جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

گفتار سی و نهم

درمان عقده حقارت

کسی که می‌خواهد در همه ابعاد وجودی خود گسترده شده و کامل گردد، در این عروج نیاز به دستی نیرومند دارد که او را مرحله به مرحله فرا‌تر برده تا آخرین قله‌های تکامل رساند. ماندن در منجلاب عَفِن خواسته‌ها و شهوات شیطانی و نفسانی نه تنها انسان را از عروج و کمال باز‌می‌دارد، بلکه مایه‌ها و استعدادها را نیز در او می‌خشکاند و می‌میراند.

اسلام آمد تا انسان‌ها را از منجلاب عَفِن اندیشه‌ها و ارزش‌های منحط نجات بخشد و پا به پا به فراز‌های پر‌شکوه تکامل پیش برد. بدین منظور معانی و ارزش‌های برتر از سطح خواسته‌ها و اندیشه‌های مادی در اختیار او نهاد. مجموعه این ارزش‌ها و معانی بلند، قرآن کریم و معارف حضرات ائمه طاهرین علیهم‌السلام است.

لازمه عروج انسانی دست یافتن به این معانی است که بر سر راه تکامل قرار دارند ولی اندیشه‌ها و خواسته‌های شیطانی و ضد تکاملی می‌کوشند تا انسان را از قرار گرفتن بر آستانهٔ عروج باز‌دارند.

اسلام در درجهٔ اول به نیروی ایمان از تکوین عقدهٔ حقارت جلوگیری می‌کند و در صورت پیدایش آن، اگر قابل علاج بود تأکید به علاج آن نموده است.

حضرت صادق علیه‌السلام می‌فرماید: در مواردی که ما مریض شویم به طبیب حاذق

رجوع می‌کنیم.

حضرت رسول اکرم(ص) می‌فرماید: اسلام به عالَمِ اسباب، دقت و توجه شایان کرده است و تأکید نموده که از اثر آن غفلت نورزید؛ مدار اجر و ثواب و عذاب را بر پایهٔ عمل و اسباب استوار نموده است.

اسلام در سخت‌ترین موارد شخص خدا‌پرست را به ثبات و بردباری و صبر و حوصله دعوت می‌کند. قرآن مجید به صابران مکتب توحید که در مواقع نزول بلا و موارد حزن و اندوه مانند کوه پا‌برجا بوده و زبان به شِکوه نگشوده‌اند، مثال آورده و داستان حضرت یعقوب و حضرت یونس را متذکر شده است.

حضرت یعقوب با این که از همّ و غم و فراق حضرت یوسف رنج می‌برد ولی لب به شکوه نگشود و رنج را هم مکتوم می‌داشت. و حضرت یونس برای نجات از عقده هم و غم به خدای خویش چنین عرض می‌کند: «سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ».

اسلام پیروان خود را از حسد که علت‌العلل عقده حقارت و بدبینی است، منع و آن را مانند آتش سوزان، سوزنده جسم و جان و ایمان می‌داند و مؤمن را به جد و جهد و بی‌اعتنایی به زر و زیور و زرق و برق زندگی این و آن دعوت می‌کند و به مؤمن می‌گوید: از دیو همّ و غم فرار کن و به اسباب دنیا مغرور مباش، فریب ظاهر را مخور و هیچ گاه از جد و جهد و عمل در ارتقاء راه و رسیدن به هدف کمال باز‌منشین و از فقد آمال بیمناک مشو.

در خبر آمده که اسلام به ظاهر شما نظر ندارد لکن ناظر به نیت و عمل و باطن شما است؛ این است که عقده‌های پدید آمده از زشتی جسمی و نقص عضوی را به روش روانی

و به موعظه و پند و اندرز و آیات قرآن درمان نموده و به مدد دارو‌های معنوی، عقده‌های درونی را برطرف می‌سازد.

اگر عقده حقارت برای دنیا است آن را به یاری تشویق به تقوی درمان می‌کند و اگر برای آخرت است اجر و مزد اخروی برای آن قائل است. مؤمن به سیرت نظر دارد نه به صورت و هیچ گاه خود را سرشکسته و زبون و مقهور عوامل مادی نمی‌نماید.

جوان نباید همّ و غم از عدم موفقیت داشته باشد و نباید شکست جبهه‌ای، موجب سستی و رخوت او در سایر جبهه‌ها گردد. مؤمن در همه حال شاکر است و هیچ گاه عقده در دل ندارد؛ عوارض دنیا و حیات مانند فقر و غنا، مرض و سلامت، خوشی و نا‌خوشی تغییری به روش بخردانهٔ او نمی‌دهند.

در عین سعی و کوشش و عمل، موت و حیات، عزت و ذلت، و رنج و راحتی و سایر امور تکوینی را از او می‌داند. در نعمت سپاسگزار و در نقمت بردبار است.

اگر بینا است دیده به نا‌محرم ندارد و اگر نا‌بینا است، از نا‌بینایی عقده بر دل نکارد. از قدرت به نحو پسندیده استفاده می‌کند و در عجز و نا‌توانی و بروز حادثه ناگواری به مدد صبر و شکیبایی، غبار همّ و غم از چهره بزداید و شرارهٔ عقده‌های درونی را به نیروی ایمان برطرف سازد.

خداوند متعال در قرآن مجید می‌فرماید: « بر آنچه از دست شما رفته است، محزون نشوید و از آنچه به شما روی آورده است خوشحال نگردید». و نیز می‌فرماید: باید خود را

خوار و محزون نکنید، شما بزرگید اگر مؤمن باشید؛ «وَ لَا تَهِنُوا وش لَا تَحْزَنُوا وَ أَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنتُم مؤْمِنِینَ».

ادامه متن