گفتار سی و ششم
وفا به عهد، صفت مردان الهی
حضرت امیر علیهالسلام در ضمن عهدنامه خود به مالک اشتر فرمود: اگر بین خود و دشمنت قراردادی منعقد کردی یا به او امانی دادی، به عهدی که کردهای وفادار باش و به امانی که دادهای امین و درستکار.
حضرت امیر علیهالسلام میفرماید: در مقام حرف زدن میدان سخنرانی بسیار وسیع و پهناور است و گوینده قادر است مرکب سخن را به هر طرف بتازد و از هر دری سخن بگوید ولی در مقام عمل میدان حق و عدالت بسیار تنگ و طاقتفرسا است و به کار بستن آن بسیار مشکل است.
یکی از بزرگترین امتیازات مردان الهی آن است که هرگز از قدرت خویش استفادههای ناروا نمیکنند و به حقوق دیگران، هر قدر هم که عاجز باشند، تجاوز نمینمایند.
در صدر اسلام در آن موقعی که سربازان نیرومند مسلمین به منظور اعلاء حق و آزادی و در هم شکستن اساس شرک و بتپرستی، برقآسا پیشروی میکردند و شهرهای بزرگ را یکی پس از دیگری فتح مینمودند، «وفا به عهد» را یکی از وظایف قطعی و اجتنابناپذیر خود میدانستند و مردم آن روز جهان از این سجیه انسانی آگاه بودند و اطمینان داشتند که مسلمین همواره در عهد و پیمانشان وفادارند و با آن همه قدرتی که در اختیار دارند محال است که به نقض عهد مبادرت ورزند.
اگر در جبهه جنگ از طرف مسلمین به دشمن امان داده شود، ارتش اسلام قانوناً موظف است که به آن امان، وفادار باشد و از حمله و تعرض خودداری کند. جالب این که این موضوع تنها از اختیارات فرمانده لشکر نیست بلکه این اختیار به نفرات سرباز نیز داده شده است و یک سرباز عادی میتواند به دشمن امان دهد. در صورتی که سربازی از حق خود استفاده کرد و به دشمن امان داد، تمام افسران و سربازان موظفند به آن امان احترام گذارند و تعهد یک سرباز مسلمان را واجبالاجرا تلقی نمایند.
در آیین مقدس اسلام «وفا به عهد» از وظایف غیر قابل تخلّف مسلمین است، در موقع جنگ باشد یا در حال عادی، طرف پیمان مسلمان باشد یا غیر مسلمان.
وفا به عهد و پیمان یکی از صفات حضرت احدیت است. خداوند متعال در قرآن مجید میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُخْلِفُ الْمِیعَادَ» خداوند متعال خلف وعده نمیکند. کسی که همواره به عهد و پیمان خویش وفادار باشد، به یکی از صفات حق تعالی متصف است و این خود نشانهای از مراتب کمال و فضیلت است.
وفا به عهد و پیمان در تمام شؤون زندگی داخلی و خارجی کشور اثر مستقیم دارد. به همان نسبتی که مردم کشوری در عهد و پیمان خود وفادار باشند، به همان نسبت زندگی مردم بهتر و آسایش جامعه زیادتر و ارزش و آبروی آنان در جهان بیشتر خواهد شد.
وفا به عهد و پیمان یکی از ارکان سعادت بشر است. در کشوری که مردم آن به عهد و پیمان خویش وفادار باشند، امور اقتصادی و اجتماعی آنان در مسیر صحیح و طبیعی قرار میگیرد؛ در آنجا زندگی بر پایهٔ اعتماد و اطمینان است و تماس مردم با یکدیگر بر اساس فضیلت و انسانیت است.
در اجتماعی که افراد آن احساس مسؤولیت شدید در مقابل تعهدات خویش نکنند، امور از مسیر طبیعی خارج شده و مشکلات به صور مختلف دامنگیر مردم میشود و سازمانهای قضایی و قوانین انتظامی، ضامن اجرای تعهدات میشوند؛ اخلاق و وظیفهشناسی جای خود را به محاکم قضایی میدهد و پیمانشکنیها به صورت پروندههای جزایی و حقوقی درمیایند و نیروی انسانی به هدر میرود و برای حل و فصل امور باید به سازمانهای اجرایی و زور و زندان متوسل شد.
برای این که «وفا به عهد» در جامعه احیا شود و مردم در قبال تعهدات خویش وفادار باشند، باید از دوران کودکی با روش صحیح تربیت شده و این درس انسانی را قولاً و فعلاً فراگیرند تا این سجیه در روان آنان همواره مستقر گردد.
اگر مربی کودک را با روش ناپسند و غیرانسانی پرورش دهد، رفتهرفته به پلیدی و انحراف خو گرفته و فطریات خود را فراموش نموده، یک عضو مضر و نادرستی به بار میآید.
فطریات اولیهٔ انسان سرمایههایی هستند که خداوند تبارک و تعالی در نهاد هر کودکی به وجود آورده، اگر این فطریات با روش صحیح تقویت شده و در کودک از قوه به فعلیت آیند، تا پایان عمر ضامن خوشبختی او خواهند شد.
درک فطری «وفا به عهد» مانند بذری است که خداوند متعال در زمین دل کودک افشانده است و روش صحیح پدر و مادر به منزلهٔ آبیاری و پرورش این بذرها است. اگر کودک را به وعدههای دروغ فریب ندهند و در مقابل تعهدات و وعدههای خویش وفادار باشند، کودک نیز همواره در برابر عهد و پیمان خود وفادار بوده و به فکر پیمانشکنی نخواهد افتاد.
مغز کودک مانند فیلم عکاسی است که از اعمال و اقوال پدر و مادر و اطرافیان خود عکسبرداری میکند، مشهودات و مسموعات کودک برنامه فردای او را تشکیل میدهند. «خلف وعده» طفل را متجرّی و پیمانشکن به بار میآورد و او را به سوی دروغ و فریبکاری میکشاند. به همین جهت در اسلام تأکید شده است که پدر و مادر به وعدههایی که به کودک میدهند، باید وفادار باشند و کسی که بر خلاف عهد و پیمان خود رفتار میکند در ردیف دروغگویان محسوب است.
حضرت باقر(ع) میفرماید: دروغ مایهٔ ویرانی اساس ایمان است؛ و حضرت علی(ع) میفرماید: لذت ایمان را درک نمیکند مگر کسی که دروغ را ترک گوید، به طریق شوخی باشد یا جدی «لا یَجِدُ عَبْدٌ طَعْمَ الایمانِ حتّی یَتْرُکَ الکِذبَ هَزْلَةً وَ جِدَّةً»




