صالحان ، وارثان زمین
هر کسی به صفت صَلاح مُتّصِف گردد، حشر او روز قیامت با صالحین خواهد شد و اما کیفیت حشر علمای صالح و عامل به علم خود چنان است که اهل محشر، ایشان را پیغمبران گمان کنند. اشرف و افضل عبادات، تحصیل علم و عامل بودن به آن است و جمیع حضرات انبیاء و اوصیاء علیهمالسّلام به شرف علم، مُطاع و پیشوای خلق گردیدهاند، و عقل و نقل هم دلالت میکند بر اشرفیت و افضلیت علم و عمل بر جمیع آنچه در عالمِ وجود و شهود است.
صالح کسی است که صاحب تقوی باشد و تقوی عبارت است از حفظ نفس از ایقاع چیزی که مستحقّ عقوبت بر آن میشود، چه فعل باشد یا ترک، و بعضی گفتهاند تقوی عبارت است از اِتیان عبادت و طاعت، و ترک مخالفت با خدا و رسول، قولاً و فعلاً. جامع همهٔ این معانی آن است که گفته شود تقوی عبارت است از استعمال جمیع جوارح در اِتیان آنچه واجب است فعل آن و حرام است ترک آن، و ترک آنچه حرام است فعل آن و واجب است ترک آن.
تمام امور دنیا چهار قسم است: قسمی آن است که عقل بر آن راضی است و شهوت از آن ناراضی است، مثل امراض و مکاره دنیویه. قسمی آن است که عقل بر آن راضی نیست و شهوت بر آن راضی است، مثل معاصی جمیعاً که معلوم است حلاوت محرّمات به ذائقهٔ قوّهٔ شهویه. و قسمی آن است که عقل و شهوت هر دو راضیند بر آن، مثل علم که هر دو طالب و راغبند بر دانستن مطلقاً. قسم چهارم آن است که نه عقل و نه شهوت هیچ کدام راضی نیستند، مثل جهل و نادانی.
بزرگان، علم و عمل را تشبیه به جنّت، و جهل و نادانی را تشبیه به دوزخ نمودهاند، به این دلیل که لذّت در ادراک و وصال محبوب است و عدم ادراک، ناشی از عدم علم است، و اَلَم در عدمِ ادراک و وصال است. لذّت عبارت است از ادراک و وصال محبوب، چنان که لذّتِ غذا در ادراک طَعوم موافق و ملایمِ بدن است، و لذّتِ نظر که قوّهٔ باصره مشتاق است به ادراک مَرئیات، و همچنین است لذّت حس سامعه و شامّه و حواس دیگر.
کمال لذّت در کمال ادراک و وصال محبوب است و کمال اَلم بعد از ادراک، در عدمِ وصال است. هرگاه ادراک و وصالْ به حدّ کمال رسید و مُدرَک و محبوبْ جمیل مطلق شد، واجب است که لذّت نیز اشرف و اکمل گردد، ولیکن چون در عالم بقاء، ادراکِ همه به حدّ کمال است و لذّت او در وصال، لذا اَلمِ او در عدم وصال است، چنان که در یکی از ادعیهٔ معتبره وارد است که: «الهی! اگر مرا در دوزخ بسوزانی، چگونه توانم صبر کنم بر عذاب تو، گیرم صبر کردم، پس چگونه صبر توانم کرد بر فراق تو»؛ «فَهَبنی یا اِلهی وَ سَیدی وَ مَولای وَ رَبّی صَبَرتُ عَلی عَذابِکَ فَکَیفَ اَصبِرُ عَلی فَراقِکَ». آیات دالّه بر فضیلت علمای ربّانی بسیار است، از جمله این آیهٔ شریفه است که حقتعالی خَشیت را منحصر بر علما کرده است: «إِنَّمَا یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء»؛ یعنی این است و جز این نیست که از حقتعالی میترسند از بندگان او طایفهٔ علما که: «جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا» و میفرماید: «ذَلِکَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ» و در آیهٔ دیگر نیز میفرماید: «وَ لِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ».
اما سرّ این که حقتعالی در آیهٔ اوّلی به عبارت خَشیت فرموده نه به عبارت خوف، آن است که، هرچند خوف و خشیت در لغت به یک معنی است، لیکن اربابِ قلوبْ بین آنها فرقی قائل شدهاند؛ و آن این است که خوف عبارت است از تألّم نفس به سبب ارتکاب مَنهیّات و تقصیر در عبادات، که این ترس در اکثر مردم حاصل میشود، هرچند بـه اختلاف مراتب بوده باشد، و مرتبهٔ عُلیای آن، در عدّهٔ قلیلی از ایشان حاصل میگردد. اما خشیت، که آن حالتی است، حاصل نمیشود مگر بر آنان کـه مطّلع شوند بر عظمت کِبریاء و چشیده باشند لذّت قرب الهی را، این است که خداوند متعال میفرماید: «إِنَّمَا یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء». در هر آیه که علما و اولوالعلم آمده، حقتعالی صفتی از صفاتِ خاصه را بر علمای ربّانی ثابت کرده، چنان که در آیهٔ «یَخْشَی اللَّهَ» صفت خشیت را با حصر فرموده است. شخص عاقل از خدا میترسد و کدام عاقل است که اَعقل از عالمِ ربّانی شود؟ کسی که فاقد عقل باطنی شود، از خدا نمیترسد و عدم خوف، مبدأ و منشأ تمام معاصی است.
علم اگر از اصلِ سرچشمهٔ علوم که حضرات ائمهٔ اطهارند(ع) اخذ نشود، یقین حاصل نخواهد شد، بلکه سبب تشکیک مُشکِّک، زایل و بیمُدرِک خواهد شد. خشیت برای هر عالِمی ممکن نیست، بلکه برای عالمی است که قول او مُصدِّق فعل او باشد، و سرّ او موافقِ ظاهرِ او شود، و عمدهٔ مکارمِ صلحا و اصل صفات اَتقیا، و زهد در دنیا و میل و رغبت بیحدّ به آخرت، و ماعندالله در او جمع شود و برخلاف آن، رغبت در دنیا و بیمیلی به آخرت و ماعندالله در جُهَلا جمع میشود: «قَالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیَاةَ الدُّنیَا یَا لَیْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِیَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ». و برخلاف اهل دنیا، علمای ربّانی گویند، اجرِ خدا از همه چیز بهتر است برای کسانی که ایمان آوردهاند: «وَ قَالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَیْرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صَالِحًا وَ لَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ».
علم است که حضرات انبیاء علیهمالسّلام را به مقام قرب میرساند، و علم است که صاحبِ خود را مثل انبیاء کند در شفاعتِ روز جزا، و مقام و منزلت عالم ربّانی را نزد حقتعالی نهایتی متصوّر نیست.




