گفتار صد و هجدهم
آزادی، روح اسلام
هرگاه بخواهیم روح و رسالت اسلام را در یک کلمه خلاصه کنیم، آن کلمه جز «آزادی» نخواهد بود.
«آزادی» به معنای بسیار وسیع و دامنهدار، آزادی است از هر قدرت و سلطهای که پیشرفت بشریت را تعطیل و یا راکد سازد و کاروان مدنیت را از پیمودن در راه خیر به تعویق اندازد.
آزادی از سلطه و اقتدار جباران و بیدادگرانی که نیروی خلاقه بشری را در راه اغراض شخصی خود استخدام میکنند و مردم را با قهر و تهدید، خوار و زبون میدارند و مقررات و قوانین خلاف حق بر آنان تحمیل کنند و عِرض و شرف و آبرو و مال و جان ایشان را میربایند.
آزادی از طغیان و بیداد جباران، به وسیله منحصر ساختن کلیه شؤون و قدرت سلطنت به ذات باریتعالی که تنها او بر همه قاهر و غالب است و دیگران بندگان اویند و از جانب خود مالک نفع و ضرری نیستند و همگی در روز عظیم قیامت به معرض حساب جلب خواهند شد.
آزادی از قید و بند شهوات و لذات مادی؛ زیرا بدون آزادی از قید و بند شهوت و لذت نمیتوان از بند اسارت جباران و ستمگران رست؛ زیرا شهوتپرستی و پیروی از لذات مادی، مهمترین سلاحی است که جباران و ستمگران در راه تسخیر و استعباد بندگان به کار برده و میبرند.
هرگاه مردم در بند و قید شهوات گرفتار نمیشدند، تن به خواری و زبونی نمیدادند و در برابر ظلم و بیداد سکوت نمیکردند. به همین جهت است که اسلام در آزاد ساختن مردم از قید شهوات، اصرار و پافشاری فراوان به کار برده و بدین وسیله مردم را در میدان مبارزه جباران مجهز ساخته و از تسلیم و خضوع در برابر ایشان بازداشته است. قرآن کریم در این باب با بیانات متنوع و نافذ در چندین آیه بحث میکند؛ از جمله در آیه ٢٤ سوره توبه میفرماید:
«بگو هرگاه پدران و برادران و فرزندان و همسران و قوم و عشیره و مالی که اندوختهاید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و منزلهایی که پسند خاطرتان میباشد، بیش از خدا و رسول او(ص) و جهاد در راه خدا دوست میدارید، پس در همان حال باشید تا خدا عذاب و خشم خود را به سوی شما بفرستد و خدا قوم فاسق را هدایت نمیکند».
چنان که معلوم میگردد، خداوند متعال در این آیه شریفه، همه شهوات و دلبستگیهای مادی را در یک کفه نهاده و محبت خدا و رسولش(ص) و جهاد در راه خدا را به کفه مقابل نهاده و کفه اخیر یعنی محبت خدا و رسول و جهاد را بر کفه دیگر راجح ساخته و عقیده به این رجحان را شرط ایمان شمرده است.
سه نوع جهاد
گرچه عنوان «جهاد» در اسلام رکن است اما اگر به مفهوم و جهات مختلف آن بذل توجهی نگردد، چه بسا موضوعی بدین اهمیت، خود به خود از صحنه فعال زندگی اسلامی حذف شده و یا به جهت اکتفاء به الفاظ و عناوین و عادت بدانها، هرگز در تغییر و تحول سرنوشت مسلمانان منشأ کمترین اثری نگردد. بدین لحاظ است که برای کسب «آزادی» واقعی، لازم است بذل توجهی به معنا و مفهوم چنین عنوانی صورت گیرد:
«جهاد» لفظی است که غالباً توجه آدمی را به کشتار جنگی و زد و خورد خونی معطوف میسازد، کمتر اتفاق میافتد که لفظ «جهاد» نظر شخص را به جهاد ادبی یا دعوت به هدایت متوجه سازد. در محاورات و گفتگوهای اسلامی، خواه در کتاب خدا یا در سنت حضرت رسول اکرم(ص)، لفظ «جهاد» به جهاد ادبی نیز اطلاق شده و دیگر این که خداوند متعال در قرآن مجید دعوت به هدایت را به وسیله قرآن جهاد کبیر فرموده؛ چنان که در آیه ۵۲ سوره فرقان فرماید: «فَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَ جَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا کَبِیرًا»، در این آیه مبارکه «بِهِ» یعنی بالقرآن.
