جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

گفتار صد و هفتم

ضرورت وعظ خدایی

احتیاج عامهٔ خلق بر وعظ خدایی به کمال وضوح رسیده و وجوب و فضیلت وعظ گفتن به طریق عقل مستغنی از بیان است. پس اگر کسی از طریق مستقیم منحرف شده و راه بیابان آوارگی پیش گیرد، بر دیگران لازم است در صورت امکان و اجتماع شرایط، او را دلالت نموده و از طریق ضلالت به طریق حقیقت بر‌گردانند.

در طی مراحل تکلیفات که همه بر یک رهگذرند و در طریق عبودیت که جملگی با یکدیگر همسفرند، اگر کسی پای خویش از طریق حق بیرون نهد و به اغوای غولان هوی و هوس طریق بادیهٔ غفلت و ضلالت را مسلوک دارد، بر دیگران لازم است که او را به طریق حق رهنمایی کنند.

حضرت رسول اکرم(ص) فرموده‌اند: هیچ هدیه که مسلمانی به برادر دینی خود فرستد، بهتر از کلمهٔ حکمتی نیست که سبب زیادتی هدایت او شود. نیز فرموده: هیچ صدقه از مؤمن در نزد حق‌تعالی خوش‌تر و پسندیده‌تر از این نیست قومی را که آراء مختلفه در راه بندگی از هم جدا ساخته یا عداوت دنیوی باعث شده که از هم جدا شوند، ایشان را به یک طریقه جمع سازد و به صیقل مطالب حقه از مرآت بواطن ایشان زنگ کدورت را بزداید. نیز فرمود: این عمل نزد حق‌تعالی از عبادت یک ساله بهتر است.

   رذایل اصلی و فرعی

چون انحرافات دو نوع است که یکی از مجاوزت در طرف افراط و دیگری از مجاوزت در طرف تفریط حاصل آید، پس مقابل هر فضیلت دو رذیلت بود و آن فضیلت، وسط و دو رذیلت، دو طرف آن فضیلت بود.

چنان که قبلاً گفته شد، اجناس فضایل چهار است؛ پس بنابر قاعده مذکور، اجناس رذایل هشت بود. دو از آن مقابل حکمت، سَفَه بود و بَله و دو از آن مقابل شجاعت، تهوّر بود و جبن و دو از آن مقابل عفت، شَرَه بود و خمود شهوت و دو از آن مقابل عدالت، ظلم بود و انظلام.

اما سَفَه که در طرف افراط است، استعمال قوهٔ فکری است در آنچه واجب نبود یا زیاده از آنچه واجب بود و بَله که در طرف تفریط است، تعطیل قوهٔ فکری است به اراده از روی خلقت. اما تهوّر که در طرف افراط است، اقدامی است که شرعاً اقدام بر آن جمیل نبود و جبن که در طرف تفریط است، حذر کردن از چیزی است که شرعاً حذر از آن محمود نبود. اما شَرَه که در طرف افراط است و آن را ولوع نیز گویند، طلب لذت است زیاده از مقدار مشروع و خمود شهوت که در طرف تفریط است، سکون بود از حرکت بر طلب لذت ضروری که عقل و شرع بر طلب آن رخصت داده باشند، از روی اختیار نه از روی نقصان خلقت. اما ظلم که در طرف افراط است، تحصیل اسباب معیشت دنیوی است به وجوه ذمیمه و انظلام که در طرف تفریط است، تمکین طالب معیشت دنیوی است بر ستم ظالم و انقیاد او از فرا‌گرفتن آن به طریق مذلت.

ادامه متن