جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

گفتار صد و هجدهم

آزادی، روح اسلام

هر‌گاه بخواهیم روح و رسالت اسلام را در یک کلمه خلاصه کنیم، آن کلمه جز «آزادی» نخواهد بود.

«آزادی» به معنای بسیار وسیع و دامنه‌دار، آزادی است از هر قدرت و سلطه‌ای که پیشرفت بشریت را تعطیل و یا راکد سازد و کاروان مدنیت را از پیمودن در راه خیر به تعویق اندازد.

آزادی از سلطه و اقتدار جباران و بیداد‌گرانی که نیروی خلاقه بشری را در راه اغراض شخصی خود استخدام می‌کنند و مردم را با قهر و تهدید، خوار و زبون می‌دارند و مقررات و قوانین خلاف حق بر آنان تحمیل کنند و عِرض و شرف و آبرو و مال و جان ایشان را می‌ربایند.

آزادی از طغیان و بیداد جباران، به وسیله منحصر ساختن کلیه شؤون و قدرت سلطنت به ذات باری‌تعالی که تنها او بر همه قاهر و غالب است و دیگران بندگان اویند و از جانب خود مالک نفع و ضرری نیستند و همگی در روز عظیم قیامت به معرض حساب جلب خواهند شد.

آزادی از قید و بند شهوات و لذات مادی؛ زیرا بدون آزادی از قید و بند شهوت و لذت نمی‌توان از بند اسارت جباران و ستمگران رست؛ زیرا شهوت‌پرستی و پیروی از لذات مادی، مهم‌ترین سلاحی است که جباران و ستمگران در راه تسخیر و استعباد بندگان به کار برده و می‌برند.

هر‌گاه مردم در بند و قید شهوات گرفتار نمی‌شدند، تن به خواری و زبونی نمی‌دادند و در برابر ظلم و بیداد سکوت نمی‌کردند. به همین جهت است که اسلام در آزاد ساختن مردم از قید شهوات، اصرار و پافشاری فراوان به کار برده و بدین وسیله مردم را در میدان مبارزه جباران مجهز ساخته و از تسلیم و خضوع در برابر ایشان باز‌داشته است. قرآن کریم در این باب با بیانات متنوع و نافذ در چندین آیه بحث می‌کند؛ از جمله در آیه ٢٤ سوره توبه می‌فرماید:

«بگو هر‌گاه پدران و برادران و فرزندان و همسران و قوم و عشیره و مالی که اندوخته‌اید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و منزل‌هایی که پسند خاطرتان می‌باشد، بیش از خدا و رسول او(ص) و جهاد در راه خدا دوست می‌دارید، پس در همان حال باشید تا خدا عذاب و خشم خود را به سوی شما بفرستد و خدا قوم فاسق را هدایت نمی‌کند».

چنان که معلوم می‌گردد، خداوند متعال در این آیه شریفه، همه شهوات و دلبستگیهای مادی را در یک کفه نهاده و محبت خدا و رسولش(ص) و جهاد در راه خدا را به کفه مقابل نهاده و کفه اخیر یعنی محبت خدا و رسول و جهاد را بر کفه دیگر راجح ساخته و عقیده به این رجحان را شرط ایمان شمرده است.  

سه نوع جهاد

گر‌چه عنوان «جهاد» در اسلام رکن است اما اگر به مفهوم و جهات مختلف آن بذل توجهی نگردد، چه بسا موضوعی بدین اهمیت، خود به خود از صحنه فعال زندگی اسلامی حذف شده و یا به جهت اکتفاء به الفاظ و عناوین و عادت بدان‌ها، هرگز در تغییر و تحول سرنوشت مسلمانان منشأ کمترین اثری نگردد. بدین لحاظ است که برای کسب «آزادی» واقعی، لازم است بذل توجهی به معنا و مفهوم چنین عنوانی صورت گیرد:

«جهاد» لفظی است که غالباً توجه آدمی را به کشتار جنگی و زد و خورد خونی معطوف می‌سازد، کمتر اتفاق می‌افتد که لفظ «جهاد» نظر شخص را به جهاد ادبی یا دعوت به هدایت متوجه سازد. در محاورات و گفتگو‌های اسلامی، خواه در کتاب خدا یا در سنت حضرت رسول اکرم(ص)، لفظ «جهاد» به جهاد ادبی نیز اطلاق شده و دیگر این که خداوند متعال در قرآن مجید دعوت به هدایت را به وسیله قرآن جهاد کبیر فرموده؛ چنان که در آیه ۵۲ سوره فرقان فرماید: «فَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَ جَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا کَبِیرًا»، در این آیه مبارکه «بِهِ» یعنی بالقرآن.

