حضرت امام زینالعابدین(ع) (قسمت سوم)
فصل ششم - امامت سایر حضرات ائمه اطهار(ع)
حضرت امام زینالعابدین(ع) (قسمت سوم)
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَارْزُقْنی صِحَّة فی عِبادَة وَ فَراغاً فی زِهادَة وَ عِلْماً فِی اسْتِعْمالٍ وَ وَرَعاً فی اِجْمالٍ».
خداوندا بر محمد و آلش درود فرست و مرا تندرستی در عبادت و فراغت در زهد و علمی توأم با عمل و پارسائی مقرون با رفق و نیکویی، روزی ساز.
صحّت در بدن و عمل و بسیاری از امور استعمال میشود. صحّت بدن عبارت است از حالتی که افعال بدن به مجرای طبیعی باشد، و صحّت نماز آن است که تکلیف را ساقط کند، و صحت عقد آن است که آثار شرعی بر آن جاری شود و صحت خبر آن است که مطابق واقع باشد، و صحت عبادت آن است که به قصد عبودیت و بندگی به خدا به جا آورده شود و موجب خضوع و خشوع به درگاه خداوند جلّ و علا گردد.
عبادت باید از ریب و ریا و هرگونه اغراض نفسانی و وساوس شیطانی خالی گردد، و به عبارت دیگر محرّک و داعی بر عبادت، اطاعت امر مولی شود. عبادت به جهت نعم آخرت اگرچه تکلیف را ساقط میکند ولی عبادت کامل نیست. افضل و اکمل عبادات آن است که عابد عبادت را به جا نیاورد مگر به رضای حقّ جلّ و علا، و آن حضرت نیز مرتبهٔ کمال عبادت را که نتیجهاش کمال قرب ربوبی است از خداوند متعال درخواست نموده. منظور از عبادت، هر عملی است که به قصد قربت و در مقام عبودیت انجام گیرد و انحصار به اعمال عبادی خاص از قبیل نماز و روزه ندارد، بلکه اعمال خیر نیز جزئی از عبادات را تشکیل میدهند.
قول آن حضرت «فَراغاً فی زِهادَة»، زهد در لغت به معنی ترک میل است به هر چیز دنیوی به واسطه داشتن رغبت ظاهری بر آن و در اصطلاح، ترک راحتی دنیا و طلب راحتی آخرت است. آن حضرت از خدای خویش درخواست نموده که او را از مهمّات دنیویه خلاصی داده و در نتیجه توجه به غیر خدا نکند و ماسوای حق او را مشغول نسازد.
قول آن حضرت «وَ عِلْماً فِی اسْتِعْمالٍ». در اینجا مقصود از علم، علمی است که تعلق داشته باشد به کیفیت عمل، زیرا که علم دو قسم است: یکی علم عقلی که تعلق به کیفیت عمل ندارد مانند علم به وجود اقدس باریتعالی و افعال و صفات او، و قسم دیگر علمی است که متعلّق باشد به کیفیت اعمال و عبادات و ترک معاصی.
علم و عمل برای روح انسان به منزلهٔ دو بالند که باید آدمی هر دو را تقویت کند تا وقتی که مرغ جانش از قفس تن رهائی یافت، پر باز کند و به ملکوت اعلی پرواز نماید. اگر یک بال داشته باشد، یعنی بداند و عمل نکند، یا عمل کند بدون علم، یا هیچ بال نداشته باشد، یعنی نداند و عمل هم نکند، معذّب خواهد بود و یک معنی عذاب، همین است که انسان از سیر در مدارج کمال محروم مانَد.
عمل بدون علم باطل است و علم بیعمل بیثمر، چنان که حضرت امام چهارم فرماید: اگر علم همراه عمل نشود، موجب ایجاد کفر خواهد شد و صاحبش را از خدا دورتر میکند. حضرت علی علیهالسلام نیز فرماید: هر که علم را از اهلش یاد بگیرد، نجات خواهد یافت و اگر غرض و مقصودش طلب دنیا شود، از همین دنیا بهرهمند خواهد شد. و حدیث دیگر معروف است: عالمی که عمل به علمش نکند، مانند درخت بیثمر است.
شرافت هر علم مربوط به شرافت معلوم و موضوع آن است، و چیزی اشرف از حق و احکام او نیست. علم حقیقی بر سه قسم است: عقاید عقلانیه و اخلاق نفسانیه و اعمال جسمانیه. اگر تحصیل این علوم نیز برای خدا نبوده و برای اغراض نفسانیه و آثار دنیویه باشد و قلب منوّر به نور حقیقت نگردد، موجب نخوت و تکبّر و جهل مرکب خواهد شد.
