جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

غلبهٔ قوای معنوی بر مادّی در بهشت

نکتهٔ قابل توجه، غلبهٔ قوای معنوی بر آثار مادّی در دار آخرت است. چه، غلبهٔ قوای باطنی بر قوای ظاهری و مادی امکان‌پذیر است. وقتی قوای معنوی و باطنی بر قوای ظاهری غلبه نماید، اثرات قوای ظاهری مغلوب اثرات قوای باطن می‌گردد، تا آنجا که قوای ظاهری معدومُ‌الاثر می‌شود. زیرا حرکتْ در نتیجهٔ قدرت است و کیفیّات حرکاتِ هر موجودی، بسته به کیفیّات قدرت اوست، هرچه قدرت او کمتر شود، حرکت هم کم شده تا حدّی که از بین می‌رود.

در این جهان مادی، امکان دارد که پاره‌ای اخذ مادیّات در عین حال، داخل در جَرگهٔ معنویّات باشد، مانند آن که شخصی به نیّت عبادت و اطاعات و انجام وظیفه، غذا بخورد. لذا همان‌طور کـه در این عالم، در اثر غلبهٔ قوای معنوی از قدرتِ صفات مادی که ناشی از قوای ظاهری است کاسته می‌شود، به طریق اولی در عالمِ آخرت، آثار قوای مادی به کلّی محو می‌شود. چه، در آن عالم که حجاب‌های ظاهری از بین می‌روند و شخص به مقام وصال می‌رسد، قدرت باطنی او در حدّ کمال است و قدرت ظاهریش را مغلوب خود می‌نماید.

در این عالم، امکان و بلکه احتمال قوی وجود دارد که اغذیه و اشربه در تقویت جنبه‌های نفسانی و حسّیه مؤثر افتد، ولی در آن عالم چنین نیست، و در مأکولات و مشروباتِ آنجا، این خاصیّت وجود ندارد. ‏هم‏چنین‏ بعضی از دستگاه‌های بدن که در این نَشئه دنیوی صرفاً وسیلهٔ دفع مواد زایدند، وظیفه و خاصیّتشان نسبت به مأکولات و مشروبات عالَمِ سُفلی چنین است نه نسبت به عالم عُلوی، بالاخصّ پس از تلطیف، زیرا خواصّ و خصوصیّات اغذیه و اشربه آن عالم، ماوراء اغذیه و اشربه این عالمِ خاکی است. بنابراین، تناول در بهشت الهی گرچه جنبهٔ مادی دارد، ولی در تقویت معنویات و سیر تکامل مؤثرتر است.

در حقیقت، جملگی اعمال حمیده و صفات پسندیده و اخلاق ستوده، نتایج معرفت و بصیرت است و نِعَم و فَواکِه بهشت، اجساد معارف و احوال است و معارف و احوال، همچون روحِ آن نعم؛ هم‏چنین نِیران و عذابِ دوزخ، اجساد کفر و معاصی است.

گرچه در آیات قرآن و کلام حضرات معصومین‏‌‌‌‌‌‌‌‌‌(ع)، بهشت به زیباترین وجهی توصیف شده، ولی تشابه بین نِعمِ دنیا و آخرت، تنها از لحاظ ظاهر است، و از لحاظ لذّت و طعم، تشابهی وجود ندارد و فاصله بی‌نهایت است. اما با این همه، اگر از اهل جنّت، ایمان و معرفت نسبت به خداوند سلب شود، دیگر برایشان آن لذّت و حلاوت وجود نخواهد داشت. چه، حلاوت اصلی آن نعم را، لقاء حقّ می‌‌افزاید که حقیقتاً منتهای لذّت و حلاوت است.

تکامل مذکور، در اصل مخصوص مؤمنین است، اما برای آن دسته از اهل ایمان که نافرمان و گنهکار بوده‌اند، راه برخورداری از لذّات الهی، تنها از طریق حصول نعمت و آسایش نیست، زمانی عذاب هم باعث نجات و تکامل آنان می‌شود. زیرا دار تکلیفْ دنیا است، و توبه و ندامت از گناهان و تعهّد به فرمانبرداری از اوامر الهی، تنها در این سرای است و در آخرت، توبه تحقّق نمی‌پذیرد. در آنجا ندامت هست اما تکلیف نیست تا کسی با تلاش در انجام آن بتواند گناهان گذشته را جبران نماید. در آنجا ندامت و تحمل مشکلات و عذاب‌ها می‌توانند ادراک و قدرت معنوی انسان را بالاتر برده و سبب تکامل او شوند.