در حدیث صحیح از حضرت رسول اکرم(ص) آمده که آن حضرت چون از یکی از غزوات بر‌گشت، فرمود: از جهاد کوچک‌تر به جهاد بزرگ‌تر بر‌گشتیم. گفتند: ای رسول خدا جهاد بزرگ‌تر کدام است؟

فرمود: جهاد با نفس. در حدیث دیگر آمده که آن حضرت فرمود:

جهاد مرد با نفس از جهاد با کفار افضل است. آن حضرت این جهاد را بزرگ‌ترین انواع جهاد فرموده؛ زیرا که این جهاد، مبارزه با بزرگ‌ترین و نیرومند‌ترین دشمنان است که عبارتست از شیطان و نفس اماره.

خداوند متعال جهاد قرآنی را به جهاتی کبیره فرموده: اول این که این جهاد اختصاص به مردم سالم و توانا ندارد و بیماران و کوران و نا‌توانان از این جهاد مستثنی نیستند ولی در جهاد حربی منطقه دایره آن تنگ است و مخصوصاً جهاد با کسانی است که به حدود و ثغور بلاد ما هجوم‌آور شده‌اند یا ما به بلاد و مرز‌های ایشان هجوم بریم.

هدف‌های جهاد قرآنی گوناگون و بسیار وسیع است اما هدف‌های جهاد حربی محدود است به بسط خاک و توسعه حاکمیت و خاضع کردن سایر ملل و مردم غیر مسلمان.

اما جهاد اکبر، جهاد با نفس و هوی‌های نفسانی است و از آن جهت به این فضیلت مخصوص گشته که مبارزه با بزرگ‌ترین و نیرومند‌ترین دشمنان است؛ چنان که حضرت رسول اکرم(ص) فرمود: بزرگ‌ترین دشمنانت نفس توست.

به این اعتبار جهاد بر سه قسم است:

۱- جهاد حربی یا خونی.

۲- جهاد اخلاقی یا نفسی.

3- جهاد قرآنی یعنی دعوت به هدایت عموم.

باید توجه کرد که منظور اسلام از آزادی تنها مقاومت در برابر جباران و ستمکاران نیست بلکه علاوه بر این منظور، مزیت دیگر نیز در نظر است و آن آزادی از قید و بند شهوات و لذات است؛ این خود از اهداف عالیه‌ای است که آثار آن در سعادت و سیادت بشر پوشیده نیست.

کسانی که در شهوات و لذات مادی فرو‌رفته‌اند، چنین می‌پندارند که از لذات مادی بیش از دیگران کامروا هستند. این پندار غلط طولی نخواهد کشید که ایشان را در بند غرایز و شهوات گرفتار نموده و عذاب و رنج مستمری به بار خواهد آورد؛ زیرا هیچ شهوتی به وسیله افزون‌طلبی در راه آن شهوت، اشباع و اقناع نخواهد شد بلکه پیروی از مقتضای هر شهوت بر افروختگی و اشتعال آن خواهد افزود.

جای تردید و شک نیست که کاروان بشریت وقتی می‌تواند به سیر سریع خود در راه ترقی ادامه دهد که از فشار شهوات و لذات مادی رهایی یابد و با آزادی کامل گام بسپارد و هر یک از افراد و طبقات اجتماع در راه ترقی ایفاء وظیفه کند؛ به همین جهت اسلام در آزاد ساختن مردم از بند شهوات و لذات، اصرار و پافشاری کرده است.

اسلام برای دعوت به رهبانیت و تحریم طیّبات و لذات مشروع نیامده است بلکه مقصود از این باب، رعایت جانب حکمت و عدالت در مقدار و کیفیت تمتع از لذایذ و خود‌داری از افراط و توجه دادن نیرو‌های بشری در راه سعادت اجتماع می‌باشد.

به این وسیله دو نتیجه حاصل می‌گردد:

اول- نتیجه فردی یعنی تأمین بهره عادلانه از تمتع و لذت و آسایش خاطر.

دوم- این که نیرو‌های بشری خود را در راه تقدم و ترقی اجتماع به کار بردن.

دقت در احکام و مسائل این شریعت نشان می‌دهد که اسلام در همه جا، این دو نتیجه یعنی نتایج فردی و اجتماعی را توأماً منظور داشته است.

ادامه متن