باید طالب علم شد و علم را از اهلش آموخت و آن را توأم با عمل کرد، و از علومی که مایهٔ کفر و ضلالت است، دست شست و آئینهٔ دل را بدان نیالود. آن حضرت در این دعا ورع را از خدا خواسته و در لغت، ورع بازداشتن نفس است از آنچه خدا حرام کرده، و برای ورع چهار درجه است:
اول ـ نگاه داشتن نفس از آنچه موجب فساد شده و عدالت را ساقط میکند.
دوم ـ ورع کسانی است که از آنچه شبههناک است دوری جویند.
سوم ـ ورع کسانی است که ترک حلال کنند که مبادا به حرام افتند، مثلاً صحبت از غیر نکنند که مبادا منجر به غیبت شود.
چهارم ـ ورع صدّیقین است که از ماسوای حق اعراض کنند که مبادا ساعتی از توجه ایشان به حق کاسته شود.
آن حضرت در این دعا کمال مرتبهٔ ورع را از خدای خویش درخواست نموده است.
«اَللّهُمَّ اخْتِمْ بِعَفْوِک اَجَلی وَ حَقِّقْ فی رَجاءِ رَحْمَتِک اَمَلی وَ سَهِّلْ اِلی بُلُوغِ رِضاک سُبُلی وَ حَسِّنْ فی جَمیعِ اَحْوالی عَمَلی».
خدایا مدت عمر مرا با عفو خود به پایان بر، و آرزویم را در امید رحمتت به تحقق رسان. و راههایم را برای رسیدن به سر منزل خشنودیت هموار ساز و عمل مرا در همهٔ احوالم نیکو گردان.
ختم آخر هر چیزی است، حضرت پیغمبر صلیالله علیه و آله خاتم پیغمبران است، زیرا سلسلهٔ پیغمبری به وجود مقدس وی ختم گردیده و هر که بعد از آن حضرت ادّعای پیغمبری کند، ادّعایش باطل و از درجهٔ اعتبار ساقط باشد. حضرت سجاد(ع) خواسته است در آخر عمر مشمول عفو پروردگار خویش باشد که حسن و خیر عاقبت امور همین است.
رجاء به معنی امید، تعلق قلب است به حاصل شدن امر مطلوب در آینده، و آن حضرت خواسته است که آرزو تحقق پیدا کند در امید، و وسایل آن فراهم گردد. بزرگان فرمودهاند که باید شخص مؤمن بین خوف و رجاء باشد، یعنی وقتی عدم قابلیت و قصور و گناه و عمل خود را در نظر آورد، مأیوس شود و چون توجه به رحمت واسعهٔ الهی نماید، امیدوار شود.
سُبُل جمع سبیل به معنی طریق و راه است و در اینجا، مراد طاعات و خیرات و اسبابی است که انسان به واسطهٔ آنها ملکات فاضله و رضای خدا را تحصیل کند در جمیع احوال، یعنی هنگام صحّت و مرض و عزّت و خواری و فقر و غنا و سفر و حضر از انجام وظایف و تکالیف خودداری ننماید.
این موفقیت بدون تفکر ممکن نیست چنان که حضرت علی علیهالسلام میفرماید: تفکر است که انسان را به نیکویی و عمل میکشاند. حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله میفرماید: تفکر یک ساعت از عبادت هفتاد ساله بهتر است. حضرت صادق علیهالسلام نیز میفرماید: تفکر چون آئینهای است در قلب که خوبیها در آن منعکس شود و به دل روشنایی بخشد. خداوند متعال در قرآن مجید میفرماید: «اَوَلَمْ یتَفَکرُوا فی اَنْفُسِهِمْ ما خَلَقَ اللهُ السَّمواتِ وَ الْاَرْضَ وَ ما بَینَهُما اِلا بِالْحَقِّ».
تفکر طلب علم غیر بدیهی است از مقدماتی که انسان را به او رساند. تفکر سبب ایجاد علم و علم سبب ایجاد حالت نفسانیه و توجّه به عالم آخرت شود، در این صورت قهراً نورانیتی در دل پدیدار گردد.
تفکر سیر باطنی است از مبادی به سوی مقاصد، و کسی از نقص به کمال نرسد مگر به واسطهٔ این سیر. تفکر بالاترین مقامات و اعظم عبادات و بلندترین درجات است.




