طرق استدلال بر امامت ائمه
تجلّی کمال در بروج امامت
فصل ششم - امامت سایر حضرات ائمه اطهار(ع)
طرق استدلال بر امامت ائمه
در استدلال بر امامت ایشان، طرق چندی است:
طریق اوّل آن است که ایشان مختص میباشند به عصمت و غیر از این دوازده نفر معصومی نبود، پس اگر کسی در عهد یکی از ایشان ادّعای امامت کند، دعوی او به جهت عدم عصمت باطل است.
طریق دوم آن است که هریک از ایشان در عهد خود رسید به کمال قوهٔ علمیه و عملیه نسبت به شخص و نوع، و عقلاً قبیح است تقدیم مفضول بر فاضل.
طریق سوم آن که حضرت رسول اکرم صلیالله علیه و آله نصّ فرموده است بر امامت هر یک از ایشان، چنان نصّی که قابل تأویل نیست.
طریق چهارم نصّ هریک از ایشان است بر امامت امام بعد از خود.
طریق پنجم معجزات ظاهرات باهرات است که در دعوی امامت خود ظاهر نمودند.
خداوند متعال در قرآن مجید میفرماید «وَ لَقَدْ اَخَذَ اللهُ میثاقَ بَنی اِسْرائیلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَی عَشَرَ نَقیباً». در این آیهٔ شریفه، خداوند تبارک و تعالی نُقَباء بنی اسرائیل را دوازده نفر فرموده، و حضرت رسول اکرم(ص) فرمود: آنچه ادیان گذشته داشتهاند، دین من هم از آن سنن الهی بر کنار نیست؛ لذا نقباء و ائمه دین اسلام را که اَوْلی به تصرف در عالم باشند، دوازده نفر مقرّر فرموده است.
خداوند متعال در قرآن مجید میفرماید: «اِنَّ عِدَّة الشُّهُورِ عِنْدَاللهِ اِثْنی عَشَرَ شَهْراً». مصالح معاش عالم در حصول مطلوب، نیازمند به پیدایش زمان است که در دوازده برج پدیدار شود، باید منظومه شمسی در این بروج سیر کند و از این سیر و گردش کواکب، شب و روز و ماه و سال پدید آید.
در اجتماع عالم بشریت، نور الوهیت در قلب مقدس حضرت رسول اکرم(ص) تابیدن گرفت، و ایشان پس از بیست و سه سال دوران نبوت، دو مرکز ثقل مهم را در جامعه باقی گذاشت و فرمود: این دو متلازم یکدیگرند و از هم تفکیک نمیشوند. آن بزرگوار در حالی که مردم عربستان را زیر پرچم سبز توحید درآورده بود، این نیروی تصرّف و ولایت را به امر الهی به دوازده مهر سپهر ولایت سپرد.
نور الوهیت از وجود مقدس آن آفتاب عالم انسانیت، در بروج امامت سیر نمود و از مشرق وجود آنان نیز بر قلوب صافیهٔ اولیاء تابش کرد تا طریق سیر به سوی حق را برای مردم تشریح کنند. همان طور که نور آفتاب در منازل کواکب سیر میکند، نور نبوت نیز از برج حَمَل ولایت تا برج حوت امامت، در قلوب مقدّس حضرات ائمه اطهار سیر کرده سبب ارشاد امّت شده است.
حضرت امیرالمؤمنین علیبن ابیطالب علیهالسلام اولین برج منظومهٔ شمسی نبوّت، باب مدینهٔ علم بود. آفتاب نبوّت بر او تابید و آنچه بر دل پاک حضرت رسول اکرم(ص) از منبع وحی و الهام تابیده بود، بر آئینهٔ مصفّای قلب او انعکاس یافت. سپس نور الهی از برج علوی تا آخرین خط سیر خود یعنی حضرت قائم آل محمد(ص)، حامل مراکز ثقل دین مبین اسلام که مشعلدار هدایت و ارشادند، یک دور گردش کامل کرده، در مدت سه قرن از آغاز هجرت تا زمان غیبت کبری، یک نقطهٔ انحراف از ایشان حاصل نشد.
سیر تکامل دین از نزول اولین آیهٔ قرآن مجید تا نزول آخرین آیهٔ آن در سازمان تشکیلات اداری و معنوی اسلام، با تفسیر و تشریح احکام در مدت سه قرن، که از ختم نبوت به ختم ولایت خاتمه یافت، رشد عقلی و رَقاءِ علمی بشر را با عمل کردن به این دستورات و اجرای این قوانین مقدس تضمین کرد.
تجلّی کمال در بروج امامت
اینک ضمن مرور اجمالی بر امامت این کواکب فروزان معنوی، و نه توضیح مبسوط در تاریخچهٔ زندگانیشان، بعضاً به تشریح تعالیمی از آن بزرگواران بسنده نموده به مناسبت، به کمالی از کمالات مقام شامخ ولایت اشاره میکنیم.




