گفتار پنجاهم
عدم تحریک قوهٔ شهویه و غضبیه
باید حافظ صحت نفس، قوهٔ شهوت و قوهٔ غضب را تحریک نکند و اکثر اوقات توجه به خواست آنها را نیز ترک نماید؛ زیرا بسیار بود به تذکر لذتی که در وقت راندن شهوتی و یا در حال ارتقاء مقامی احساس کرده، شوقی به اعاده مثل آن اکتساب نماید و بسا که به پرتگاه هلاکت افتد و خلاصی او مشکل و بلکه محال باشد. در این وقت حال این شخص شبیه است به حال کسی که اسب تندرو و سرکشی یا سگ درنده و دیوانهای را تهییج کند و بعد به تدبیر خلاصی یافتن از او مشغول شود. ظاهر است که جز دیوانگان به این حرکات اقدام ننمایند و باید که در همه اوقات از رذایل اخلاق و مساعدت اصحاب آنها احتیاط نمود. نیز انسان باید به صبر و حلم، خود را پیش از حرکت قوهٔ شهوت و غضب آماده کند؛ چنان که فرماندهان هشیار قبل از هجوم دشمنان و در مدت مهلت به تهیهٔ آلات نبرد و استحکامات نظامی مشغول شوند تا از آسیب دشمن محفوظ مانند. پس انسان باید عیوب خویش را با دقت تمام طلب کند و در جستجوی آنها کوتاهی ننماید.
ما باید چون بر سیئهٔ خویش وقوف یابیم، در ملامت نفس جدیت کنیم و تنبیهی برای آن قائل شویم و به ارتکاب رذایل رخصت ندهیم؛ چه، اگر چنین کنیم نفس از بدیها خودداری و امتناع نماید و با حسنات الفت گیرد. و اگر کسی در آغاز جوانی به ضبط نفس از شهوات و حلم نمودن در وقت شدت غضب عادت کند، ملازمت این آداب بر او دشوار نبود و باید که همیشه شرایط ایجاد حسنات را رعایت کنیم تا انجام کار خیر از ما فوت نشود، چنان که ماه از خورشید کسب نور میکند، ما نیز باید با آفتاب عقل خود به سایر قوا افاضهٔ نور کنیم تا آنها را با عقل خود مشابهت دهیم.
معالجه امراض به اضداد آنها
همچنان که در طب ابدان، معالجه امراض با ضد آنها کنند، در طب نفوس نیز ازالهٔ رذایل با اضداد آنها باید کرد. ما قبلاً اجناس فضایل را ذکر کردیم و رذایل را که به منزله طرفین حد وسط هستند، برشمردیم. چون فضایل چهار و رذایل هشت است و یک چیز را هم بیش از یک ضد نبود، بنابراین رذایل را نمیتوان اضداد فضایل شمرد الّا به مجاز. اما دو رذیلت که اطراف یک فضیلت میباشند، یکی در غایت افراط و دیگری در غایت تفریط، میتوان آنها را ضد یکدیگر خواند.
اما در قانون صناعی، امراض جسمانی را باید چنین معالجه کرد که اول اجناس امراض را بدانند، بعد علل آنها را بشناسند، سپس به معالجه مشغول شوند و این امراض، انحرافات مزاجها است از حد اعتدال و علاج آنها رد آنها به حال اعتدال است.
چون قوای انسانی را در سه قوه محصور کردیم:
اول– قوهٔ تمیز
دوم- قوهٔ دفع
سوم– قوهٔ جذب
انحراف هر یکی نیز به دو گونه صورت بندد: یا از خللی است که در کمیت قوهای باشد یا از خللی است که در کیفیت قوهای باشد؛ اما خلل کمیت یا از مجاوزت اعتدال است در جانب زیادت و یا از مجاوزت اعتدال است در جانب نقصان.




