گفتار سی و چهارم
احیاء استقلال و ابتکار در کودک
اساس استقلال و اعتماد به نفس از دوران طفولیت در روان کودک پیریزی میشود، همچنین زبونی و عدم اعتماد به نفس از تربیت غلط دوران کودکی سرچشمه میگیرد. پدران و مادرانی که به سعادت واقعی فرزندان علاقه دارند، به تمام دقائق اعمال خود در راه پرورش کودکان توجه میکنند و از هر عملی که آنان را بی شخصیت و طفیلی بار میآورد، جداً اجتناب میکنند.
در لسان قرآن شریف و احادیث اسلامی، فرزند خوب به ولد صالح تعبیر شده است. پدران و مادران مسلمان مکلفند فرزند خود را شایسته تربیت کنند. کلمهٔ جامع «صالح» اگرچه یک لفظ است ولی تمام صفات پسندیده جسم و جان را در بر دارد.
پدران و مادرانی که خود علماً و عملاً شایسته هستند، میتوانند فرزند صالح تربیت کنند؛ زیرا مجموعه رفتار و گفتار پدر و مادر است که سرمشق کودک میشود و صفات و عادات او را میسازند، اگر خوب و شایسته باشد کودک نیز صالح بار میآید و اگر بد و ناشایست باشد کودک هم بد و ناشایست بار میآید. حضرت باقر علیهالسلام میفرماید: «یُحفَظُ الأَطفالُ بِصَلاحِ آبائِهِم»؛ مصونیت اطفال از خطرات و انحرافها در پرتو صلاحیت و شایستگی پدران آنها است.
یکی از صفات فرزند صالح، حس مسؤولیت شخصی و اعتماد به نفس است. پدران و مادرانی که خود دارای شخصیت و استقلال اراده هستند، این خوی پسندیده را با برنامه صحیح در کودکان خود پرورش میدهند و آنان را مستقل و با اعتماد به نفس بار میآورند.
رشد و تکامل طبیعی تدریجاً به کودک قوّت میدهد و او را نیرومند میسازد. عشق به استقلال او را به بهره برداری از قدرتهای به دست آمده وامیدارد و رفتهرفته استعداد فطری «استقلال» و «ابتکار» در او احیاء میشود و کودک از ذلت، زبونی و حقارت رهایی مییابد، به هر نسبتی که به نیروی کودک افزوده شود یک قدم در راه استقلال پیش میرود و یک حلقه از زنجیر اتکاء به غیر را میشکند.
پدران و مادرانی که علاقه دارند فرزندان متکی به نفس بار آورند، باید از این قانون
فطری استفاده کنند و برنامه تربیتی خود را بر اساس تمایل فطری کودک استوار سازند.
لازم است پدران و مادران به تناسب تکامل طفل به او آزادی دهند و به اختیار خود بگذارند که در ضمن بازی کردن و دویدن، قدرت ابتکار خود را احیاء کند و با اعتماد به نفس بار آید ولی باید کمال مراقبت را معمول دارند که آزادی او از حد لازم تجاوز نکرده و کودک از قدرتهای خود سوء استفاده نکند.
پدران و مادران دانا به اندازه شایسته، کودک را آزاد میگذارند تا استعدادهای خود را به فعلیت آورد و قدرت ابتکار در روانش شکفته گردد و درنتیجه یک انسان باشخصیت و متکی به نفس بار آید.
ولی پدران و مادران نادان با تندرویها و کندرویهای نابجا باعث بدبختی کودک میشوند، گاهی با آزادی بیش از اندازه و زمانی کمتر از اندازه به استقلال و اعتماد به نفس کودک ضربه میزنند و او را به راه زبونی و تیرهروزی سوق میدهند.
بعضی از پدران و مادران به علت شانه خالی کردن از زیر بار تربیت و به علت محبتهای بیحساب، چندی به کودک آزادی میدهند و در تمام رفتار و گفتار او را به حال خود میگذارند؛ بعد از چندی که کودک بزرگ میشود، از وظایف زندگی کمترین اطلاعی ندارد و در این موقع پدر و مادر وظایف او را یادآوری میکنند و پی در پی او را به تکالیفش متوجه میسازند ولی بهرهای نمیگیرند زیرا فرصت تربیت گذشته است.
اولیاء اسلام ضمن برنامه تربیت کودک، پرورش حس مسؤولیت و استعدادهای درونی کودکان را گوشزد کرده و در این باره تعالیم عالیه را به پیروان خود دادهاند. حضرت صادق علیهالسلام میفرماید: لقمان به پسر خود چنین گفت:
«ای فرزند اگر در کودکی ادب آموختی، در بزرگی از آن بهرهمند خواهی شد. کسی که قصد ادبآموزی دارد در تحصیل آن همت گمارد، آن کسی که در آموختن ادب همت کند، به زحمت فراگرفتن علوم تربیتی تن دردهد و آن که جداً در راه طلب قدم زند، عاقبت به مقصود خویش نائل گردد.
فرزند عزیز، همواره نفس خود را به اداء وظایف شخصی و کارهای خویش الزام کن و جان خود را در مقابل شدائدی که از ناحیه مردم به تو میرسد، به صبر و بردباری وادار نما، اگر مایلی که به بالاترین مقام عزت و بزرگواری نائل آیی، از مردم قطع طمع کن و به آنان امیدوار مباش. پیغمبران و مردان الهی از این راه به مدارج عالیه نائل شدند.
فرزند من، تو مانند کارگری هستی و به انجام کارهایی مأموریت داری؛ در مقابل هر کاری که انجام دهی، و عده پاداش به تو داده شده است، پس کارت را انجام ده و اجر خویش بگیر».
حضرت سجاد علیهالسلام ضمن توضیح حقوق فرزند به پدر دستور میدهد: با فرزند آن چنان رفتار کن که اثر نیکوی تربیت تو زیبایی و جمال اجتماعی او باشد و او را چنان بار آور که در شؤون مختلف زندگی بتواند با عزت و آبرومندی زندگی کند.
در اسلام، تأمین سعادت روحانی و نیل به کمالات معنوی، بستگی مستقیم به مراتب ایمان باطنی و کارهای شخصی دارد. خداوند متعال در قرآن مجید میفرماید: روز قیامت مردم به پیشگاه خدا تنها خواهند آمد؛ یعنی روز قیامت ثواب و عقاب هر کس بر اساس شخصیت فردی و نیک و بدهای شخصی او استوار است «وَ کُلُّهُمْ آتِیهِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ فَرْداً».




