گفتار صد و ششم
آمادگی پذیرش حقایق
نخستین امری که مستمعین مطالب حقه را ضروری میباشد، آن است که تحصیل رضای الهی را مقصود اصلی خود ساخته و از شنیدن آن مطالب، همت بر اصلاح خود گمارند و توجه خاطر را تنها به شنیدن مقصور نداشته بلکه از موائد فوائد آن مجلس که فردوس برین اهل یقین است، قوت روحی خود بردارند و جامهٔ طبیعت را از اوساخ صفات ذمیمه به آب نصایح شستشو دهند و ساحت باطن را از خس و خاشاک خیالات فاسده به جاروب مواعظ الهیه رُفت و روب نمایند و خارستان حرص را با آن کلمات دلسوز در هم سوزند و شمع نگاه عاقبتبینی را در لگن دیدههای درونی به نور معرفت برافروزند و از پرتو آن کلمات آسمانی و وحیآسا، سرای دل را منور گردانند و از چشمهسار آب زندگی آن مطالب حقه، دل مرده را زنده گردانند و از شنیدن تهدیدات جانگداز به لرزش دل، غبار معاصی از خود افشانند و از استماع بشارات دلنواز، پرواز مرغ روح خود را به اوج مرتبهٔ مقربین رسانند و به وزیدن نسایم جانفزای هدایت و ارشاد، دل را از مستی غفلت هشیار سازند.
اگر اهل حق را خطایی افتد و در سلوک طریق سخنوری لغزشی واقع شود، باید اغماض کنند و عیببینی را بر خود هنر نشمارند و خردهگیری را نشانه زیرکی و استقامت طبع خود نپندارند؛ چه، جز حضرات معصومین علیهمالسلام سایر مردم را از خطا و سهو و نسیان گزیری و گریزی نیست و در تنزّه از این معنی به حد کمال، چاره و تدبیری نیست. اگر کسی را از این سخن شبههای در دل رود، سیری در کلام بزرگان نموده و تفکر و تعقل نماید تا بر صدق این مقال گواهی دهد و خاطرش به طوق اذعان این سخن گردن نهد.
چون فضایل در چهار جنس محصور است، اضداد آن نیز چهار جنس تواند بود و آن جهل میباشد که ضد حکمت است، و جبن که ضد شجاعت است، و شره که ضد عفت است، و جور که ضد عدالت میباشد.
اما هر فضیلتی را حدی است که چون از آن حد تجاوز نماید، چه در طرف افراط و چه در طرف تفریط، آن فضیلت رذیلت گردد. این است که بزرگان فرمودهاند: فضایل به منزلهٔ مرکز است و ضد او که رذایل باشد به منزلهٔ اطراف؛ چنان که بر سطح دایره نقطهای که مرکز اوست، دورترین نقطههاست از محیط و اگر چیزی در روی این نقطه مرکزی واقع شود هرچه از این نقطه به نقاط دیگر حرکت کند، از مرکز دورتر شده و بر محیط نزدیکتر خواهد شد، همچنین فضیلت را نیز حدی است که آن حد از رذایل در غایت بعد است و انحراف از آن حد در هر جهت و جانب که اتفاق افتد، موجب قرب به رذیلتی خواهد بود.
پس بنابر قاعدهٔ مذکور، در مقابل هر فضیلت رذیلتهای بیشماری است؛ زیرا که وسط محدود است و اطراف نامحدود. نیز فرمودهاند: ملازمت فضیلت مانند حرکتی است در روی خط مستقیم و ارتکاب رذایل مانند انحراف از آن خط مستقیم است و ظاهر است که میان دو حد، خط مستقیم بیش از یکی نتواند بود لیکن خطوط غیرمستقیم بینهایت است از این جهت است صعوبتی که در التزام طریقهٔ فضایل واقع شود و این که به اشارت آمده است که صراط خدا از موی باریکتر و از شمشیر تیزتر است، عبارت از همین معنی میباشد.




