حضرت امام صادق(ع)
فصل ششم - امامت سایر حضرات ائمه اطهار(ع)
حضرت امام صادق(ع)
حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام، امام ششم شیعیان است و کسی انکار فضایل و مناقبش را نداشته و ندارد. دلیل بر امامت آن حضرت، تصریح جدّش حضرت رسول اکرم(ص) و تعیین پدر بزرگوارش است. فضایل و مناقب آن حضرت به اندازهای است که قلم از تحریر و زبان از تقریر عاجز است.
آن حضرت از دیگر برادرانش افضل و اکمل و در میان عامّه و خاصّه به فضیلت و کمال و زهد و تقوی مشهور بود. از علوم آن حضرت به اندازهای نقل کردهاند که در تمام بلاد و اطراف عالم منتشر گردیده است. مردم از عامّه و خاصّه از اقطار عالم به خدمتش میشتافتند و از مسائل و احکام و تأویل قرآن سؤال مینمودند و از فرمایشات آن حضرت بهرهٔ کافی و وافی میبردند.
حضرت صادق علیهالسلام، ثمرهٔ زیبای شجرهٔ طیبهٔ خلقت و مظهر اعلی و اتمّ اسماءالحسنای الهی بود. چه، غرض از خلقت، حصول معرفت است و حقیقت اوامر سمعیه نیز ظهور تکالیف عقلیه است؛ یعنی حرکت به سوی عالم تجرّد و اطلاق، و فناء در فعل، اسم، صفات و ذات مقدس مبدأ المبادی و غایت الغایات. در این حالت است که بنا به آیات قرآنیه، حیات ابدیه و بقاء به معبود بر او ثابت گردد.
خداوند متعال در قرآن میفرماید که کشتهشدگان در راه خدا زندهٔ جاویدند و در نزد پروردگارشان مرزوق «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ» که هم اشارت است بر کشتهشدگان به لشکر کفر و شیطان در جهاد اصغر، و هم به کشتهشدگان به جند رحمت و ایمان در جهاد اکبر. و نیز میفرماید هر چیزی فنا و نیستی پذیر است مگر وجه پروردگار «کلُّ شَیءٍ هالِک اِلا وَجْهَهُ» و سرانجام در آیتی دیگر میفرماید آنچه نزد خداست بقاء و ثبات دارد «ما عِنْدَکمْ ینْفَدُ وَ ما عِنْدَاللهِ باقٍ».
آیات مذکور دلالت دارند آنان که نزد پروردگارشان زندهٔ جاویدند، «وَجْهُ الله»اند که بوار و زوال بر آنها راه ندارد. این وجه زوالناپذیر همان اسماء الهی است که خداوند متعال، صفت عزّت و جلالت را بر آن مترتّب ساخته «کلُّ مَنْ عَلَیها فانٍ وَ یبْقی وَجْهُ رَبِّک ذُوالْجَلالِ وَ الْاِکرامِ» در این آیه کلمهٔ «ذُو» صفت است برای وجهی که ذُوالْجَلالِ وَ الْاِکرامِ بوده و پایدار است.
وجه هر شیء عبارتست از چیزی که مواجهه بدان حاصل شود. وجه هر چیزی مظهر اوست و مظاهر، جمله اسماءاللهاند که مواجههٔ خدا با تمام مخلوقات خود به وسیلهٔ آن انجام مییابد. بنابراین، آنان که به فیض سعادت «بَلْ اَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ» رسیدهاند، اسماء جلالیه و جمالیه پروردگارند، زیرا فناء در ذات حق، ملازم است با وجهالله شدن و مظهراسماء و صفات الهی گشتن. مراد از فناء در این مقام، فانی و معدوم شدن ذات عارف از نفسالامر نیست، بلکه مراد مقصور کردن نظر است به مشاهدهٔ عظمت کبریای خداوندی.
محراب جلال و جمال و مظهر صفات کمال الهی، حضرات ائمه اطهارند، چنان که خود بدان اشارت فرمودهاند که «نَحْنُ اَسْماءُ اللهِ». سیره و احوال این بزرگواران گویای این واقعیت است که آنان بقدری مستغرق و فانی در بحر جمال و جلال حق بودند که هیچ نمیدیدند جز خدا، و هیچ نمیگفتند جز به زبان خدا، و به هیچ امری مبادرت نمیورزیدند جز به اراده و فرمان خدا. در هنگام مناجات و نماز، صعقهٔ الهیه آنان را چنان فرا میگرفت که از تمام ماسویالله منصرف و در ذات احدیت محو میشدند، بطوری که پیکان دردناکی را در حال نماز از پای حضرت مولیالموالی خارج کردند و ایشان ملتفت نشدند. این است معنای فناء فیالله و بقاء به او، نه آنچه را که برخی بیخبران از عرفان و جماعتی از متصوّفه توهّم کردهاند. بنابراین، حقیقت مواجهه با اسماءالله، فانی شدن سالک است در انوار مقام ولایت تا معنی حقیقیهٔ «للهِ الْاَسْماءُ الْحُسْنی فَادْعُوهُ بِها» بر او ظاهر گردد.
