگیرد تا بتواند اتصال پیدا نماید.
فردی که واجد شرایط باشد، پس از آن که در اثر اتصالْ کالبدِ جسمانی او حالت ملکوتی به خود گرفت، تا حدّی که مُجاز باشد، میتواند سؤال نماید و آن روح نیز اسراری را که مجاز است به او میرساند نه همهٔ اسرار را.
ارواحی که متنعّم هستند، بعضی از آنها را فقط در شب و روز مقدس جمعه میتوان مشاهده کرد، یعنی شب و روز جمعه میتوان روح آنها را احضار کرد. در غیر از این روزها، احضار متنعّمین عالم اَدنای برزخ امکانپذیر نیست. اما آنها که در مرتبهٔ اعلای عالمِ جنّت سیر میکنند، احضار ارواح آنها در کلیّهٔ لیالی و ایام متبرّکه امکانپذیر است. آنان نیز در مقام احضار، در لباس ملکوتی یا اَعرافی و یا جنّتی مشاهده میشوند، و فردی که میخواهد از این اسرار باخبر شود، باید کالبد جسمانیش حالت ملکوتی بگیرد، وگرنه معانی اخذ شده چندان معتبر نیست.
افرادی که در عالیترین مرتبهٔ عالم جنّت برزخ هستند، روح آنها همیشه آزاد است. اکثر اوقات فرد حائز شرایط میتواند با آنها تماس بگیرد و آنان نیز میتوانند در قالب مثالی و بالاتر از آن، در کالبد جسمانی هم تشریف آورند.
به طور کلی، حضرات انبیاء بالاخصّ حضرات معصومین(ع) با وجود این که سالهاست از دنیا رفتهاند، میتوانند هم در کالبد جسمانی و هم در کالبد مثالی تشریف بیاورند، و فردی که حائز شرایط باشد میتواند آنها را، هم در قالب مثالی و هم در قالب جسمانی مشاهده کند.
حال، آیا محبوسین و یا کسانی که در مقام اَعراف هستند و یا متنعّمین، اگر خودشان بخواهند میتوانند تماس بگیرند؟ محبوسین، همانطور که احضار آنها محال است، خود آنها هم نمیتوانند تماس بگیرند. ارواحی که در مقام اَعرافند، فقط بعضی از آنها اجازهٔ تماس دارند. اما آنهایی که در عالم اَدنای جنّت برزخی هستند، در اوقات معینه، هر موقع اراده کنند، میتوانند در همان قالب مثالی بیایند و فردِ مورد نظرشان را ببینند، اما فردی که مورد نظر است، امکان دارد آنها را نبیند بلکه با اشاراتی متوجه حضور آنها شود. ارواحی که در عالم اعلای جنّت برزخ هستند، در هر موقع میتوانند هم در قالب مثالی و هم در قالب جسمانی با سایرین تماس بگیرند مگر در موارد استثنایی.




