گفتار سی و هشتم
عقدهٔ حقارت
ابوین باید عقدهٔ حقارت کودک را پاره و روح شهامت اخلاقی را یارهٔ وی سازند. در مواردی که این حس از حد اعتدال خارج میشود و قیافهٔ مُدهِش خود را نشان میدهد، لازم است آنان به یاری او بشتابند و از آسیب این خوی اهریمنی، وی را نجات دهند.
شاید تصور شود اسلام در مورد این بحث ساکت است و موضوع «حس حقارت» رهآورد تمدن جدید است و همان طوری که دانشمندان، میکروب بعضی امراض جسمی را کشف کردهاند، دانشمندان اجتماعی نیز توانستهاند عقدهٔ حقارت و موضوع حس برتری و داروی علاج آنها را کشف و از این راه خدمتی شایسته به عالم بشریت بنمایند.
در صورتی که چنین نیست؛ مکتب اسلام موضوعات نامبرده را کاملاً مورد توجه خود قرار داده و آنها را به وجه احسن بیان و راه درمان آنها را نیز نشان داده است. برای تجزیه و تحلیل این موضوع، شایسته است معلوم شود عقدهٔ حقارت چیست و از کجا پدید میآید و عوامل تولید آن چیست و به چه نحو ظهور و بروز دارد و در چه مواردی مفید و در چه مواقعی زیانبخش است و به چه طریق میتوان از آن جلوگیری کرد و یا از حدّت آن کاست و در موقعی که این عقده سیمای خطر را به خود گرفت چگونه باید از ضرر آن جلوگیری کرد و این مرض حاد را درمان نمود؟
حس حقارت عبارتست از روح بدبینی و غم و اندوهی که غالباً از نقص جسمی یا از فقدان علمی یا مقامی و یا از ناکامی برای شخص پدیدار میشود و درنتیجه شخص خود را زبون و خوار و در انظار بیمقدار تصور میکند.
این حس در بعضی موارد مفید ولی در کودکان اغلب زیانبخش بوده و آنها را آزار میدهد و از فعالیت بازمیدارد. این حس کم و بیش در تمام اشخاص وجود دارد و هر کسی خود را از جهتی خفیف و پستتر از دیگران میداند و از این رو بذر زبونی را در نهاد خود
میکارد.
در اطفال خردسال این حس به شدت وجود دارد و عواملی موجب بروز آن میشود؛ کودکی که نقص جسمی دارد و مورد مسخرهٔ این و آن است، قهراً در زیر پنجهٔ خونین قهر و غضب این خوی اهریمنی گرفتار است.
در تکوین عقده حقارت عوامل زیادی مؤثرند: طول آرزو و موانعی که در راه نیل به آرزو پیدا میشود، جاهطلبی، عقبماندگی کودک از همکلاسان، تعصبات خشک و ناروا موجب بروز و نمو این حس میگردد.
عقدهٔ حقارت گاهی در کسوت مبارزه منفی خودنمایی میکند و مبتلا به آن، عوض پیشروی وایفاء روح شهامت و شجاعت، به فرار از اجتماع و به انزوا و سازشطلبی و به عدم جد و جهد، خود را وادار میکند؛ این کیفیت را سیر قهقرایی و مبارزهٔ منفی گویند.
بیثباتی، عدم اعتماد به نفس، تردید، سوءظن، گزافگویی، مبالغه و چاپلوسی، منفیبافی، شرابخواری، استعمال دخانیات، پرحرفی یا بیحرفی و خردهگیری غالباً از آثار نکوهیدهٔ عقدهٔ حقارت است.
ولی در عین حال عقدهٔ حقارت در بعضی موارد آثار پسندیدهای در بر دارد و مانند تریاق به موقع خود، داروی شفابخشی است و خواص سودمند از آن ظهور میکند. عقدهٔ حقارت که حس حقارت و سرشکستگی در نفس پدید میآورد، در بعضی مواقع سودمند است و ممکن است در اثر تربیت صحیح و تشویق و ترغیب، کودک را از قید مذلت به اوج عزت رسانده و روحی از کوشش و عزمی ثابت در کالبد افسردهٔ وی بدمد و منشأ خدمات شایانی در جامعه گردد.
شخصی که نیل به کمال فضیلت و رسیدن به مدارج انسانیت را غایت همت خویش قرار داده، باید بفهمد یا به او بفهمانند که میان او و شاهد مقصود و وصال، خلائی و فاصلهای است که به توسن جد و جهد میتوان به او رسید تا از بدبختیهای خود و خانواده و جامعه بکاهد؛ چنین شخصی با کمال اشتیاق رنج کوشش را بر خود هموار خواهد نمود.
آنان که توانستهاند گوی سبقت را از میدان فضیلت بربایند، اغلب کسانی بودهاند که در خردسالی به حس حقارت و زبونی دچار بودهاند. فقر و فاقه، عسرت و تنگدستی، نقص جسمی، نداشتن حداقل وسایل زندگی، بینوایی، بی ساز و برگی پدر و مادر، آنها را آزار داده و همین وضع مقدمهٔ کوشش آنها شده و با ثبات و پایداری توانستهاند شانه از زیر بار فشار روزگار خالی کرده و خود را به سر منزل مراد برسانند.
اغلب نوابغ از توده بینوایان و کسانی که دچار حس حقارت بودهاند، برخاستهاند. این حس گاهی مفید و موجب انگیزه سودمند بوده و نقش مؤثری را در صحنه ارتقاء مادی و معنوی بازی میکند.
در این باره شایسته است پدر و مادر مانند طبیبی که به معالجهٔ مرض پرداخته و در پیدایش علت آن مطالعه میکند، به معالجهٔ عقدهٔ حقارت پرداخته و با از بین بردن میکرب علت، معلول را چاره و یا لااقل تسکین دهند.
اسلام در این باره دستورات کاملی صادر کرده و این مرض را مورد توجه خود قرار داده و به وجه احسن به معالجهٔ آن پرداخته است. در خبر آمده که مؤمن مانند کوه محکمی است که طوفانهای سخت حوادث روزگار قدرت ندارند او را حرکت دهند. و حضرت رسول اکرم(ص) میفرماید: هیچ فخری عرب بر عجم و سفید بر سیاه ندارد مگر به ایمان.
اسلام با تعیین ارزش زندگی در مدار تقوی، ایمان و خداپرستی تیشه به ریشهٔ عقدهٔ
حقارت زده است «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللهِ أَتْقَاکُمْ».




