جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

گفتار چهل و چهارم

تدقیق حالات نفس

موضوع دیگر فن روانشناسی عبارتست از تدقیق حالات و انفعالات نفس که در زندگی هر انسانی ظاهر می‌شوند، همچنین تحقیق حس‌ها و نیرو‌های نفس که آن حالات و انفعالات در زیرِ تأثیر و نفوذ آن‌ها به وجود می‌آیند.

امروز مسلم شده است که اغلب کار‌های انسان خواه جزیی و خواه کلی، داخل قوانین علم‌النفس یا روانشناسی است و تمام اعمال انسان جز تظاهر و نمایش تأثیرات نفس او چیز دیگر نیست.

برای کشف چگونگی ماهیت، مردان روانشناس و مربیان باید چند گونه تدقیقات بجا آورند: اول- باید چگونگی حدوث حالات نفس را مشاهده کنند، یعنی چگونگی سر زدن آن حالات و انفعالات را مطالعه نمایند.

این قدمِ نخستین یک نوع آزمایش و بینش است که ارزش بزرگ دارد و حال کنونی و فعلی نفس را منظور و هدف خود قرار می‌دهد. این کار را در علم اخلاق، «مراقبت نفس» می‌نامند و این وظیفه شبیه است به تدقیق حال یک مریض از طرف طبیب.

دوم- پس از گرد‌آوری تجربه‌های گوناگون و فراوان از چگونگی حالات و تحولات نفسِ یک بچه یا جوان، باید سبب صدور آن‌ها را تدقیق کنند. این قدم دوم آزمایشی است که هدف آن تنها یافتن سبب‌ها و محرک‌ها است، این آزمایش به گذشته تعلق دارد؛ زیرا که همیشه علت بر معلول مقدم است.

سوم– این که نتایج و تأثیرات آن حالات و انفعالات را به دست آورده و بداند که این تأثیرات چه تغییراتی در بدن و نفس به وجود می‌آورند. بدیهی است که این نتایج و تأثیرات نسبت به کیفیت نیروی جسمی و روحی و نسبت به زمان حصول می‌توانند مختلف باشند؛ مانند تأثیر یک نوع مرض در اشخاص مختلف.

این قدمِ سوم آزمایش استنتاجی است که تعلق به آینده دارد، زیرا که عموماً آثار بعد از فعل مؤثر است و زمانی کوتاه یا دراز در میان فعل و تأثیر آن فاصله پیدا می‌شود.

کمال توجه علمای فن روانشناسی به این سه نوع تحقیق و کنجکاوی است که آزمایش گذشته و حال و آیندهٔ حالات نفس را در بر دارد.

چهارم- پس از به دست آوردن نتایج این تدقیقات سه گانه، مربی وارد مرحلهٔ تربیت اخلاقی می‌شود که باید حالات منفی و زیان‌آور نفس را مبدّل به حالات مثبت و سود‌مند نماید و اگر مثبت باشد در تقویت آن بکوشد.

مربی باید اخلاق و صفات زشت و نیرو‌های منفی را مبدل به صفات خوب و مثبت نماید، صفات و اخلاق مثبت را نیز چنان که ذکر شد تقویت نماید. مثلاً اگر مربی ببیند یک بچه به درس معینی ذوق و دلبستگی ندارد و بچه دیگر به آن درس ذوق و علاقه دارد، وسایلی فراهم سازد که در بچه اول تولید ذوق کند و اسبابی فراهم نماید که ذوق و علاقه بچه دیگر را افزون‌تر سازد.

از اینجا می‌توان به این نکته پی برد که مربی نباید فقط اکتفا و قناعت به فرا‌گرفتن فن نظری روانشناسی کند بلکه باید داخل دورهٔ عمل گردد. چنان که یک شخص به محض خواندن و یاد گرفتن مطالب کتب طبی نمی‌تواند طبیب گردد بلکه هر دو عملیات و آزمودگی را لازم دارد، همان طور نیز شخص مربی هر‌چند معلومات نظری فراوان درباره روانشناسی داشته باشد، باز هم تا روزی که وارد مرحله عمل نشده شایسته نام و مقام مربی نمی‌تواند باشد.

فن روانشناسی می‌گوید: حالات و انفعالات نفس یا خارجی است مانند دیدن و شنیدن که از راه حواس حاصل می‌شود یا تأثیرات داخلی است مانند نیرو‌های فکر و خیال و تصور؛ ولی این محرک‌ها و سبب‌ها در اصل داخلی هستند یعنی بالقوه در نفس موجودند و همه اشیاء خارجی وسایلی هستند برای بیدار کردن محرک‌های داخلی نفس.

به عبارت دیگر این محرک‌ها بالقوه در نفس موجودند که گاهی به حالات دیگر مشغولند یا اصلاً خوابیده‌اند و تأثیرات خارجی آن‌ها را بیدار و از بالقوّگی به فعلیت می‌آورند؛ مانند این که کسی از پیش مغاز‌ه‌ای بگذرد و از دیدن چیزی میل خریدن آن چیز در او پیدا شود، اگر‌چه در ظاهر، آن چیز سبب فعل خریدن او شده ولی در اصل، آن سبب یا محرک در داخل او به شکل احتیاج یا آرزو موجود بود ولی موقع و فرصت فعالیت و نمایش نداشته و آن چیز خارجی، آن سبب را بیدار و فعال ساخته است.

ادامه متن