جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

محرکِ سکونِ محض

موجودی که عدم‌پذیر نیست، واجب‌الوجود، و موجودی که عدم‌پذیر است، ممکن‌الوجود می‌باشد. به عبارت دیگر، ممکن‌الوجود یعنی مسبوق به عدم یا مسبوق به او. تمام موجودات ممکن‌الوجود، یا مُتَحَیّزند، و یا صفت متحیّز، و یا نه متحیّزند و نه صفت متحیّز. موجودی که متحیّز است، یا قسمت‌پذیراست مانند جسم، و یا قسمت‌پذیر نیست مانند جوهر، و ممکن‏الوجودی که صفت متحیّز است، عبارت است از عَرَض.

در مورد موجودی که نه متحیّز باشد و نه صفت متحیّز، بعضی از علما و فلاسفه گفته‌اند که چنین موجودی نیست جز ذات باریتعالی! در حالی که این اشتباه بزرگی است، زیرا مساوات در صفات سلبی الهی به مانند جسمیت، جوهریت و عَرَضیت، به مفهوم مساوات در کل ماهیت نیست. در تمامی ممکن‏الوجود، تقدّم و تأخّر وجود دارد. تقدّم و تأخّر در موجودات، علامت حرکت است. یعنی موجوداتی که متقدّم و متأخّرند، همه متحرک هستند و حرکت، یعنی اِفتراق موجودی از موجوداتی و اجتماع آن با موجودات دیگر. بنابراین، تمامی ممکن‏الوجود ناچار از حرکت است و حرکت، لازمه‌اش محرّک است.

گرچه محرک انواع و اقسام دارد، ولی آیا محرک در عین حرکت دادنِ غیر، خود نیز در حال حرکت است؟ اگر خود او هم در حال حرکت باشد، حتماً برای خودش نیز محرکی هست و باید این حرکت، به محرکی پایان یابد که علت‏العلل بوده و به ذات خویش، متحرک نباشد. به عبارت دیگر، هر محرک نمایندهٔ معلول خود یعنی متحرک، و نیز نمایندهٔ علت یا محرک خویش است، جز محرک اصلی. لذا، نهایتاً آن محرک، لازمه‌اش محرک نیست، که خودْ «محرّکِ سکونِ محض» باشد؛ و این محرکِ سکونِ محض عبارت است از خلّاق متعال.

برهان صدّیقین

معرفت دسته‌ای در خداشناسی از طریق برهان حدوث و حرکت و امکان است که به وسیلهٔ استدلال و آیات آفاقی، او را شناخته‌اند. معرفت دسته‌ای دیگر، از راه برهان معرفت نفس است که ایشان به وسیلهٔ آیات انفسی، خدا را شناخته‌اند. اما معرفت دسته‌ای، به طریق برهان صدیقین است که از ذات خدا به وجود او پی برده‌اند، بدین ترتیب که‏:

درک و شعور انسان در نخستین قدمی که بر‏می‌دارد، هستی خدای جهان را روشن می‌سازد چه، هریک از پدیده‌های واقعیت‌دار را که در جهان می‌بینیم، دیر یا زود واقعیت خود را از دست داده و نابود می‌شوند. از اینجا روشن می‌شود که جهانِ مشهود و اجزاء آن، عین واقعیت نیستند بلکه به واقعیتی ثابت تکیه داده و با آن واقعیت، واقعیت‏دار می‌شوند و تا با آن ارتباط و اتصال دارند، هستی‌شان باقی است و چون از آن بریدند، نابود می‌شوند و آن واقعیت اصیل، جز وجود مقدس حق‏تعالی نیست.

بنابراین، راه خداشناسی، راهی است بسیار روشن و انسان با نهاد خدادادی، آن راه را می‌پیماید و هیچ پیچ و خمی ندارد. از این‏رو خداوند متعال امر می‌کند مردم در آیات قرآن مجید تدبّر کنند و به مجرّد ادراک سطحی قناعت نکنند و در بسیاری از آیات، جهان و جهانیان را علامت و نشانه‌های خود معرفی فرموده است و با کمی تعمّق و تدبّر روشن می‌شود که آیه و نشانهٔ آن است که دیگری را نشان دهد نه خود را.

بنابراین اگر جهان و پدیده‌های جهان، آیات و نشانه‌های خدای جهان باشند، هیچ موجودی استقلال وجودی از خود نخواهد داشت و جز خدای پاکْ نشان نخواهد داد و کسی که به تعلیم و هدایت قرآن مجید، با چنین چشمی به چهرهٔ جهان بنگرد، جز خدای پاک درک نخواهد کرد، و به جای این زیبایی که مردم در نُمود جهان می‌یابند، زیبایی نامتناهی خواهد دید که از دریچهٔ تنگ جهان، خودنمایی و تجلی می‌کند. آن وقت است که خرمنِ هستی خود را به تاراج داده و دل به دست محبت خدایی می‌سپارد.

ادامه متن