قول متوقّفین
معاد جسمانی و روحانی
بعضی از آیات، مطابقاً، و بعضی تضمّناً، و بعضی التزاماً، و بعضـی نصّاً، و بعضـی ظاهراً، و بعضـی تأویلاً، دلالت دارند بر زوال دنیا و وجود و وجوب معاد. آیات مذکوره همه دلالت دارند بر قدرت کاملهٔ حقتعالی به ایجاد کلّ اشیاء از کَتمِ عدم و اِعدام آنها بعد از موجود شدن، و این که فرموده: «إِنَّ اللَّهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» اشاره است به قدرت مطلقیّه، و «کُلِّ شَیْءٍ» جهات کلّی و عمومی دارد، یعنی دارای هر نوع قدرت و شامل اِستیلا به هر چیزْ از حیث قدرت است، و نیز تمام ادلّهٔ عقلیّه دلالت دارند بر وجود و وجوب معاد و بَعث ابدان و اعادهٔ تعلّق روحِ مفارقت کرده به سوی او، و ادخال وی در بهشت که دار لذّت حسیّه و عقلیّه است، و نارْ که دار آلام جسمیّه میباشد.
پس، جمع کردن میان انکار معاد جسمانی، و تصدیق نمودن قرآن مجید و نبوّتِ حضرت ختمی مرتبت(ص) ممکن نیست. زیرا کسی که در آیات قرآن کریم خوض کند، میداند که مسألهٔ معاد جسمانی، نه چنان است که قابل تأویل شود، چنان که خداوند متعال در قرآن مجید میفرماید: «هُوَ الَّذِی یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ». این آیه دلیل است بر جواز عود فی نفسه، و اگر ممتنع بود، میبایست که از آغاز موجود نمیشد. در قدرت مطلقهٔ حقتعالی، بَدوِ خلقت انسان و اعادهٔ آن بعد از خاک شدن و پوسیدن جسد، تفاوتی ندارد: «کَمَا بَدَأَکُمْ تَعُودُونَ» و «وَهُوَ خَلَقَکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ».
در آیهٔ دیگر میفرماید: «وَ ضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ یُحْیِی الْعِظَامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّة». این آیه نیز دلیل است به دو اصل مهم: یکی جواز اعادهٔ ذاتی و دیگری کمال قدرت، و این که در آخر آیه میفرماید: «وَ هُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ» دلیل است بر کمال علم. بنابراین، چنان که انشاء خلایق در اوّل مَرّه ظهور دارد، هکذا اعادهٔ آن در مرتبهٔ ثانیه ظاهر است در همان خلقت و ترکیب و هیکل که در دنیا بوده، و لذا قول قائلین بر معاد جسمانی و روحانی معاً، از باب اراده الله، جمع بین حکمت و شریعت است، و اعتقادِ پاک و خالص همین بوده و اَقوای اقوال است. و خدای تبارک و تعالی نیز به رأفت و لطف خویش در قرآن مجید، در چند جایگاه به طریق عدیده و از جمله در آیات فوق، معاد جسمانی را بیان فرموده است.




