حکمت خلق اسماء
سرّ این که حقتعالی اسماء و معانی را خلق کرد، دو چیز است:
اول آن که مخلوقاتِ او محتاجند به سوی او، و تحقیق این مطلب آن است که خداوند عالَم مِن جمیعالجَهات، بایِن است با مخلوقات خود، و واجب گردید که در بین، واسطهای باشد که به وسیلهٔ آن نسبتی شود به سوی حق.
دوم آن که احدی را ممکن نیست توسّل بر کبریای احدیت، چنان کبریایی که حقایق و ذَوات همه مُستهلکاند پیش او، لذا واجب گردید خلق اسماء و معانی، و این وجه، برهان است برای خلق اسماء از جهت علتِ غائیه. چه، موجوداتْ بعد از آن که صادر گردیدند از علت خود، محتاج شدند به سوی او بر اداء شکرِ نعمِ غیرِمتناهیه و جلب منافع مُتَصَوّره و دفع مَضارّ مُتَوَهّمه. به عبارت دیگر، هر موجودی از موجودات، طلب میکند از خداوند عالَم به لسان استعداد خود، کمالی را و این استعداد نیز از مواهب الهی است.
طریق وصول بر اشیاء منحصر است در سه چیز: عقل و تخیل و احساس. حقیقت محسوس، گاه با ذوق و گاه با شمّ و گاه با لمس و گاه با بصر و گاه با سمع معلوم میشود، و حقیقت شیءِ مُتَخَیَّل آن است که قوهٔ خَیّاله آن را مییابد، و حقیقت شیءِ معقول درک میشود با قوّهٔ عقلیه.
این سه طریق، طرق تذکّر حقایق و احضار آنهاست و خداوند عالَم، اجلّ است از این که مذاهب عقول بر آن رسد، تا چه رسد خیال و حسّ. پس خالق عالَم، اسماء و معانی را خلق کرد که آنها وسیلهای باشند بر ذکر عبادْ پروردگار خود را، و این اسماء، اَقرب اشیاءاند به سوی حق تعالی.
اسم الله
در بین اسماء الهی، اسم «الله» از باقی اسماء، به چند چیز امتیاز یافته است:
اول – مشهورترین اسماء، الله است.
دوم – محل آن در قرآن مجید، بالاترین آنهاست.
سوم – در دعا نیز بالاترین آنهاست.
چهارم – کلمهٔ اخلاص یعنی «لا اِلهَ اِلاَّ الله» به آن اختصاص یافته است.
پنجم – شهادت به آن تحقق پذیرد.
ششم – اسم است برای ذات مقدس حقتعالی و اطلاق بر غیر نمیشود.
هفتم – اسم است و باقی اسماء صفت که بر غیر اطلاق میشود، مانند این که گوییم فلانی عالِم است.
هشتم – تمامی اسماء نام برده میشود به اسم «الله»، چنان که گوییم مثلاً صابر اسمی است از اسماء الله، و نمیگوییم «الله» اسمی است از اسماء صابر.
بنابراین «الله» جامع معانی کل اسماءُ الحُسنای الهی است، به طوری که این اسم مبارک، «اسم اعظم» است.