تکامل مستضعفین

برای مستضعفین در سرای دیگر، امکان تعلیم حقایق وجود دارد. تکامل آنان در اثر آن تعالیم، تدریجی است و طی‏ هر منزل، آنان را به کمال نزدیک‏تر ‏می‌کند، و چون آنجا دارِ تکلیف نیست تا در اثر تمرّد و عصیان، از انجام تکالیف مستحقّ عذاب شوند، لذا نجاتشان حتمی بوده عاقبت به خیر می‌شوند. مستضعفین افرادی هستند که حقایق و تعالیم عالیهٔ دین بدانان نرسیده و برای اخذ حقایق، امکان چندانی نداشته‌اند.کسانی که به مرضِ جنون مبتلا شده و پدر و مادر یا سبب‌های دیگر موجب ناقص شدن آنان شده‌اند، و در نتیجه مدتی در زجر و ناراحتی بوده و مرتکب معاصی نیز نشده‌اند؛ هم‏چنین افرادی که از لحاظ درک حقایق، در سطح پایین‌تری از دیگران بوده و با وجود ضعفِ عقل، بدانچه ایمان آورده‌اند از آن اِعراض نکرده و به محرّمات نگرویده‌اند، اینان نیز اهل نجاتند. آری، چه بسا اَبلهانی اهل بهشت باشند و دانشمندانی به علت انحراف از گوهر دین، اهل دوزخ.

ادراک هجران و فراق

هر فردی آرزوهای بی‌پایان و حاجات متعدّدی در کانون قلبش نهفته است، و ممکن است ظاهراً و باطناً امراض و دردهای زیادی داشته باشد. مسلم این که در میان آرزوها و دردهایش، آرزو و دردی از همه مهم‌تر است که کمال توجّهش بدان است؛ پس توجه نسبت به حاجات و آرزوها و دردها مراتب دارد.

گاهی مراتب توجه فرد نسبت به آرزو و حاجتی، به قدری می‌شود که سایر آرزوها و حاجاتش فراموش می‌شود، به طور‏ی که حاضر می‌شود تنها به آن آرزوی اصلی و نهایی برسد اما از رسیدن به سایر آرزوهایش صرفنظر کند؛ یا اگر به او بگویند فقط دردی که اشتیاق تو شفای آن است، شفا خواهد یافت و نه سایر دردها، می‌پذیرد. اما در میان آرزوها، اگر بگویند که به تمام آرزوهایت نایل خواهی شد به جز آرزویی که کمالِ توجهّت بدان است، علاوه بر این که دردش تقلیل نمی‌یابد، شدیدتر نیز می‌شود.

البته در اینجا نکتهٔ باریکی وجود دارد: اگر به صاحب معرفتی بگویند که به آرزوی نهائیت نخواهی رسید مگر بعد از انتظار، و خداوند تعالی چنین صلاح می‌داند که آنچه منتهای آرزوی تو است بعد از گذشت مدتی برآورده شود، در این موقع عارف و عاشقِ کامل، این را هم استقبال می‌کند. اگر چه اشتیاق زیادی به وصال دارد و هجران و فراق برایش سختْ ناگوار است، لکن در معنایی کاملان، فراق و هجران را با آغوش باز می‌پذیرند، زیرا یگانه بشارت برای وصال ابدی، همانا تلخی فراقِ انتظار است که در حدّ‌‏ کمال، وصال را جلوه‌گر نموده، حلاوت و لذّتش را می‌افزاید. لذا وصال، بدون هجران و فراق جلوه‌ای ندارد و برای فرد واجد شرایط، هجران از محبوب ازلی، استعدادهای معنوی او را شکوفا کرده آماده برای مقام راز و نیاز می‌کند، تا در قلبش عروجی پیدا شود.

پس درد در معنایی، خودش درمان است و شفای بدون درد، مفهوم ندارد و برای شخص عارف، ‏همان‏طور‏ که وصال، نعمتِ عظماست، در مرحله‌ای فراق و هجران نیز نعمت عظمایی است.

ادامه متن