گفتار سی و یکم
خطرات زیادهروی در محبت
یکی از علل پیدایش عقدهٔ حقارت، زیادهروی در محبت نسبت به کودک است. کودکانی که بیش از اندازه مورد مهر و نوازش واقع میشوند و درنتیجه لوس و از خودراضی به بار میآیند، در طول ایام عمر بهخصوص در مواقع برخورد با مشکلات زندگی به سختی دچار احساس حقارت و پستی میگردند و به اعمال ناشایستی دست میزنند، در بعضی مواقع ناراحتیهای روانی و فشارهای روحی کار آنان را به دیوانگی یا خودکشی میکشاند.
محبت در پرورش جان کودک مانند غذا برای پرورش جسم لازم و ضروری است؛ همان طور که خودداری از غذا و زیادهروی در غذا و مسموم بودن غذا، هر یک عوارض بسیاری در بدن کودک میگذارد، همچنین خودداری از محبت، زیادهروی در محبت و محبت نابجا و منحرفکننده، آثار شومی در روان کودک میگذارد.
زندگی سرتاسر مبارزه و مشکلات است، در راه زندگی پستیها و بلندیها، محرومیتها و ناکامیها و شکستها بسیار است. مربی لایق آن است که جسم و جان کودک را به خوبی پرورش دهد و او را برای مبارزه و مقاومت در صحنه پرفشار زندگی مجهز نماید.
همان طور که بدن کودک در اثر مراقبتهای بهداشتی، اندازه گیری در غذا و خواب و حرکت و ورزش نیرومند میگردد و در مقابل گرما و سرما و تشنگی و گرسنگی و بیماری مقاومت میکند، همچنین روان او نیز در پرتو بهداشت روحی و تعالیم اخلاقی و اندازه گیری در مهر و محبت و تندی و خشونت میتواند در برابر مصائب و ناکامیها و محرومیتها و شکستهای روحی مقاومت کند.
اطفالی که بیش از اندازه مهر و محبت میبینند و پدر و مادر بی قید و شرط تسلیم آنها میشوند و به تمام خواستههای نیک و بد آنان جامهٔ عمل میپوشند و درنتیجه دیکتاتور و از خودراضی به بار میآیند، روحی ضعیف و روانی زودرنج دارند و در برابر کوچکترین ناراحتی آزرده خاطر و ناراحت میشوند؛ آنان خیلی زود در نبردهای زندگی شکست میخورند.
گروه نازپرورده در تمام دوران حیات، ناکام و متأثرند و در مشکلات زندگی با زبونی و ذلت عقبنشینی میکنند و در لحظات سخت نیز دست به خودکشی میزنند.
زیادهروی در محبت و لوس بار آوردن کودک از بزرگترین خطاهای تربیتی است. بدبختیهایی که از این راه دامنگیر فرزندان میشود، بسیار مهم و خطرناک است.
آیین مقدس اسلام در برنامه تربیت کودک، اولیاء اطفال را از زیادهروی در محبت نسبت به فرزندان خویش برحذر داشته و آنان را که در محبت نسبت به فرزندان زیادهروی میکنند، مورد ملامت قرار داده است.
حضرت باقر علیهالسلام میفرماید: بدترین پدران کسانی هستند که در محبت نسبت به فرزندان زیادهروی کنند و بدترین فرزندان کسانی هستند که در اثر تقصیر و کوتاهی در انجام وظایف، پدر را از خود ناراضی کنند.
بدبختیهایی که از راه افراط در محبت، دامنگیر فرزندان میشود، بسیار خطرناک است؛ به همین جهت امام باقر علیهالسلام پدرانی را که در محبت نسبت به فرزندان افراط میکنند، بدترین پدران معرفی نموده است.
طفل فطرتاً مایل است که آزاد باشد، هر کاری که میخواهد بکند و دست به هر چیزی بزند و هیچ کس سد راه خواهشهای او نشود ولی این کار به صلاح او نیست؛ زیرا او نیک و بد را نمیشناسد و خیر و شر خود را نمیفهمد. مربی لایق کسی است که عاقلانه خواهشهای طفل را تعدیل کند و آنچه به صلاح او است، با مهربانی انجام دهد و آنچه به صلاح او نیست، او را از این خواستهٔ ناروایش منع کند.
بعضی از پدران و مادران کمترین توجهی به تربیت کودک خود ندارند، هدفشان تنها راضی کردن آنها و برآوردن خواستههای آنان است، عملاً خود را تسلیم فرزندان خویش میکنند؛ این کودکان رفتهرفته خودخواهتر شده و ریشههای خانمانبرانداز استبداد و خودسری در فکرش محکمتر خواهد شد.
این قبیل پدران و مادران به صورت دوستی و مودّت، تیشه به ریشه فرزندان خود میزنند و آنان را به راه بدبختی و سیهروزی سوق میدهند.
کودکانی که با این روش مذموم تربیت میشوند، لوس و از خودراضی به بار میآیند. این خلق ناپسند از بیماریهای خطرناک روانی است و عوارض بسیاری در جسم و جان کودک میگذارد و نتایج شومش از خلال رفتار و گفتار بیمار، مشهود است.
حضرت علی علیهالسلام میفرماید: «شَرُّ الأُمُورِ الرِّضا عَنِ النَّفْسِ»؛ خودپسندی و از خودرضایی از بدترین بیماریهای روانی است. طفلی که در محیط خانواده مستبدانه حکومت میکند و پدر و مادر بی قید و شرط تسلیم او میشوند، خودپسند و از خودراضی به بار میآید. او متوقع است که تمام مردان مانند پدر و تمام زنان مانند مادر، مطیع او شوند و اوامر او را بی چون و چرا به کار بندند. بدیهی است کسی که از جامعه چنین توقع نابجایی داشته باشد، مورد نفرت و انزجار مردم است.
حضرت امام هادی علیهالسلام میفرماید: «مَنْ رَضِیَ عَنْ نَفْسِهِ کَثُرَ السّاخِطُونَ عَلَیْهِ»؛ کسی که خودپسند و از خودراضی است، غضبکنندگان به وی بسیار خواهند بود.
حضرت علی علیهالسلام میفرماید: خودپسندی و از خودراضی بودن هر کس، دلیل نقص و کوتاهی عقل او است «رِضاءُ الْعَبْدِ عَنْ نَفْسِهِ بُرْهانُ سِخافَتِهِ».




