سایر اوصاف نبی
برتری بر ملائک
فصل اوّل - بعثت و عصمت
سایر اوصاف نبی
روح قدسیهٔ نبی را تعلّق بر سفلیات مشغول نمیسازد از ارتباط به علویات، بلکه او در جمیع اوقات چنان است که این دو جهت با او مساوی و محاذی است و به سبب یکی از دیگری در حجاب نمیماند.
اکثر نفوس انسانیه وقتی که مشغول گردیدند بر امور خارجیه یا استعمال حواس ظاهریه، غافل میشوند از استعمال حواس باطنیه، ولی نفوس قدسیه را هیچ چیز از سیر در علویات باز نمیدارد.
نبی باید کمال صفای نفس داشته و سریعالاتصال باشد به عالم ملکوت، تا درک کند علوم کثیر را در زمان قصیر بدون تعلّم.
نبی باید دارای حسن عبارت باشد، به جهت آن که شأن اوست تعلیم و ارشاد و هدایت عباد به طریق سِداد بر معاش و معاد.
نبی باید محبّ علم و حکمت باشد و تأمّل در معقولیهٔ او را ملول ننماید. نبی باید شجاعالقلب بوده و خائف از موت نباشد. نبی باید اشجع مردم باشد، زیرا که او معزول است از تقیهٔ موت.
نبی باید بالطبع مایل به شهوات نبوده و مُجْتَنِب باشد از لهو و لعب، زیرا که این امور حجابی است بر عالم نور، و وصلت است به عالم غرور.
نبی باید جواد و کریم باشد، زیرا که اوست عارف به خزائن رحمت الهی که فنا و انتها ندارد.
نبی باید منزّه باشد از هر دَنَس و غلظت و دنائت.
نبی باید اعراض کننده باشد از لغزشهای مردم، به جهت آن که او بالاتر است از این که زلّات بشری او را از طبیعت بیرون نماید.
نبی باید خوشدلترین مردم باشد، زیرا که او اجلّ موجودات است از حیث بهجت و صفا.
این همه مذکورات به جهت آن است که خلق از او نفرت ننمایند، بلکه با طوع و رغبت تابع او شوند.
برتری بر ملائک
بعضی معتقدند که ملائک افضلند از نوع بشر، و دلیل عقلی ایشان آن است که عقول مجرّد، فیاض علم و کمالاتند بر نفوس ناطقه، و مسلّم است که مُفیض مقدّم باشد از مستفیض. جواب این است که مفیض در حقیقت، حق تعالی است و عقول واسطهٔ فیضند، و افضل بودن واسطه از مستفیض، مسلّم نیست.
دلیل نقلی ایشان آن است که بنا به نصّ آیهٔ قرآن، ملائکه تعلیم دهندهٔ آن حضرت بوده، بنابراین معلّم افضل بوَد از متعلّم. پاسخ این است که در اینجا تعلیم به معنی تبلیغ است و اشرف بودن مبلِّغ نیز از مبلَّغ، معلوم نخواهد بود. چنان که عرفاً هم چنین است، مانند این که سلطانی به وسیلهٔ خادم خود به عالمی رقعهای فرستد، که در اینجا اعتقاد به افضل بودن خادم که مبلِّغ است از آن عالم، معقول نیست.
حق تعالی امر فرمود ملائکه را به سجده کردن آدم، و امر نمودن عالی به خضوع سافل، منافی حکمت است و از اینجا افضلیت بنیآدم از ملائکه معلوم میگردد.
طاعت بشر، اَشَقّ است از طاعت مَلَک، به جهت آن که بشر منازعه با شهوات کرده و به مشقات کثیره متحمّل میگردد، و نیز بشر مبتلا به وساوس شیطانی و توبیخات نفسانی است به خلاف، ملائک هیچ یک از این ابتلائات را ندارند.
افضلیت بنیآدم از ملائکه، آن است که حق تعالی در ملائکه عقل ایجاد کرده بدون شهوت و پاک بودن ایشان چندان هنر نیست و ایشان فاقد داعیهٔ معصیت هستند، ولی در بشر داعیهٔ معصیت وجود دارد، بنابراین بهترین بنیآدم، افضل است از ملائکه.
حضرت امام صادق(ع) میفرماید: حقتعالی مرکب کرد در ملائکه عقل را بدون شهوت، این است که از ایشان معصیت صادر نمیشود، و همیشه در مقام ذکر و تسبیح و تقدیس و تحمید حقتعالی هستند. و مرکب کرد در بهائم شهوت را بدون عقل، و مرکب کرد در بنیآدم عقل و شهوت را، و فرمود هرکسی که عقل او غلبه کند بر شهوتش، افضل است از ملائکه و کسی که شهوت او غلبه کند بر عقلش، اضلّ است از بهائم.
در اشرفیت انسان همین بس که او غایت خلقت است، و این مقام را دو وجه است: خاص و عام. حضرات انبیاء و اوصیاء و اولیاء، علت غایی خاصّند و حضرت رسول اکرم(ص) و اوصیاء ایشان، علت غایی خاصالخاص. امّا سایر انسانها علت غائی عامّند، به نسبت عنایات خاص تکوینی و تعلیمی به آنان.
آری انسان شایسته و کامل، جانشین خدا در روی زمین و اشرف مخلوقات است، و فرشتگان به مقام عالی او راه ندارند. چنان که جبرائیل، آن فرشتهٔ والامقام گوید: «بَی
نی وَ بَینَهُ سَبْعُونَ حِجاباً مِنْ نُورٍ لَوْ دَنَوْتُ واحِداً لَاحْتَرَقْتُ» میان من و خدا هفتاد حجاب از نور است و اگر به قدر واحدی نزدیک شوم، میسوزم. یعنی من آن شایستگی را ندارم که طیران و پروازم به مرتبه طیران و پرواز انسان برسد. اما حضرت رسول اکرم(ص) فرماید «لَیسَ حِجابٌ بَینی وَ بَینَهُ اِلا حِجابٌ مِنْ یاقُوتَةٍ بَیضاءَ فی رَوْضَةٍ خَضْراءَ» یعنی نُقْطَة الْواحِدَة بَینَ قَوْسَیالْواحِدِیة وَ الْاَحَدِیة: نیست حجابی بین من و بین او مگر حجابی از یاقوت سفید در روضهٔ سبز؛ یعنی نقطهٔ واحدی بین دو قوس واحدیت و احدیت.
این مقامات عالی از آن اهل بیت عصمت و حضرات انبیاء و اولیاء علیهمالسلام است که خداوند تبارک و تعالی میفرماید کسی جز من، دوستان مرا و درجات و عوالم و مقاماتشان را نمیشناسد «لا یعْرِفُ دَرَجاتِهِمْ وَ عَوالِمَهُمْ غَیری». اما خداوند متعال دَرِ خیر و ترقی و تعالی را به روی هیچ بندهای نبسته است، بشر نیز میتواند به سبب انقیاد به فرمان الهی، همان تجلیاتی را دریابد که ایشان مشاهده میکنند، زیرا که ظرفیت باطنی انسان ماوراء ظرفیت مادی اوست و برای این فراگیری و بینش، حدّ و حدودی نیست.




