جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

گفتار صد و نوزدهم

آزادی از بند خرافات

نوع دیگر «آزادی» از نظر اسلام، آزادی عقل از بند اسارت خرافات و اوهام است. اسلام این وظیفه خطیر را وقتی به عهده گرفت که جهان بشریت در گرداب اوهام و خرافات فرو‌‌رفته بود؛ خرافاتی که قسمتی از آن را خود مردم به وجود آورده و به خدایان مصنوع خویش نسبت داده و قسمتی را نیز کاهنان ساخته و به خدای تعالی نسبت می‌دادند و این ناشی از جهالتی بود که «عقل» در دوران کودکی در آن می‌زیست.

اسلام در ضمن وظایف خود این وظیفه را نیز به عهده گرفت تا با خرافاتی که پیرامون خدایان مصنوعی و افسانه‌های یهود و کلیسا و کاهنان بود، مبارزه کند و خلق را به خالق حقیقی متوجه سازد.

اسلام هیچ گاه خرافات را وسیله ایمان به خدا قرار نداده و در راه ایمان به خدا مردم را از فرا‌گرفتن علوم منع ننموده بلکه بیش از سایر ادیان بشر را به تحصیل علوم تحریض و ترغیب نموده است و هر حقیقت علمی که مکشوف شده و هر نفع مشروعی که به چنگ او افتاده، آن را عنایت و توفیق الهی دانسته است.

ما از کسانی که پنداشته‌اند حلّال همه مشکلات تنها «علم» است و قوانین و مقررات اسلامی ارزش و تازگی خود را از دست داده و به بایگانی‌های تاریخ در‌پیوسته، سؤال می‌کنیم که:

آیا بشر در این عصر علمی، از بند اسارت خرافات رهایی یافته و یا از ظلم و بیداد جباران آزاد شده و از طغیان غرایز و غوغای شهوات به آسودگی رسیده؟

امروز نصف کره زمین همچنان در ظلمت به سر می‌برند و عده کثیری در هندوستان و چین و سایر نقاط زمین به بت، ستایش و نیایش می‌کنند.

در مقابل آن بت‌پرستان، عده کثیری نیز به بت دیگر ستایش می‌کنند که خطرش از آن بت‌ها کمتر نبوده بلکه بیشتر است و آن بت خطرناک در عصر حاضر به نام «علم» خوانده می‌شود.

ایشان می‌گویند و چنین عقیده دارند که خدای یگانه و معبود یکتا «علم» است و باید همه طرق معرفت بجز طریق علم مسدود شود. این عقیده سبب انحراف مردم بوده و آنان را در افقی محدود، محبوس نموده و جولانگاه مواهب و مشاعر بشری را در میدان فعالیت علوم تجربی و حواس ظاهر، محصور و محدود می‌کند.

شک و تردیدی نیست که علم یکی از وسایل و طرق معرفت بوده و کاروان بشریت را تا مسافت‌های زیادی در راه ترقی پیش برده است لیکن نه چنان است که «علم» بدون «ایمان» حلال مشکلات جهان باشد.

این میدان به هر اندازه هم که وسیع باشد، نسبت به نیرو‌های باطنی بشر بسیار نا‌چیز است و به هر پایه‌ای هم که بلند باشد، کوتاه‌تر از ارتفاعی است که بشر می‌تواند با بال و پر ایمان و عشق بر اوج و قله آن صعود کند.

ادامه متن