گفتار پنجاه و ششم
امراض قوهٔ جذبیّه
افراط شهوت
اما علاج افراط شهوت: پیش از این در ابواب گذشته شرحی بر مذمت آز و شکمپرستی و حرص که متوجه به طلب التذاذ بود از مأکولات و مشروبات، به طریق اجمال بیان کردیم و دونهمتی و پستطبعی و دیگر رذایلی که به تبعیت این حالت حاصل آید، مانند خواری نفس و ذلت طفیلی دیگران بودن و زوال حرمت و آبرو که از بیان و تقریر مستغنی است و انواع امراض و آلام که از اسراف و تجاوز از حد وسط عارض شود که در علوم طبی مبین و مقرر است.
اما شهوت جنسی که حرص بر آن از معظمترین اسباب نقصان دیانت و ضعف بدن و اتلاف مال و اضرار عقل و ریختن آبرو میباشد، علاج آن انصراف فکر و خیال است از محبوب مادی، چندان که میسر است و اشتغال به علوم دقیقه و مجالست با همنشینان فاضل و تسکین قوهٔ شهوت با استفاده از طرق و موادی که شهوت را فرونشانند و امتناع از طعام و شراب به حدی که قوای جنسی را ضعفی رسد، به شرط این که پیکر انسان ضعف بیش از اندازه پیدا نکند.
تنبلی و بطالت
اما علاج تنبلی و بطالت: باید دانست که بطالت مقتضی حرمان دو جهانی بود؛ چه، اهمال در رعایت مصالح معاش به بدبختی دنیوی میانجامد و تغافل از اکتساب سعادت اخروی به فلاکت اخروی منتهی شود؛ این امر در حقیقت ابطال هدف آفرینش است که در افاضه جود واجب تعالی ملحوظ بوده است. پس اهل بطالت در حقیقت با خالق خویش از نظر هدف خلقت انسان، در مقام مخاصمه و منازعه است. چون بطالت متضمن این فساد است و این فساد در بدی آن کافی است، از شرح قبح و مذمت آن خودداری میکنیم.




