مفهوم صفات سلبیّه
شریک و احتیاج
خداوند عالَم را شریک نیست، نه در واجب بودن و نه در خداوندی، و نه در خلق کردن موجودات، و نه در استحقاق عبادت و پرستیدن. خداوند عالم محتاج نیست، نه در ذات و نه در صفات به سوی غیرِ خود، از مکان و زمان، و از کیفیت و حالات و آلات. عدم احتیاج او از جهت ذات، آن است که او واجبالوجود لِذاتِه است و لازمهٔ آن، استغناء است از همه چیز و این منافی حاجت است. عدم احتیاج او از جهت صفات، آن است که صفات او عین ذات اوست، مثلاً قدرت او عبارت است از ذات او به اعتبار صحت فعل او.
تغیّر و حدوث
تغیر و تبدّل به ذات اقدس خدای ازلی و لَم یزَلی راه نمییابد. زیرا تغیر، حادث شدن صفتی است که در ذات نبوده و برای این حدوث، سبب لازم است. اما آن سبب، غیرْ نمیتواند باشد چون این امر با وجوبِ وجودْ مباینت دارد. از طرف دیگر، آن علت در ذات الهی هم نیست، زیرا شیء واحد نمیتواند هم قابل باشد و هم فاعل. بنابراین جمیع صفات الهی عین ذات اوست و هیچ گونه تغیری بدان راه ندارد.
خداوند متعال، قدیم است و قدیمْ آن است که مقدم باشد بر کلّ، و کلِّ ماسوای او محتاجند به او به جهت امکان آنها، نه اَتَمّی از اوست و نه اشدّی از او، و متناهی به حدی نمیباشد تا مرتبهای والاتر از آن متصوّر شود، که او فاقد آن مرتبه باشد. او را عدم نیست تا حاجت، داعی شود به سوی سبب، و برای او مطلبی نیست تا محتاج به مُعین باشد، و واسطه بر فعل او نیست زیرا او مبدأ کلّ وجود و مصدر کلّ فُیوض است، و موقوف بودن خلقِ بعضی اشیاء به واسطه، به جهت احتیاجِ مخلوق است بر واسطه، و کلّ واسطه، مخلوقِ اوست.