امام صادق علیهالسلام، محراب جمال کبریایی و مظهر اعلای اسماءالحسنای الهی، بزرگترین حافظ و ناشر دین مقدس الهی است. قرآن مجید که عینالحیوة جاودانی و دستورالعمل کامل زندگانی است، نباید از بین رود و این دین مقدس ارکانش تزلزل پذیرد. خداوند هم این کتاب را همواره نگاهداشته و اسباب را بر حفظ آن تا قیام قیامت مهیا ساخته، و بزرگترین اسبابش را بعد از حضرت رسول(ص) دوازده امام و وصی و جانشین قرار داده که در حفظ و نگهداری این کتاب آسمانی، جدّ بلیغ نمایند. ایشان هم به اعلی درجه این وظیفه را انجام دادند و در هر زمان به مقتضای آن رفتار نمودند؛ گاهی به شمشیر زدن و وقتی به خانه نشستن و تحمل مصائب و شدائد نمودن، چنان که حضرت امام حسن(ع) با دشمن سازش کرد و حضرت امام حسین(ع) قیام کرد و به شهادت رسید.
اکثر حضرات ائمه اطهار علیهمالسلام با بروزات علمی و تزریق روحانیت، این کتاب و دین را نگاهداشتند. فقط دو نفر از ایشان دست به قائمه شمشیر زد یکی حضرت علیبن ابیطالب و دیگری حسینبن علی، و بقیه به تبلیغات و تعلیمات کوشیدند و سخنان جواهرآسای خود را گوشزد عالمیان نمودند. مخصوصاً حضرت محمد باقر و حضرت صادق که زمان ایشان مصادف شد با زمان ضعف بنی امیه و عدم اقتدار بنی عبّاس، و مردم توانستند دور این دو بزرگوار جمع شوند و از علوم و معارف ایشان بهرهمند گردند.
زمان حضرت صادق را میتوان عصر نهضت علمی دانست زیرا که برای نشر حقایق و کشف رموز قرآن بسیار مساعد بود. حضرت صادق از مقتضیات زمان و مکان استفاده کرده حقایق علوم را به مردم آموخت، و تا حدّ مقتضی پرده از روی اسرار معارف دینی برداشت.
امام صادق به نشر علوم قیام نمود و در مقابل نهضت سیاسی، یک جنبش علمی و حرکت فکری بوجود آورد و با ادلّه و براهین منطقی، عقیدهٔ ثابت و پابرجای فرقهٔ امامیه را که محکمترین و استوارترین عقاید است اثبات فرمود و این جهاد، از خطیرترین مجاهدات عالم اسلام است.
آری در معارف الهیه، علاوه بر مجاهدات در دو جبههٔ جهاد اصغر و اکبر، جهاد مهم دیگری نیز مطرح است و آن جهاد ادبی یا دعوت به هدایت است. خدای تبارک و تعالی در قرآن مجید، دعوت به هدایت را جهاد کبیر معرفی فرموده «فَلا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً کبیراً» که در این آیهٔ مبارکه «بِهِ» یعنی با قرآن.
جهاد قرآنی را خداوند متعال، کبیر نامیده زیرا مأموریت اصلی هادیان الهی، ارشاد و تعالی افکار و قلوب است و سلاح حقیقی آنان در این جهاد عظیم، علم و حکمت راستین است، چنان که خود فرموده «اُدْعُ اِلی سَبیلِ رَبِّک بِالْحِکمَة وَ الْمَوْعِظَة الْحَسَنَة وَ جادِلْـهُمْ بِالَّتی هِی اَحْسَنُ». موفقیت در این جهاد، منوط است به حصول حقایق و افاضات ناب معنوی از سرچشمهٔ وحی الهی، که آن نیز مرهون مجاهدتهای خالصانهٔ مجاهد است در جبههٔ جهاد اکبر، و همهٔ این مراتب در حدّ اعلی در وجود مقدس امام صادق علیهالسلام متجلّی بود.
علومی که از آن حضرت نقل شده اگرچه بیشتر در احکام و عبادات و معاملات و طهارت و حج و غیر آنهاست، ولی اختصاص بدانها نداشته در توحید و کلام و عقول، تعالیم بسیاری دارد. علاوه بر اینها، امام صادق هزاران چشمهٔ علمی به روی مردم گشود و رشتههای مختلفی از علوم مادی، طبیعی، طبّی، شیمیائی و فیزیکی را به شاگردانش تعلیم فرمود. کتاب مقدس توحید مُفَضَّل که از آن حضرت بجای مانده شاهد قوی بر این مدّعاست، همچنین آن بزرگوار در علوم غریبه و ریاضیات و جَفْر، مهارتی به تمام داشت.
آری حضرت صادق(ع) از زمرهٔ آن بندگان مخلَص خدا بود که در اثر متابعت و پیوستگی به سید اولین و آخرین(ص)، بر کلّی کاینات عبور کردهاند و از «قابَ قَوْسَینِ» درگذشته و در سرّ «اَوْ اَدْنی» دیدهٔ بصیرت به کحل «ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغی» مکحّل گردانیدهاند، و در مطالعهٔ «رَأی مِنْ آیاتِ رَبِّهِ الْکبْری» خانهٔ دل را با انوار «یهْدِی اللهُ لِنُورِهِ مَنْ یشاءُ» منوّر ساختهاند.




