جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

گفتار صدم

فضایل چهار‌گانه

چنان که قبلاً اشاره شد، به اتفاق حکماء اجناس فضایل چهار است: حکمت، شجاعت، عفت و عدالت. هیچ کس مستحق مدح نیست الا کسی که به یکی از این چهار یا به هر چهار فضیلت دارا باشد و اگر کسی را به توفیق و تغلب و مقام ظاهری و کثرت مال مدح کنند، معقول نخواهد بود.

نفس را دو قوه است: یکی ادراک به ذات، و دیگری تحریک به آلات؛ این دو نیز منشعب شود به دو شعبه؛ اما قوهٔ ادراک به قوهٔ نظری و قوهٔ عملی و قوهٔ تحریک به قوهٔ دفع و قوهٔ جذب؛ پس بدین اعتبار قوا چهار است و چون هر یک در تصرف موضوعات خویش بر وجه اعتدال بود، فضیلتی حاصل آید.

پس فضایل نیز چهار بود:

اول- از تهذیب قوهٔ نظری و آن حکمت بود.

دوم- از تهذیب قوهٔ غضبی و آن شجاعت بود.

سوم- از تهذیب قوهٔ شهوی و آن عفت بود.

چهارم- از تهذیب قوهٔ عملی و آن عدالت بود .

کمال قوهٔ عملی آن است که تصرفات در آنچه تعلق به عمل دارد، چنان که باید و شاید به طریق اعتدال بود؛ پس حصول عدالت موقوف بود به حصول فضایل سه قوهٔ دیگر.

هر یک از این فضایل در صورتی اقتضای مدح صاحب فضیلت کند که تعدی کند از او به غیر او؛ مادام که آن فضیلت به ذات او بود و سرایت به دیگری نکند، مستحق مدح نخواهد شد. مثلاً صاحب سخاوت، اگر سخاوت از او تعدی نکند به غیر او، آن صاحب فضیلت را منفاق خوانند نه سخی، اگر صاحب شجاعت بدین صفت بود او را غیور خوانند نه شجاع و اگر صاحب حکمت بدین صفت بود، او را مستبصر خوانند نه حکیم.

حکمت آن است که معرفت حاصل آید به هر آنچه سمت وجودیت دارد بالخصوص به آنچه در عوالم باطنی است. شجاعت آنست که نفس غضبی انقیاد کند نفس عاقله را در امور هولناک و در امور هولناک مضطرب نشود و اقدام بر‌حسب رأی او کند. عفت آن است که نفس شهوی مطیع نفس عاقله شود و تصرفات او به اقتضای رأی نفس عاقله باشد تا آثار خیریت از او ظاهر شود. عدالت آن است که هر سه قوه با یکدیگر اتفاق کنند و قوهٔ ممیزه را انقیاد کنند تا اختلاف هوی‌ها و تجاذب قوه‌ها صاحبش را به ورطهٔ حیرت نیفکند و انصاف و انتصاف حاصل آید.

علم حقیقت و باطنی را باید از اهل معرفت و اهل باطن فرا‌گرفت؛ زیرا اکثر منسوبین به علم ظاهر و لفظی، عبید دنیا و پرستاران جهل و هوی می‌باشند؛ ایشان کجا و حق و حقیقت کجا؟! علم باطنی ورای افهام کوتاه و برتر از ادراک محسوس‌پرست ایشان است. سعید آنان که مزارع علم و معرفت ایشان به تابش پرتو انوار لطایف اولیاء نشو و نما کند. درود به روان پاک دانشمندان و راد‌مردانی که با حکمت و فضیلت زندگی نموده‌اند. شاد باد روح عارفانی که در اثر ریاضت و مجاهدت و استقامت به وصال رسیده و باز‌ماندگان وادی جهل و حیرت را به سر منزل سعادت و نجات رسانیده‌اند. جاوید باد نام پیشروان قافله فرهنگ بشری که در ظلمات قرون و اعصار، مشعل فروزان عقل و دانش را به دست گرفته، به محیط تاریک جهل و اوهام روشنایی بخشیده‌اند.

ادامه متن