جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

گفتار صد و هشتم

میانه‌روی در تحصیل معاش (قسمت اول)

غنای مطلق مخصوص ذات پاک آفریدگاری است که دامن وجودش از لوث امکان، منزه و معرّا و ساحت عزتش از خس و خاشاک افتقار و احتیاج، منزه و مبرّاست. هر موجودی که از مشیمهٔ نیستی به کنار امّهات هستی افتاده و هر ذی‌حیاتی که از مَطمُورهٔ عدم به معمورهٔ وجود پا نهاده، به زنجیر احتیاج اسیر و از تحصیل ضروریات ناچار و ناگزیر است.

مقیّدین سلسلهٔ زمان و ساکنین قلمرو امکان را بالکلیّه دست از دنیا کشیدن و دیدهٔ خواهش از مقتضای طبیعت بشری پوشیدن، از حوصله طاقت مخلوقیت بیرون است و صانع بی‌چون به حکم آیه شریفه «لا یُکَلِّفُ اللهُ نَفْسًا إِلا وُسْعَهَا»، به آن تکلیف ننموده و به سبب خواهش ما‌یحتاج و طلب وجه معاش، احدی را ملامت نفرموده است.

خداوند متعال تحصیل ضروریات را بر همه لازم و واجب نموده و جلب منافع به قدر

کفاف و دفع مضّار جوع و عطش و حرّ و بَرد را بر همه فرض و متحتّم ساخته است.

احوال آدمی در طلب دنیا از سه قسم بیرون نیست: یکی آن که به قدر توسعه معاش به حد اعتدال از وجه حلال در طلب دنیا تلاش نماید و زنگ عسرت را از احوال خود و از آیینهٔ حال جمعی که شرعاً رعایت ایشان بر او واجب است، بزداید. این مرتبه از مراتب طلب دنیا از جمله سنن و در شریعت غرّا ممدوح و مستحسن است و ترک آن و سالک طریق رهبانیت بودن، مذموم است. چنان که حضرت صادق علیه‌السلام فرماید: از ما نیست کسی که به جهت اشتغال به امور اخرویه، دست از طلب دنیا بر‌دارد و کسی که چشم از آخرت پوشیده، همت بر تحصیل دنیا گمارد.

خداوند متعال در قرآن مجید فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَیِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللهُ لَکُمْ وَ لَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدین»؛ خلاصهٔ معنی آیه شریفه این است که ای مؤمنین حرام مگردانید و خود را منع مکنید از چیز‌های پاکیزه لذیذ، آنچه حق‌تعالی بر شما حلال کرده و از حدود الهی و شریعت پا بیرون ننهید؛ به درستی که خداوند متعال تعدّی‌کنندگان را دوست نمی‌دارد.

قسم دوم از اقسام طلب دنیا آن است که به قدر توسعه معاش به حد اعتدال اکتفا ننموده و از ممرّ حلال در تحصیل مال و منال و اسباب حشمت و جلال کوشد. این قسم از اقسام طلب دنیا اگر‌چه فی نفسه حلال و مباح است اما مورث بسی مفاسد عظیمه و منتج بسیاری از خسارت‌های اخرویّه است که از اوج درجات سعادت به حضیض درکات شقاوت می‌اندازد و تراکم بخار نخوتش چراغ عقل را فرو‌می‌نشاند.

ارباب عقول سلیمه، ثروت دنیا را به آب شور تشبیه کرده‌اند؛ هر‌که بیشتر نوشد، تشنه‌تر گردد. بنابراین عشقهٔ حرص و طمع در گلشن ضمیر او قوت می‌گیرد و نهال ورع و تقوی دم به دم ضعف و نا‌توانی می‌پذیرد و رفته‌رفته به ارتکاب مکروهات و اتخاذ شبهات دلیر می‌سازد و از آنجا به مهالک محرّمات و نا‌مشروعات می‌اندازد.

خداوند متعال می‌فرماید: «کَلَّا إِنَّ الإِنسَانَ لَیَطْغَی أَنْ رَآهُ اسْتَغْنی»؛ وقتی انسان خود را مستغنی و بی‌نیاز دید، هر آینه طغیان کند. از این جهت است که ارباب خرد، مال و منال این دار غرور را به آب باران تمثیل کرده‌اند، تا به حد اعتدال می‌بارد باعث آبادی جهان و سبب رفاهیت جهانیان است و چون از حد اعتدال در‌گذرد، سبب خرابی عالم و علت تنگی احوال بنی آدم می‌گردد. مال و منال دنیا هم تا به حد اعتدال است، موجب آبادی دین و دنیاست و چون از حد اعتدال در‌گذرد، موجب حصول بلا شده و سیلاب خانه دین و دل می‌گردد.

ادامه متن