جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت
سحر و جادو
اشرف معجزات
قرآن، معجزهٔ جاویدان

سحر و جادو
اشرف معجزات
قرآن، معجزهٔ جاویدان

0:00
0:00

فصل دوّم - نبوّت حضرت خاتم‌الانبیاء‌‌(ص)

سحر و جادو

گاهی امری حادث شود به سببی از اسباب عادیه، ولی آن سبب خفی باشد و ناظر گمان کند بلا سبب، حادث شد؛ و گاهی در خیال آید که امری حادث شد، ولی اگر در خارج از خیال نباشد، ناظر گمان کند خرق عادت است، پس اگر امری حادث شود نه از راه سببی از اسباب عادیه، خرق عادت بوَد.

علامت سحر و نظایر آن، این است که عالمان آن فنّ معارضه با آن توانند کنند، به خلاف معجزه که هرچند ساحران در فن سحر ماهر باشند، نمی‌توانند با آن معارضه کنند. پس هرچه از راه اسباب عادیه است هرچند خفی باشد به تعلیم می‌توان فرا گرفت و از عهدهٔ معارضهٔ آن می‌توان برآمد، به جهت آن که علم ظاهری را راهی جز اسباب عادیه نیست و چون اسباب عادیه نباشد، راه علم مذکور مسدود بوَد.

سحر عبارت است از اخراج باطل در قالب حقیقت نمای کذایی که سبب آن مخفی شود، و حرمتش در شرع معین شده است. مغلوبیت در قبال سحر، وقتی است که قدرت معنوی فرد نسبت بدان متقاصر آید و تا حدّی مجذوب آن گردد، زیرا غلبه و سلطه در اثر کثرت قواست نسبت به مغلوب. امّا آن که مجهّز به قوای رحمانی است، هیچ سحر و جادویی بر او مؤثر نیست، مگر این که به عللی قوای رحمانیش تضعیف و یا قوای شیطانی عامل، قویتر شود. قوای رحمانی محصول سیر انسان است در عالم معقولات و قوای شیطانی، نتیجهٔ توجه است به محسوسات و ابتلاء به علایق مادّی حادّ.

هریک از اشیاء عالم و از جمله هر عمل را خواصّ و آثاری است. لذا علاوه بر درآمدن قوای روحی افراد به قالب معین عمل یا نوشته و تأثیرات آن، خود عمل هم مأمور به ایجاد اثراتی است چه محسوس باشد چه نامحسوس. در امور ظاهری، ناقل از انتقال و مُنْتَقَل جداست، مانند آن که کسی شیئی را به جایی انتقال دهد، ولی در موارد روحی و معنوی، محرک این قوا، مأمور انتقال آثار و خواص آنها هم هست.

بنابراین سحر و جادو نه از عالم دیگری نشأت می‌گیرند و نه از آن کسب نیرو می‌کنند بلکه قوای پلید روحی، اعمال مربوطه و وسایل بکار رفته در آن، مجموعاً موجد آثاری برای تشدید قوای غیررحمانی‌اند. تا این مجموعه و قوای آن خنثی نگردد، منشأ آثار منفی و مضری در روح طرف مقابل است، مگر این که او نیز مجهّز به قوای رحمانی شود. لذا راه نجات حقیقی از سلطهٔ قوای غیررحمانی، تقویت نیروی معنوی است. این تقویت، گاه حاصل تفکر و عمل خود شخص است، و گاه محتاج تعلیم حقایق توسط صاحبان نفوس معنوی است.

اشرف معجزات

اشرف و افضل معجزات انبیاء، علم و حکمت است و این دو برای خواص است، به جهت آن که ایشان صاحب قریحهٔ نافذه و فطنهٔ قویه می‌باشند، و باطن ایشان خالی از تقلید و مجرّد از مذاهب موروثی و مسموعی از آباء و اجداد است، و ایمان ایشان نسبت به انبیاء به میزان علم و حکمت است و محتاج به خوارق عادت نیستند.

خوارق عادت برای عوام و بُلَهاست، زیرا که ایشان را فطانت فهم حقایق نیست. در معجزه، رؤیت با بَصَر شرط نشده است، زیرا که افادهٔ تواتر اقوی است از رؤیت به بصر، به جهت آن که خطا در بصر، اقوی است از خطا در بصیرت.

قرآن، معجزهٔ جاویدان

چنان که در سابق ذکر شد، اثبات نبوّت طریقی ندارد غیر از ظهور معجزهٔ باهره از شخص خاص. معجزه دو قسم است: یکی معجزهٔ ظاهرهٔ بالعیان و دیگری معجزهٔ ظاهرهٔ بالمعنی.

معجزهٔ بالعیان حضرت محمد‌(ص)، قرآن مجید است و ظهور آن، ثبوت نبوت اوست به تواتر، و تواتر خبر دادن جماعتی است به وقوع امری از امور، که آن جماعت از کثرت به حدّی باشند که عقل تجویز اتفاق ایشان بر کذب ننماید. چنان که یقین کرده‌ایم به تواتر به وجود بُلْدان بعیده و ملوک ماضیه، و نیست این یقین مگر به تواتر، چنان یقینی که قابل تشکیک نیست. از این قبیل مذکورات است که آن حضرت ادعای نبوت کرد و دعوی خود را مقترن به اتیان قرآن مجید ساخته، و در معرض معارضه آورده جمیع بُلَغای کامل در بلاغت را و فُصَحای بالغ در فصاحت را، و آن حضرت نظام ایشان را مغلوب و پراکنده نمود.

ادامه متن