جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

رجعت، حشر خاص

واجب است اعتقاد به رجعت دنیوی عدّه‌ای که خدا خواهد. منکرین گفته‌اند رجعت بعد از موت به این عالم، منافی تکلیف است، زیرا کسی که از این دنیا رحلت نمود، تکلیف از او مرتفع شده و آمدن او دوباره به این عالم ثمری ندارد، و گویند مراد از رجعت، رجوع دولت حقّه است نه رجوع اشخاص و احیاء اموات.

دلیل ما منحصر نیست به اخبار که تَطَرُّق تأویل بر آنها ممکن باشد، بلکه به اجماع اکثر علمای شیعه و آیات و اخبار صریحه غیر قابل تأویل که از حدّ تواتر بالاتر است، رجعت حتمی‌الوقوع است و عقل نیز حکم می‌کند به جواز آن، زیرا رجعت دوباره به همین عالم، مقدور خداست و هرچه داخل در مقدور خدا شود، ممکن است وقوع آن، چنان که در سایر اُمم نیز واقع شده: «أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ خَرَجُواْ مِن دِیَارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللّهُ مُوتُواْ ثُمَّ أَحْیَاهُمْ».

و نیز در خصوص حضرت عُزَیر نبی‏الله، که صد سال از موت او گذشته بود که خداوند متعال او را زنده کرد، چنان که می‌فرماید: «فَأَمَاتَهُ اللّهُ مِئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ‏» و همهٔ اینها در عالَمِ تکلیف واقع شده است.

باید دانست کـه قیام حضرت قائم‌‌‌‌‌‌‌‌‌(ع) از رجعت نیست، زیرا کـه رجعت بعد از موت می‌شود و آن بزرگوار هنوز زنده است در عالم تکلیف، و اطلاق رجعت بر زمان آن حضرت، به اعتبار مبعوث شدن عدّه‌‏ای از حضرات اولیاء است که زنده شده، و آن حضرت را نصرت و یاری خواهند کرد.

در اثبات رجعت کفایت می‌کند آیات صریحه و اجماع علمای شیعه، بلکه آن را از ضروریّات مذهب شمرده‌اند. آیاتی است که خودِ اهل ذکر و اهل بیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌(ع) تفسیر کرده‌اند به رجعت، از جمله این آیهٔ شریفه: «وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِن کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا» که مربوط است به رجعت، لیکن آیهٔ شریفه: «وَ حَشَرْنَا هُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا» مربوط است به روز قیامت.

مراد از حشر در آیهٔ اوّلی، «حشر خاص» است که آن حشر، بعضی را هست و بعضی را نیست و آن را «حشر اصغر» فرموده‌اند که عبارت است از رجعت، و مراد از حشر در آیهٔ ثانیه، «حشر عامّ» است که مربوط است به روز قیامت و آن را «حشر اکبر» فرموده‌اند.

مراد از محشور شدگان در آیهٔ اوّلی، فوجی است از هر امّت، ولی در آیهٔ دوّمی، بر هر امتی و هر کسی است که می‌فرماید: «و فرو‏‏نگذاریم از ایشان احدی را». تفسیر آیهٔ اوّلی را از حضرت صادق علیه‏السّلام پرسیدند، آن حضرت فرمود: آیا حق‏تعالی روز قیامت فوجی را محشور می‌کند و باقی می‌گذارد دیگران را؟ این است، جز این نیست که آن آیه مربوط است به رجعت، لیکن این آیه مربوط است به روز قیامت که حق‏تعالی فرماید «و آنان را گرد می‏‏آوریم و فرو‏ نگذاریم از ایشان احدی را : وَ حَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا».

شخصی از حضرت امام محمّد باقر‏‌‌‌‌‌‌‌‌‌(ع) پرسید: کدام آیه در قرآن مجید دلالت دارد بر رجعت؟ آن حضرت فرمود: «آیا اهل عراق رجعت را انکار می‌کنند؟» آن شخص عرض کرد بلی. آن حضرت فرمود: مگر نخوانده‌اند در قرآن این آیه را: «وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِن کُلِّ أُمَّهٍ فَوْجًا». وجه استدلال آیهٔ «وَ یَوْمَ نَحْشُرُ» به رجعت آن است که کلمهٔ «مِن» تبعیض است، یعنی بعضی محشور خواهند شد نه همهٔ ایشان و «این روز»، صفتِ روز قیامت نیست.

