مفهوم امامت
ضرورت امامت
فصل چهارم - امامت و عصمت
مفهوم امامت
امامت بر دو قسم است:
اول ـ امامت مطلقه، و آن اعتقاد به این است که بعد از حضرت پیغمبر(ص) باید یک خلیفه یا جانشین برای آن حضرت باشد تا دین او را باقی بدارد و احکام الهی را به مردم برساند.
دوم ـ امامت خاصّه، یعنی بر هرکس واجب است که اعتقاد نماید که حضرت رسول اکرم(ص) دوازده تن را از جانب حق تعالی به جانشینی خود برگزیده که دوستی و اطاعت ایشان در امر دین و دنیا واجب است.
بنابراین در امامت دو معنی ملحوظ است: یکی به حسب تصوّر و دیگری به حسب تصدیق. امامت به معنی تصوّر عبارت است از ریاست عامّه بر همهٔ مکلّفین برای شخص واحدی از ایشان در امور دین و دنیا بر سبیل نیابت و خلافت از پیغمبر بر تنصیص خدا و رسول او.
امامت به معنی تصدیق عبارت است از اعتقاد کردن به قلب و اقرار نمودن به زبان بر این که حجت خدا و وصی رسول خدا بعد از آن حضرت که منصوب از جانب حق تعالی و منصوص از پیغمبر باشد، منحصر است در علیبن ابیطالب و یازده تن از اولاد طاهرین او به نصّ پیغمبر و به نصّ امام مقدّم بر امامت مُؤَخَّر از ایشان.
ضرورت امامت
بر خدا و رسول او واجب است نصب کردن امام، و اثبات این مطلب در نهایت ظهور است و همان ادلّهای که دلالت میکند بر وجوب نبّی، بعینه دلالت میکند بر وجوب امام، زیرا که مرتبهٔ امامت قرین مرتبهٔ پیغمبری است. چنان که وجود پیغمبر ضروری است، واجب است عقلاً بر خدا که بعد از پیغمبر، شخصی به جانشینی او نصب کند که حافظ احکام الهی بوده و آنها را به کسانی که از شریعت نبی بیخبرند برساند، و مردم را به اختیار دین الهی وادار نماید و دین حقّه را به طریقی که هست، بی کم و زیاد در اقطار عالم منتشر سازد.
واضح است که آمدن نبی و آوردن تکالیف و احکام و رفتن او از میان مردم کفایت نمیکند، چنان که اگر بعد از نبی خلیفه نصب نشود، در اندک زمانی قاعده و رسوم دین و احکام الهی برطرف شده و از بین میرود، پس به حکم عقلْ واجب است بر خدا نصب امام بعد از نبی که حافظ قانون الهی شود.
واجب است در هر عصری روی زمین از حجت حق تعالی خالی نباشد، و واجب است که آن حجت از جانب خدا بوده و دارای صفاتی چند شود مانند معصومیت او از معاصی و اعلمیت و افضلیت او از همهٔ مردم عصر خود و منصوص بودن او از جانب خدا و رسول او.
اطاعت خدا و رسول و اولواالامر را در آیهٔ شریفه بر یک نسق شمردن که میفرماید: «اَطیعُوا اللهَ وَ اَطیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِی الْاَمْرِ مِنْکمْ» دلیل واضح است بر این مدّعا که خداوند عالم اطاعت امام را مقرون به اطاعت خود و اطاعت رسول خود نموده، پس چنان که معرفت و اطاعت به خدا از اصول دین است، هم چنین معرفت و اطاعت امام و اعتقاد کردن به امامت مطلقه از اصول دین میباشد و عدم اعتقاد بر این، موجب کفر است.




