جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

قدرت خدا

صفات ثبوتیّه که آن را صفات جمال یا صفات کمال گویند، منحصر یعنی محدود و محصور نیست، به جهت آن که خُلُوّ از کمال، نقص است. چه، هر نقص دارای کیفیتی است و هرچه دارای کیفیت باشد، مسلّماً محدود بوده ابتدا و اختتام دارد و آثارش نیز کامل نیست. بنابراین هر نقص و کیفیتی، منفی و مسلوب است از صانعِ عالم، و صفات صانع عالَم را کیفیت نیست و چنان که گذشت، سبیل ادراک به کُنهش مسدود است بر عقول.

این که گوییم صانع عالَمْ قادر است و عالِم، یعنی عاجز و جاهل نیست، به جهت آن که عجز و جهل، نقص است و سزاوار قادر و عالِم بِالذّات نیست. به عبارت دیگر، قدرت او ابطال در حدّ است: یکی آن که خدا معطّل و درمانده نیست در قدرت و علم، و دیگری آن که قدرت و علم او شبیه قدرت و علم بندگانش نیست، زیرا علم و قدرت ما، لِذاتِه نیست بلکه لِغَیرِه است.

اشتقاق قدرت از قَدْر است، به جهت آن که قادر، ایقاع فعل می‌کند به مقدار قوّت یا به مقدار مقتضای ارادهٔ خود. قدرت در انسان، مُتَساوِق است با اختیار نسبی او، لیکن اوست عالِم مطلق و قادر محض.

آثار قدرت صانعِ عالَم عبارت است از وجود و فیض‏یابی و تغیر موجودات به سبب قدرت او، چنان قدرتی که زاید بر ذاتش نیست، بلکه عین ذاتش است؛ در حالی که قدرت و ارادهٔ بشر یا سایر مخلوقات، عین ذاتشان نمی‌باشد.

چه، بشر و سایر موجوداتِ زندهٔ صاحبِ اراده، بسیط نیستند، بلکه موجوداتی مرکّبند که از کالبد مادی یا ظاهری و موجودیت و قوای روحی یا باطنی به وجود آمده‌اند. مثلاً انسان که وجودش، از تجمّع قوا و نیروها و عوامل گوناگون به وجود آمده، در حین ممات، به اجزاء گوناگونی تجزیه شده و قوایش از وجودش، مجزّا و جدا می‌گردند، ولی در خالق چنین نیست، بلکه نه مماتی هست و نه تَجَزّائی مابین وجود و قدرت‏هایش.

دلایل قدرت

صانعِ عالَم، قادر است و عالم، و برای قدرت و علم او، دلایل عقلی و نقلی بسیار است. دلیل عقلی برای قدرت و علم او، اوّلاً: استحالهٔ صانعیّت است بدون قدرت. پس صانعیت را قدرتی لازم است که بِالذّات بوده و قوت و قدرت لِغَیره نباشد، زیرا که قدرت و قوت لِغیره نقص است و لایق کامل و کمال نیست. ثانیاً: صدور افعال عجیبه، دلیلی است بر قدرت صانع عالَم، چنان که اگر در خلقت انسان و حیوان و نبات تفکر نماییم، می‌بینیم چه قدرت‌هایی به کار برده، از تناسب اعضاء و تجاذُب اغذیه و اخراج فضلات و اِستار مخارج، که اگر بنا به تعداد مقدورات الهی و شمردن مصنوعات لایتناهی گذاشته شود، مجلّدات کثیره را محتاج است، بلکه به آخر نمی‌رسد، زیرا که قدرت او در حدّی، نه ایستاده و حدّ یقِف برای آن متصوّر نیست.

دلیل نقلی بر قدرت صانع عالَم از آیات قرآنیه بسیار است که در چند موضع به عبارت «وَ کانَ اللهُ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرا» و در مواضع کثیره به عبارت «اِنَّ اللهَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ» اشاره فرموده است.

قدرت بر ظلم و قبح

فرقه‌ای معتقدند بر این کـه صانع عالَم، قادر بر قبیح نیست، به دلیل آن کـه وقـوع قبیـح از خداوند عالَم محال است و هر محال، غیر‌مقدور می‌باشد، و وقوع قبیح از خداوند عالَم، دلالت می‌کند بر جهل و حاجت و یا بر سَفَه او، و همهٔ اینها بر او محال است. و نیز گویند محال آن است که وقوع آن ممتنع باشد، و مقدور آن است که وقوع آن ممکن باشد، و جمع بین اینها محال است. در پاسخ از این استدلال، ما ردّ می‌کنیم غیر مقدور بودن هر محالی را، به جهت آن که محال بر دو قسم است: محال لِذاته و محال لِغَیره. آنچه منافی قدرت است اوّلی می‌باشد، ولی محال لِغَیره از قبیل ممکنات است و او قادر است بر ممکن، ولی وقوع قبیح از صانع عالَم محال است، لیکن استحالهٔ وقوعِ قبیحْ مستلزم عدم قدرت نیست.

طایفه‌ای دیگر اعتقاد دارند بر این که قادرِ متعال، قدرت بر شرّ ندارد، به جهت آن که شرّ، مستلزم ظلم است و هرگز ظلم از خدا صادر نمی‌گردد. ما در جواب ایشان می‌گوییم، قدرتِ قادرِ متعال، عامّه است بر کل مقدورات، و دلیلِ بر این، عقل است که حکم می‌کند اگر قدرت او عامه نباشد، لازم آید عجز پروردگار، در صورتی که او پاک و منزّه است از کل نقایص.

دلیل دیگر آن که، قدرت بر شر ظلم نیست، بلکه ارتکاب و اِتیان آن ظلم است. خالق متعال، قادر است بر فعل آن، لیکن پاک و منزّه است از فعل آن، چنان که بندهٔ صالحی را می‌بینیم که قدرت بر انجام افعال قبیحه را دارد، لیکن انجام نمی‌دهد به جهت علم بر قبح آن، پس خداوند متّصِف بر عجز نیست.

ادامه متن