جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

گفتار سی و دوم

تغذیه مناسب روحی کودک

کودکانی که در اثر محبت زیاد لوس بار آمده و گرفتار خوی پلید خود‌پسندی هستند، نمی‌توانند خویشتن را با قوانین اجتناب‌ناپذیر زندگی منطبق کنند و بر مشکلات فائق آیند؛ اکثر آنان تا پایان عمر به این بیماری دچارند و از عوارض آن رنج می‌برند.

همه می‌دانند که تغذیه کودک از روز اول ولادت شروع می‌شود. طفل یک انسان زنده است و بدیهی است که هر موجود زند‌‌ه‌ای برای حفظ حیات مادی خود غذا لازم دارد ولی بسیاری از پدران و مادران نمی‌دانند پرورش عادات خوب و بد که منشأ پیدایش صفات پسندیده و نا‌پسند است و همچنین زیاده‌روی در محبت که باعث لوس بار آمدن کودک است، از چه زمانی شروع می‌شود.

کسانی تصور می‌کنند که طفل یک پاره گوشت زنده است، تنها به غذا و خواب احتیاج دارد و حداقل باید یک سال از ولادت او بگذرد تا تدریجاً دستگاه درک او بیدار شود، در آن موقع است که باید پدر و مادر شروع به تربیت او کنند.

آنان گمان می‌کنند که تغذیهٔ جسم کودک باید از روز اول ولادت شروع شود ولی تغذیه جان او لااقل یک سال از روز ولادت او بگذرد سپس پدر و مادر به تربیت روانی او مشغول شوند. چنین تصوری خطای محض و اشتباهی آشکار است. کودک در هفته‌های اول زندگی با سرمایه غرایز و استعداد‌های انعکاسی خود صفاتی را فرا‌می‌گیرد که اگر آن صفات نا‌پسند باشند، مانع فرا‌گرفتن صفات پسندیده خواهد شد.

عادات پسندیده و نا‌پسند در هفته‌های اول زندگی در روان کودک پی‌ریزی می‌شوند. صفاتی که طفل در ایام کودکی فرا‌گرفته و به آن‌ها عادت نموده است، در اعماق جان او نفوذ می‌کند و تغییر آن صفات بسیار مشکل است. همان طور که پدران و مادران دانا در غذای کودک مراقبت می‌کنند و با اندازه‌گیری صحیح و فواصل معینی طبق برنامهٔ عملی به کودک غذا می‌دهند، باید از همان روز به تغذیهٔ روانی او نیز توجه کنند و صفات حمیده را در روان او پرورش دهند.

بدون تردید کودک علاوه بر تمایل به غذا و هوا و سایر نیازمندی‌های طبیعی، تمایل فطری به مهر و محبت دارد و باید این خواهش طبیعی هم به نوبهٔ خود با وضع صحیح در روان کودک ارضاء شود و کودک طبق سنت خلقت و فطرت تربیت شده باشد.

وظیفه دقیق و سنگین پدر و مادر در حسن تربیت، آن است که بدانند مهر و محبت را در چه مواردی باید به کار برند و در مورد لازم چه مقدار از آن را اعمال نمایند؛ زیرا از خود‌رضایی و لوس بار آمدن کودک، معلول یکی از این دو امر است: یا محبت بیجا کردن و یا در مورد لازم زیاده‌روی در مهر ورزیدن است.

پدران و مادران موظفند خوبی‌ها را به کودک بیاموزند و بر انجام آن‌ها تشویقش نمایند، همچنین بدی‌ها را نیز به او بفهمانند و از انجام آن‌ها بر‌حذرش دارند؛ نیل به این هدف با محبت بیجا و بی‌حساب میسر نیست. کودکی که از هر جهت خود را آزاد بداند و در مقابل هر کار نیک و بدی که انجام می‌دهد از پدر و مادر تنها محبت بیند، او نه تنها از بدی اجتناب نمی‌کند، بلکه منتظر است که بدی‌هایش نیز مورد تشویق واقع شود.

طفل باید همواره در محیط خانه میان امیدواری و ترس واقع شود، به مهر و محبت‌های پدر و مادر امیدوار باشد و از تندی و تعرّض آنان بترسد. کودک باید این مطلب را بداند که در انجام کار‌های بد آزاد نیست و از وی مؤاخذه می‌شود. خشونت و محبت، اغماض و توبیخ، تشویق و بی‌اعتنایی، هر کدام در مورد خود لازم است و باید پدر و مادر هر یک از این صفات را در مورد خود اعمال کنند؛ در چنین شرایطی کودک در خود احساس مسئولیت کرده و لوس و از خود‌راضی به بار نمی‌آید.

کودکانی که بیش از اندازه محبت می‌بینند، از پدر و تمام مردم توقعات بیجا دارند. آنان منتظرند که در محیط خانه و اجتماع، رفتار و گفتارشان مورد تشویق واقع شود و مردم از نیکی‌های نکرده و از کار‌های نا‌پسندی که انجام داده، تمجید کنند. حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید: توقع تمجید بیجا داشتن، ابلهی و حماقت است.

خداوند متعال در قرآن مجید می‌فرماید: «آنان که به کار‌های زشت خود مسرور و شادمانند و دوست دارند مردم آن‌ها را با کار‌های پسندید‌ه‌ای که انجام نداده‌اند، تمجید کنند، گمان مبر که از عذاب الهی رهایی دارند بلکه برای ایشان عذابی دردناک مقرر است».

حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید: خود‌پسند و از خود‌راضی به غضب الهی نزدیک‌تر است. اولیاء اسلام از هر عملی که کوچک‌ترین اثر خود‌پسندی دیده می‌شد، جداً اجتناب می‌کردند و نسبت به کسانی که به این رفتار زشت دست می‌زدند، اظهار تنفر داشتند.

بدبختی‌های زندگی و محرومیت‌های اجتماعی اطفال خود‌پسند و از خود‌راضی وقتی به اوج خود می‌رسد که ایام کودکی را پشت سر گذاشته و عملاً وارد اجتماع گردند؛ ایشان با کار‌های نا‌درست و اعمال نامطبوع، خود‌پسندی خویش را آشکار می‌کنند و در خلال معاشرت‌های اجتماعی، مراتب انحطاط اخلاقی و عدم لیاقت خود را ظاهر می‌سازند. حضرت علی علیه‌السلام می‌فرماید: کسی که به بیماری خود‌پسندی و از خود‌رضائی مبتلا است، زشتی‌های عیوب در وی آشکار می‌گردند «مَنْ رَضِیَ عَنْ نَفْسِهِ ظَهَرَتْ عَلَیْهِ الْمَعَایِبُ».

ادامه متن