جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

گفتار چهل و نهم

التزام وظایف حمیده

انبساط ظاهری را نیز مانند دیگر خوی‌ها دو طرف بود: یکی جانب افراط که به هرزگی و فسق موسوم بود و دیگری جانب تفریط که به ترشرویی و تند‌خویی معروف بود و حد وسط که بر شرایط اعتدال مشتمل است و به بشاشت و خوشرویی مشهور باشد، اسم ظرافت بر صاحب آن شایسته است.

از جملهٔ عوامل حفظ صحت نفس، التزام وظایف حمیده بود؛ چه از قبیل نظریات و چه از قبیل عملیات، بر وجهی که روز به روز نفس را به جهت انجام ندادن وظیفه مؤاخذه کند و اخلال و اهمال را به هیچ وجه جایز نشمرد. این معنی به جای معالجه بدن است در طب جسمانی و مبالغهٔ اطبای نفس در اهمیت این معالجه از مبالغهٔ اطبای بدن در تعظیم منافع آن مداوا بیشتر است؛ چه، نفس چون از مواظبت وظیفه خود‌داری نماید و از فکر در حقایق و خوض در معانی اعراض کند، به کودنی گراید و خیرات عالم قدس از او منقطع گردد و چون از زیور عمل محروم ماند به هلاکت نزدیک‌تر شود؛ چه این تعطیل و تنبلی مستلزم خروج از صورت انسانیت و رجوع به مرتبه حیوانیت است.

چون طالب تلاش، به امور فکری و ملازمت علوم حقه عادت کند و با صدق الفت گیرد، با حق مستأنس شود و از باطل متنفر گردد و به نظر دقیق به مطالعهٔ حکمت پردازد. پس بر رموز و ذخایر و اسرار و مشکلات آن علم ظفر یابد و به مرتبهٔ اعلی رسد.

این چنین طالب اگر‌چه در علم و مهارت یگانهٔ روزگار و سر‌آمد اقران گردد، عُجب و غرور را بر خود راه ندهد و به خود تلقین کند که علم را نهایتی نیست. بزرگان فرموده‌اند: فوق هر صاحب علمی علیمی است. پس از تکرار و تمرین از آن چه مکشوف شده غفلت نورزد و به تکرار و تذکار، آن را ملکه کند چنان که بزرگان فرموده‌اند: آفت علم نسیان است.

غنی کسی است که از جهت نفس غنی باشد نه از جهت مال و منال؛ صاحب مال اگر‌چه در تصور عده کثیری توانگر و بی‌نیاز بود، ممکن است از همه کس درویش‌تر باشد؛ زیرا هر چه در راه توانگری و بی‌نیازی او مواد دنیوی بیشتر به کار رود، درویشی او زیاد‌تر گردد و آن که حاجت او به منافع دنیوی کمتر افتد، توانگری او بیشتر شود. چه بسا صاحبان مقام ظاهری که محتاج‌ترین خلقند؛ زیرا رغبت ایشان از آنچه در تصرف دارند، منصرف شده و بر طلب چیز‌هایی که در تصرف دیگران است، حریص شوند و اسباب انقطاع حیات ایشان نیز بسیار بود.

چه بسا اشخاصی که به ریاستی رسند که ابتدا روزی چند از آن التذاذ یابند و چون چشمشان بر مشاهدهٔ آن اسباب عادت کند، آن را یکی از امور طبیعی شمرند و چشم بر چیز‌هایی دوزند که از دایره تصرف ایشان خارج است. توان گفت که این ریاست و مال و منال در حقیقت برای ایشان وبال است و از جهت زوال و تغیّری که دنیا در شیوهٔ خود دارد، غالباً ناراحت شوند؛ این است حال طالبان نعمت‌های مجازی.

اما نعمت‌های حقیقی که در صاحبان فضیلت موجود است، زوال آن‌ها به هیچ آفت صورت نبندد؛ چه، موهبت ربوبیت از آفت استرداد منزه است. خدای بخشندهٔ نعمت‌ها به بهره‌گیری از نعم امر کرده که اگر امتثال نماییم هر لحظه ثمری می‌بینیم و اگر ضایع گذاریم به بدبختی و هلاکت خود رضا داده‌ایم و کدام زیان و ضرر بالا‌تر از این بود که جواهر نفیس باقی را تباه سازیم و در پی هدف‌های پست و فانی تلاش نماییم؟!

ادامه متن