گفتار سی و هفتم
کمرویی و حیاء بیجا
«یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لَا یَخَافُونَ لَوْمَةً لائِمٍ»
یکی از صفات مذموم که ممکن است از دوران کودکی دامنگیر انسان شود و مانند یک بیماری مزمن صاحبش را همواره رنج دهد، کمرویی و خجالت کشیدنهای بیمورد و نابجا است. این حالت روانی مانند بسیاری از صفات ناپسندیده از احساس پستی و عقدهٔ حقارت سرچشمه میگیرد.
چه بسیار کودکانی که در مدرسه با کمال جدیت تحصیل کرده و برنامههای درسی را به خوبی فراگرفتهاند ولی در موقع امتحان به علت ضعف نفس و حیاء بیمورد دچار انفعال و شرمساری میشوند، آن چنان خود را میبازند که گویی آنچه را خواندهاند فراموش کردهاند و بنابراین از دادن جواب عاجز مانده و درنتیجه از پیشرفتهای عادی در سالهای تحصیلی محروم میمانند.
چه بسیار اطفالی که بر اثر کمرویی و خجالت کشیدن، جرأت معاشرت با مردم را ندارند و به خود مطمئن نیستند و در خویشتن احساس پستی و حقارت میکنند و از شرکت در مجالس و برخورد با اشخاص خائفند و در بعضی مواقع از رفتن به منزل بستگان و نیز سخن گفتن با آنها احساس انفعال و شرمساری میکنند.
عوامل متعددی میتواند سبب پیدایش این خوی ناپسند در کودکان گردد؛ یکی از علل مهم، گفتار و رفتار توهینآمیز این و آن نسبت به کودک است.
طفلی که از اولین روز زندگی مورد تحقیر و تمسخر مردم واقع میشود و روانش از ضربات اهانت آسیب میبیند، آن طفل همواره در خود احساس حقارت میکند؛ گاهی این خوی ناپسند چنان در اعماق جانش ریشه میکند و شخصیت او را در هم میشکند که ممکن است تا پایان عمر به این بیماری گرفتار شود.
خجالت کشیدن که در لغت عرب «حیا» و در زبان فارسی «شرم و آزرم» گفته میشود، عبارتست از انفعال و انکسار روانی به علت ترس از سرزنش و ملامت دیگران. این حالت روانی یعنی شرم و حیا، اگر در مواقع صحیح و بجا ظاهر شود، یکی از صفات پسندیدهٔ آدمی است و اگر بیمورد و نابجا ظاهر شود یکی از خلقیات مذموم است.
حضرت رسول اکرم(ص) میفرماید: «الْحَیاءُ حَیائات، حَیاءُ عَقْل وَ حَیاءُ حُمْقٍ فَحَیاءُ الْعَقْلَ هُوَ العلمُ وَ حَیَاءُ الْحُمْقِ هُوَ الجَهْلُ»؛ یعنی حیا بر دو قسم است: یکی حیاء عاقلانه و دیگری حیاء احمقانه. حیاء عاقلانه ناشی از علم و دانش، و حیاء احمقانه ناشی از جهل و نادانی است.
حضرت صادق علیهالسلام از حضرت رسول اکرم(ص) روایت کرده که آن بزرگوار میفرماید: «الحَیاءُ عَلی وَجهَینِ فَمِنهُ ضَعْفٌ وَ مِنْهُ قَوةٌ وَ إسلامٌ و ایمانٌ»؛ یعنی حیا بر دو قسم است یکی ضعف نفس و زبونی است و دیگری قوت نفس و اسلام و ایمان است.
در برنامههای تربیت کودک، پدران و مادران عاقل موظفند کودکان خود را طوری پرورش دهند که از طرفی دارای حیاء عاقلانه شوند و از طرف دیگر دچار ضعف و حیاء احمقانه نگردند.
بعضی از صفات مانند حب فرزند و ترس و نظایر آنها مشترک بین حیوانات و انسان است لکن شرم و حیا تنها به انسان اختصاص دارد و هیچ یک از انواع حیوانات در خود احساس شرم و حیا نمیکند.
حضرت صادق(ع) در توحید مفضل میفرماید: ای مفضل فکر کن در صفتی که خداوند متعال آن را تنها به انسان اختصاص داده و حیوانات از آن بیبهرهاند، این خوی پسندیده و بزرگ و این خُلق ارزنده و عظیم، حیا است.
فایده «حیا» در اجتماع انسانی جلوگیری از معاصی است؛ هر انسانی به طور طبیعی مایل است در راه اِعمال تمایلات نفسانی از هر جهت آزاد باشد و به تمام خواستههای خود لباس عمل بپوشاند ولی این آزادی بی قید و شرط موافق صلاح و سعادت او نیست. به همین جهت است که در تعالیم آسمانی چیزهایی که برخلاف مصالح فردی و اجتماعی است، ممنوع شناخته شده و مردم باید از آنها اجتناب کنند.
برای سرکوب کردن تمایلات غیر مشروع بشر و برای این که اجراء قوانین سعادتبخش آسمانی به بهترین صورت انجام گیرد، قدرتی لازم است که از قوانین الهی حمایت کند. خلاصه، قانون ضامن اجرا لازم دارد و بدون ضمانت اجرایی، هوای نفس و تمایلات درونی بر مردم غلبه کرده و آنان را به هویپرستی و قانونشکنی وادار میکنند و آن قدرت و ضامن اجرا همانا «شرم و حیا» است.
در ملل راقی و متمدن واقعی و نیز در اجتماعی که مردم کم و بیش از کمالات روانی و تعالی روحانی برخوردارند، ضامن اجرا تنها مقررات کیفری و شکنجه و مجازات نیست بلکه عوامل تربیتی و ذخائر روانی بهترین و بالاترین ضامن اجراء قوانین آسمانی هستند. آری معنویات مردم در حسن اجراء آن قوانین تأثیر عمیق و درخشانی دارد.