در حدیث صحیح از حضرت رسول اکرم(ص) آمده که آن حضرت چون از یکی از غزوات برگشت، فرمود: از جهاد کوچکتر به جهاد بزرگتر برگشتیم. گفتند: ای رسول خدا جهاد بزرگتر کدام است؟
فرمود: جهاد با نفس. در حدیث دیگر آمده که آن حضرت فرمود:
جهاد مرد با نفس از جهاد با کفار افضل است. آن حضرت این جهاد را بزرگترین انواع جهاد فرموده؛ زیرا که این جهاد، مبارزه با بزرگترین و نیرومندترین دشمنان است که عبارتست از شیطان و نفس اماره.
خداوند متعال جهاد قرآنی را به جهاتی کبیره فرموده: اول این که این جهاد اختصاص به مردم سالم و توانا ندارد و بیماران و کوران و ناتوانان از این جهاد مستثنی نیستند ولی در جهاد حربی منطقه دایره آن تنگ است و مخصوصاً جهاد با کسانی است که به حدود و ثغور بلاد ما هجومآور شدهاند یا ما به بلاد و مرزهای ایشان هجوم بریم.
هدفهای جهاد قرآنی گوناگون و بسیار وسیع است اما هدفهای جهاد حربی محدود است به بسط خاک و توسعه حاکمیت و خاضع کردن سایر ملل و مردم غیر مسلمان.
اما جهاد اکبر، جهاد با نفس و هویهای نفسانی است و از آن جهت به این فضیلت مخصوص گشته که مبارزه با بزرگترین و نیرومندترین دشمنان است؛ چنان که حضرت رسول اکرم(ص) فرمود: بزرگترین دشمنانت نفس توست.
به این اعتبار جهاد بر سه قسم است:
۱- جهاد حربی یا خونی.
۲- جهاد اخلاقی یا نفسی.
3- جهاد قرآنی یعنی دعوت به هدایت عموم.
باید توجه کرد که منظور اسلام از آزادی تنها مقاومت در برابر جباران و ستمکاران نیست بلکه علاوه بر این منظور، مزیت دیگر نیز در نظر است و آن آزادی از قید و بند شهوات و لذات است؛ این خود از اهداف عالیهای است که آثار آن در سعادت و سیادت بشر پوشیده نیست.
کسانی که در شهوات و لذات مادی فرورفتهاند، چنین میپندارند که از لذات مادی بیش از دیگران کامروا هستند. این پندار غلط طولی نخواهد کشید که ایشان را در بند غرایز و شهوات گرفتار نموده و عذاب و رنج مستمری به بار خواهد آورد؛ زیرا هیچ شهوتی به وسیله افزونطلبی در راه آن شهوت، اشباع و اقناع نخواهد شد بلکه پیروی از مقتضای هر شهوت بر افروختگی و اشتعال آن خواهد افزود.
جای تردید و شک نیست که کاروان بشریت وقتی میتواند به سیر سریع خود در راه ترقی ادامه دهد که از فشار شهوات و لذات مادی رهایی یابد و با آزادی کامل گام بسپارد و هر یک از افراد و طبقات اجتماع در راه ترقی ایفاء وظیفه کند؛ به همین جهت اسلام در آزاد ساختن مردم از بند شهوات و لذات، اصرار و پافشاری کرده است.
اسلام برای دعوت به رهبانیت و تحریم طیّبات و لذات مشروع نیامده است بلکه مقصود از این باب، رعایت جانب حکمت و عدالت در مقدار و کیفیت تمتع از لذایذ و خودداری از افراط و توجه دادن نیروهای بشری در راه سعادت اجتماع میباشد.
به این وسیله دو نتیجه حاصل میگردد:
اول- نتیجه فردی یعنی تأمین بهره عادلانه از تمتع و لذت و آسایش خاطر.
دوم- این که نیروهای بشری خود را در راه تقدم و ترقی اجتماع به کار بردن.
دقت در احکام و مسائل این شریعت نشان میدهد که اسلام در همه جا، این دو نتیجه یعنی نتایج فردی و اجتماعی را توأماً منظور داشته است.




