جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

شبههٔ آکل و مأکول

مهم‏ترین شبههٔ عدّه‌‏ای از فلاسفه در انکارِ حشرِ اجساد، آن است که چون شخصی را بکُشند و دیگری این شخص را بخورد و اجزاء این تنِ کشته شده، اجزاء تنِ شخص دوّم شود، و این شخص در این حالت بمیرد، از دو حال بیرون نیست، یا این اجزاء را به شخص اوّل دهند یا به شخص دوّم. اگر به شخص اوّل دهند، دوّمی محروم ماند، و اگر به دوّمی دهند، شخص اوّل محروم ماند، و این هر دو باطل است، پس باید که حشرِ اجساد باطل شود.

بزرگ‏ترین شبههٔ منکران معاد جسمانی، همین شبههٔ آکل و مأکول است که از دیرْ زمان، مُلحدان و بعضی از فلاسفه، پایکوبان و طعن‏زنان، استحالهٔ معاد را اعلام کرده‌اند. عَجب این که برخی از فضلا و متشبّهین به علما تحت تأثیر قرار گرفته‌اند و برخلاف نصوص قرآنی و کتاب آسمانی و ضرورت دین اسلامی، معاد جسمانی را محال گفته‌اند و گفتهٔ ایشان را پذیرفته‌اند! در حالی که پاسخ این شبهه در معارف الهی داده شده است.

پاسخ قرآن و پیشوایان الهی

مُلحِدی از حضرت حسین بن علی‏‌‌‌‌‌‌‌‌‌(ع) از روح و جوهر باد سؤال کرد، آن حضرت فرمود: «باد هوایی است که اگر حرکت کند باد، و اگر ساکن شود هوا نامیده می‌شود، و با اوست قوام دنیا، و هرگاه سه روز باد نوزد و نگهداشته شود، هر آینه فاسد و گندیده می‌گردد هرچه در روی زمین است، و این باد به منزلهٔ بادزن است که فساد هر شیء به آن دفع می‌گردد و پاکیزه می‌شود، و روح هم در بدن، به منزلهٔ باد است، چون از قالبِ خود بیرون شود، بدن فاسد شده و تغییر می‌یابد.

ملحد گفت: چون روح از بدن خارج شد، آیا متلاشی می‌گردد یا باقی می‌ماند؟ آن حضرت فرمود: «روح باقی می‌ماند تا وقتی که صوُر دمیده شود. در این وقت همهٔ اشیاء باطل و فانی می‌گردد. نه حس ماند و نه محسوس و بعد از آن به امر الهی مردگان زنده می‌شوند».

ملحد گفت: اعادهٔ بدنِ روح چگونه باشد؟ آن حضرت فرمود: «خدایی که آنها را در مرتبهٔ اوّل از کَتمِ عدم به وجود آورده، قادر است که در مرتبهٔ ثانیه نیز به وجود آورد».

ملحد گفت: اعادهٔ بدنِ روح چگونه می‌شود و حال آن که اعضاء به تحقیق مُتَفرّق شده و بعضی از عضوی را سَباع خورده‌اند و بعضی خاک شده، دیوار از آن بنا کرده‌اند؟

آن حضرت فرمود: «روح مؤمن در کمال ضیاء و فُسحَت، و روح عاصی در ضیق و ظلمت است. آنچه را که از جسد، سباع خورده‌اند، بیرون می‌‌اندازند و سایر اعضاء جسد که خاک شده‌اند، در این موقع تمام اجزاء جسد که خاک شده‌اند جمع شده، و به امرِ قادرِ رحمان منتقل شوند به جایی که روح آنجا است، و روح به اذنِ مصوِّرِ خود، عود می‌کند به قالب خویش، چنان که گوید این قالب من است که اصلاً تغییر نیافته».

از این حدیث شریف، شبههٔ مذکور رفع می‌شود. اوّل کسی که حلّ این مسأله را از خدای رحمان مسئلت نمود، حضرت ابراهیم خلیل‏الله‏‌‌‌‌‌‌‌‌‌(ع) بود که گفت: پروردگارا، بنمای مرا که چگونه زنده می‌سازی مردگان را، حق‏تعالی فرمود: ای ابراهیم باور نداری؟ گفت: آری باور دارم ولکن می‌خواهم که دلم بیارامد. حضرت باریتعالی فرمود: بگیر چهار پرنده و پاره پاره کن آنها را، و هر جزئی از آنها را بر سر کوهی قرار داده، بعد بخوانشان که می‌آیند شتابان به سوی تو: «وَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِی الْمَوْتَی قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَی وَ لَکِن لِّیَطْمَئِنَّ قَلْبِی قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلیٰ کُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتِینَکَ سَعْیًا وَ اعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ‏».

بنابراین، جواب شبههٔ مذکور در حشر اجساد این است که: اجزاء اصلی، دیگر است و اجزاء فضلی، دیگر، و اعتبار در بعث، به اعادهٔ اجزاء اصلی است، و اجزاء اصلی گوییم وقت مرگْ یا منفصل نشود یا منفصل شود. اگر اجزاء اصلی منفصل نشود، اِشکال زایل است و اگر منفصل شود، چون اجزاء شخصی نسبت به شخص دیگر، یا اجزاء مؤمن نسبت به شخص کافر، اجزاء فضلی است، پس باید آن اجزاء را به شخص مؤمن دهند نه به مکلّف دوّم.

ادامه متن