حضرت امام حسن عسکری(ع)
فصل ششم - امامت سایر حضرات ائمه اطهار(ع)
حضرت امام حسن عسکری(ع)
دلیل بر امامت آن حضرت، همان اخبار جدّش حضرت خاتمالانبیاء(ص) و معصوم بودنش بالاتفاق و بروز کرامات و تعیین پدر بزرگوارش او را بر امامت و وصایت و جانشینی خود میباشد.
آن حضرت بیشتر اوقات محبوس و ممنوع از معاشرت بوده و پیوسته به عبادت اشتغال داشت و مانند اجدادش، تمام صفات و ملکات فاضله را دارا و شریفترین مردم بود.
قدر و شرف هر کسی در پیشگاه الهی به میزان شرافت قلب اوست، و منزلت قلب به مراتب تجلّی انوار الهی است در آن، علیالخصوص تجلّی نوری که او روحِ ارواح است و قلبِ قلوب، نقطهٔ شهادت و غیوب است و کاشف کروب، مُزَیل عیوب است و مُبَینْ سرّ مکنون، ماءِ انهار بحور صدور است و مجموع انوار اسرار الهیت و ولایت، و معجزات کلّ انبیاء و اوصیاء و کرامات اولیاء و همهٔ قدرها از او حاصل است.
در حقیقت، اگر قدر حق بر دلی نزول کند، همهٔ قدرهای عالم از آن دل رخت بربندد، شب نکرهاش به روز معرفه درآید و جهل مجملش تبدیل به تفصیل علم شود، قدم در بساط اخلاص نهد، بکلّی از ماسوی و محبوبیتهای کذایی بگذرد و در مجامع جمعیت، در محراب فردانیت معتکف شود و بُعدش قرب گردد، که قدر هر کسی به نسبت قرب اوست به حق و بُعد اوست از خلق، و این معنی موقوف بر تعین نبوده همیشه ثابت است.
آری قدر و شرف را باید در درون خود جستجو کرد نه در اجزاء بیرون از وجود خود، این است که بزرگان فرمودهاند: ای انسان تو خود قدری، خود را دریاب. کسی که قدر خود را یافت و بدین مقام رسید، هر شب او قدر و هر روزش عید، و قول او سدید، و دل او بر بساط علم مطلقیه منبسط، ناسوت او به رنگ لاهوت درآمده، ملکوت و جبروتش یکی است. این است سرّ اشارت حضرت امام حسن عسکری(ع) که «اِنَّ الْوُصُولَ اِلَی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَفَرٌ لا یدْرَک اِلا بِاِمْتِطاءِ اللَّیلِ» واصل شدن به آستان قدس الهی، سفری است که جز با شب زندهداری و خلوت دل میسر نیست. این همان سفر مقدّس و تحول قلبی مبارکی است که ایام و لیالی را بر او مقدس نموده، حق تعالی و کرّوبیان ملأ اعلی هر آن به او سلام و درود گویند. این سلام که تجلّی همان نور الهی است به آن قلوب، بشارت است به سعادت و امنیت و سلامتی در دنیا و عقبی، بالاخصّ سلامت قوای باطنی انسان از گزند آفات.
مظهر اعلای قدر و شرف و سلام و درود پروردگار در آن عصر، وجود مقدس حضرت امام حسن عسکری بود. آن بزرگوار از جملهٔ محبوبین الهی است که آنان را سه سلام است:
سلام اوّل، سلامی است که روز میثاق به سمع جان شنیدند «سَلامٌ عَلَی عِبادِهِ الَّذینَ اصْطَفی». مراد از عباد در این آیه شریفه، مقربین درگاه الهی، خصوصاً حضرت رسول اکرم(ص) و اوصیاء اویند. آنان کسانی هستند که در ازل اِصطفائیت یافتند و در ابد به هدایت رسیدند. البته امتیازات هر انسانی به نسبت فعلیت قوای اختیاریه اوست، و افعالی که ظهور آنها ناشی از قوای اختیاریه نباشد، موجب امتیاز نیست. خدای تبارک و تعالی، عالم پنهان و آشکار و دانای گذشته و آینده و حال، به مراتب امتیازیه هر فردی قبل از خلقت واقف بوده، میدانسته که اعمال ایشان الهی محض خواهد شد. لذا با انتخاب آنان، اراده کرد تا این ذوات مقدس وسیله دافعیه و رافعیه رجسهای باطنی دیگران و موجب تطهیر قلوب طالبان باشند.
سلام دوم، سلامی است که از لسان سفیر الهی شنیدند. سلام مردان الهی را ممکن است ظاهراً اکثر مردم بشنوند، ولی خوشا به حال کسانی که آن سلام را بالاخصّ از لسان باطنی سفیران الهی میشنوند «اَلَّذینَ یؤْمِنُونَ بِآیاتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَیکمْ».
سلام سوم، سلامی است که چون حجاب برخیزد، عیان به مقام مشاهده آید، بی سفیر و بیواسطه از ناحیه خود، آن را بشنوند «سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحیمٍ».
از کلمات حکمتآمیز حضرت امام حسن عسکری(ع):
با مردم جدال مکن که مقام و قدرت ظاهری تو از بین خواهد رفت.
مزاح مکن که باعث جرئت و دلیری دیگران بر تو میشود.
در جواز بلکه استحباب لطیفهگویی برای اِدخال سرور در قلب مؤمن اشکالی نیست، لیکن اگر از حدّ بگذرد یا کلمات زشت و وقاحتآمیز باشد یا منجر به ایذاء مؤمن و کدورت شود، مذموم است.
پارساترین مردم کسی است که در برابر شبهه توقف کند، و عابدترین مردم کسی است که برپا دارد فرایض را، و زاهدترین مردم کسی است که ترک کند حرام را، و از همهٔ اینها بالاتر کسی است که ترک کند گناهان را.
از ادب دور است که انسان نزد شخص غمناکی اظهار خوشحالی کند.
خداوند سبحان برای شرور قفلهایی قرار داده و کلید آنها شرب خمر است.
حضرت صادق(ع) فرموده: شراب امُّالخبائث است؛ و نیز فرموده مهار شخص مست به دست شیطان است، هر جا که خواهد او را میکشد.
حضرت پیغمبر(ص) فرموده: بپرهیزید از شراب و هرچه سکرآور است که مسکرات کلید جمیع گناهان است. ضررهای روحی و جسمی و اخلاقی و اجتماعی و اقتصادی شراب و مسکرات روی اصول علمی و طبّی و تجربه، ثابت شده است.
خداوند تبارک و تعالی در قرآن مجید میفرماید «یا اَیهَا الَّذینَ امَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلوة وَ اَنْتُمْ سُکاری» یعنی ای کسانی که ایمان آوردهاید نزدیک نماز نشوید در حالی که شما مست هستید. نکته قابل توجه و اهمیت این است که مسکر یعنی مست کننده، اختصاص به شراب و بَنْگ و چَرْس ندارد هرچه انسان را مست و از خود بیخود کند، مانند مقام ظاهری و ثروت و غرور و خودبینی مانند شراب است؛ و کسی که نماز حقیقی را بجا میآورد، نباید هیچ یک از این مستیها را داشته باشد.