رجعت در زمان ظهور

اخبار بسیار از حضرات ائمهٔ اطهار‏‌‌‌‌‌‌‌‌‌(ع) وارد شده است که در قیام حضرت حجّت‌‏‏‌‌‌‌‌‌‌‌‌(ع)، عدّه‌‏ای از دوستان ما زنده شده و از دیدن دولت حقّه شاد خواهند شد، و نیز زنده می‌شوند عدّه‌‏ای از دشمنان و فُجّار که آن حضرت از ایشان انتقام می‌گیرد. هیچ عاقل در این مطلب شکّ ‌‏نمی‌کند که رجعت مقدور الهی است، چنان که در اُمم سابقه نیز واقع شده، مانند رجعت حضرت عُزَیر و اصحاف کهف و غیر آنها.

اثبات رجعت با ظواهر اخبار ثابت نشده است که تَطَرُّق تأویل بر آنها ممکن باشد، بلکه کفایت می‌کند بر اثبات آن، آیات صریحه و اجماع علمای شیعه، و قول اولیاء هم مؤید و مُعتَضِد آن است. شرطی از شروط مقبولی عبادت، اعتقاد و ایمان به امامت است، چنان که حضرت رضا‏‌‌‌‌‌‌‌‌‌(ع) فرمود: «مَن قَالَ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ دَخَلَ الجَنَّةَ بِشَرطِها وَ شُرُوطِها وَ اَنَا مِن شُرُوطِها». بدان ملاحظه، حضرت قائم سلام الله علیه، شرطی از شرایط مُعین توحید بلکه در حقیقت، کلیهٔ شروط مُعین توحید می‌باشد، و سعادت جاودانی در معرفت قلبی به آن حقیقت الهی است و بس، صلوات خدا بر آن مُعین‌‏ شجرهٔ طیبهٔ توحید و نور درخشندهٔ وادی ایمن و جامع کمالات صوری و معنوی باد.

اما کیفیّت رجوع بنا بر آنچه از اخبار صحیحه معلوم می‌شود، مؤمنین لبّیک گویان از قبور خویش برمی‌خیزند و به سوی مطلوب می‌شتابند و در آن عصر درخشان، مُضمَحِل گردند مُخِلّون، و هلاک شوند کاذبون، و نجات می‌یابند مقرّبون.

رجعت برای همهٔ اولیاء عصر غیبت کبری و عدّه‌ای از مؤمنین محضْ و کفّار محضْ است و برای غیر مؤمن محض و غیر کافر محض نیست، بلکه ایشان تا روز حشر اکبر در عالم برزخ باقی خواهند ماند.

آن حضرت، پاک خواهد نمود روی زمین را از کفّار و فجّار و منافقین، ولی وقتِ ظهور آن حضرت معلوم نیست و آن مکتوب است نزد حق‏تعالی، و کسی که توقیت نماید کاذب است، حتی حضرات ائمهٔ اطهار علیهم‏السّلام‏‏ نیز توقیت نفرموده‌اند.

استعجال در این امر، تعجیل امر خدا را لازم نگرفته است، لیکن استدعای فرج حضرت قائم سلام‌الله علیه از ناحیهٔ حقّ، امری است مطلوب و موجب ثواب عظیم و اجر جزیل است. حضرات ائمهٔ اطهار علیهم‏السّلام‏‏ فرموده‌اند ما توقیت نمی‌کنیم و این امر داخل در اسرار و مُغَیَّبات الهی است و احدی را بـر آن علم نیست و خداوند متعال وقت آن را از مردم، بـه مصلحتی پنهان و مستور گردانیده است.

از جمله آیات دالّه به رجعَت، این آیهٔ شریفه است: «وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ». حضرت امام محمّد باقر‏‌‌‌‌‌‌‌‌‌(ع) فرماید: مراد از عباد در این آیهٔ شریفه که وارث زمین می‌شوند، یاران حضرت حجّت‌‏ بن‌الحسن العسکری‏‌‌‌‌‌‌‌‌‌(ع) است.

نیز در تفسیر این آیهٔ شریفه، علمای عامّه و خاصه اتفاق کرده‌اند بر این که حضرت رسول اکرم‏‌‌‌(ص) فرمود: نمانَد اگر از عمر دنیا مگر یک روز، خداوند متعال به قدری آن روز را طولانی کند که شخصی از اهل بیتم را برانگیزاند تا روی زمین را از عدل و داد پر کند، آن وقت است که مؤمنین و صالحین وارث زمین می‌گردند.

ادامه متن