جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت
سهو و نسیان
ترک اَولی

سهو و نسیان
ترک اَولی

0:00
0:00

فصل اوّل - بعثت و عصمت

سهو و نسیان

قبل از شروع به استدلال لابدّ است از بیان مطلبی، و آن این است که تذکر و حفظ از جملهٔ صفات کمال، و سهو و نسیان از جملهٔ صفات نقص‌اند. تذکر و حفظ دو طریق‌اند از علم، و سهو و نسیان دو طریق‌اند از جهل. تذکر و حفظ امری است وجودی، و سهو و نسیان امری است عدمی، و از معلومات است که وجود، اشرف است از عدم.

ادراک در انسان عبارت است از حصول صورت عقلیه یا حسیه در قوه‌ای از قوای او، که این قوه را مُدْرِکه نامند و حفظ، عبارت است از وجود و هستی آن صورت در قوهٔ دیگری که آن را حافظه نامند. تذکر عبارت است از استحضار آن صورت بار دیگر از حافظه بعد از اختزان آن صورت در آن قوه، و سهو و نسیان عبارت است از زوال آن صورت از مُدْرِکه و حافظه؛ نسیان مقابل حفظ است و سهو مقابل ذکر.

سهو و نسیان، ستری است که بر دل کشیده می‌شود، این است که دیدهٔ نبی می‌خوابد لیکن دل او نمی‌خوابد. ما مأموریم به اِتّباع انبیاء و ترک اعتراض بر ایشان، این است که جایز نیست صدور سهو و نسیان و خطا از نبی، زیرا که امر بر اِتّباع خطا، معقول نیست.

انبیاء حافظ شرع‌اند، اگر جایز باشد صدور سهو و نسیان و خطا از ایشان، احتمال صحت پدید آید و احتمال صحت، مستلزم احتمال فساد است و این نقض غرض مطلوب از عصمت است. صدور سهو و نسیان و خطا از نبی، موجب ترک واجبات و فعل محرمات می‌باشد و در این وقت، عصمت صادق نمی‌آید، چنان عصمتی که مستلزم انتفاءِ معاصی است مطلقاً.

اگر جایز باشد صدور سهو و نسیان و خطا از انبیاء، لازم آید امکان اتلاف مال غیر و لازم آید امکان امر به منکر و نهی از معروف، و نیز لازم آید تعدّی نبی از حدود حق تعالی به طریق سهو.

پس نبی باید منزّه باشد از سهو و نسیان و خطا، زیرا که اوست در نهایت صفای نفس و در غایت اشراق عقل. نبی باید حافظ باشد آنچه را فهمیده و هرگز فراموش ننماید، زیرا که نفس او متصل است به لوح محفوظ.

لازمهٔ عصمت علمی یا عملی، عدم عروض هیچ‌گونه نسیان به حضرات انبیاء و اولیاء نیست. اگر زمانی نسیان بر آنان راه یافت یا به ظاهر اشتباهی نمودند، اولاً از نوع نسیان منافی با عصمت نیست که منتهی به گناه و موجب خسارت گردد. ثانیاً امکان دارد که زمانی به مشیت الهی، نسیانی برای حضرات انبیاء و اوصیاء پیش آید، ولی چنین نسیان رحمانی به فرمودهٔ امام صادق‌‌(ع)، نعمت الهی بوده از اسباب تقویت معنویات است، ولو ظاهراً جزو معقولات محسوب نشود. اما نسیان شیطانی که موجب تضعیف معنویات و شقاوت ابدی است، مسلماً در جرگهٔ معقولات نیست. در نسیان رحمانی، معانی حِکمی مافوق تصور نهاده شده است، و همان طور که از عدم سهو و نسیان معانی بی‌شماری حاصل می‌شود، از سهو و نسیان نیز همان معانی و بلکه بالاتر از آن عاید آنان می‌گردد.

پس اگرچه ظاهراً سهو و نسیانی یا مجازاً عصیانی ممکن است از حضرات انبیاء و اوصیاء سرزند، ولی به علت تعلیمات عالیه الهی که در آنها نهفته است، نه تنها موجب انحراف جامعه نیست، بلکه در صورت علم بدان، موجب ارشاد کمالیهٔ مردم نیز هست. از این لحاظ، جَلَوات معانی خواه از لحاظ علمی و خواه از طریق سهو و نسیان، برای حضرت رسول اکرم‌‌(ص) به مراتب بالاتر از سایر انبیاء بوده است.

بنابراین به پاکی مطلق، تنها خداوند تبارک و تعالی سزاوار است. اگر چنین نبود، چرا بایست هزاران نقطهٔ عصمت و نبوّت در خجالت بر زلاّت صغیرهٔ ترک اولی درآیند؟ این صدور سهو و نسیان، بدان جهت است تا عالمیان بدانند که در هجده هزار عالم، جز ذات اقدس الهی کسی به پاکی مطلق، مَنْعوت نیست.

ترک اَولی

حضرات انبیاء گرچه به مقام اقرار به معصیت برآمده‌اند و مقرّبین درگاه الهی بالاخصّ در مقام مناجات خود را گناهکار بزرگی دانسته‌اند، امّا بزرگان دین آن را از باب «حَسَناتُ الاَبْرارِ سَیئاتُ الْمُقَرَّبینِ» شمرده‌اند. این از علائم کمال معرفت رحمانی است که شخص در آن مقام، عبادات و طاعات خود را ناچیز شمارد و اقرار بر قصور نماید، چنان که حضرت رسول اکرم‌‌(ص) به پیشگاه الهی عرض نمود «ما عَبَدْناک حَقَّ عِبادَتِک».

حضرات انبیاء از لحاظ شأن و مقام یکسان نیستند، لذا از لحاظ انجام تکالیف و وظایف نیز برابر نمی‌باشند. بسا که انجام پاره‌ای امور برای بعضی از آنان، ترک اولی محسوب شود و برای برخی دیگر نسبت به علوّ شأن و مقامشان، معصیت به شمار آید.

اثم و عصیان و ذنب هر چند به معنی گناه است، لکن مراتبی دارند. از حضرات انبیاء و اولیاء گناه سر نمی‌زند، یعنی امری که صرف مضرّات معنوی باشد یا مضرات معنویش بر منافع آن غالب باشد، بلکه حداکثر از آنان «ترک اولی» ممکن است صادر شود نه معصیت، و اگر هم احیاناً معصیت نامیده شود، مجازاً معصیت است نه حقیقتاً.

گرچه از بعضی از حضرات انبیاء ترک اولی سر زده است، ولی ترک اَوْلی نه عصیان است و نه ارتکاب به امری از امور مکروه، و نه ترک واجب است و نه ترک امری از امور استحبابی، بلکه در مقام آزمایش، یک امر تعبّدی است. بنابراین ترک اولی دلیل بر فقدان عصمت در آن ذوات مقدس نیست، آنان هم دارای عصمت علمیه و هم عصمت عملیه‌اند.

عصمت مراتبی دارد و از شخصیت‌های مقدسی مانند حضرت رسول اکرم‌‌(ص) و حضرات ائمه اطهار‌(ع) که مراتب عصمتیه‌شان در حد کمال است، ترک اولی هم سر نزده است. اما مراتب عصمت علمیه و عملیه بسیاری از انبیاء به درجهٔ عصمت ایشان نمی‌رسد.

ادامه متن