جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

گفتار پنجاه و هشتم

نفس، حجاب حقایق

بزرگ‌ترین مانع حقیقت‌بینی، نفس خود انسان است که با کمند هوای خود و تمایلات و عاداتی که سالیان دراز به آن‌ها خو گرفته، عقل را اسیر خویش می‌سازد و غالباً آن را در رد و قبول به خطا می‌اندازد، به حدی در این امور موجب گمراهی عقل می‌گردد که حتی در امور بدیهی هم به خطا می‌افتد. نفس است که مانع ادراک صحیح عقل می‌گردد، از این‌رو باید در ادراکات خویش نفس را دخالت ندهیم. اگر کسی با ریاضت و مجاهدت بتواند دخالت نفس را در ادراکات وجدانی قطع نماید، چنان که ذهن خالی از صور حسی و وهمی گردد، سیر او در عالم معقولات آغاز شده و از قید نفس رهایی یافته است.

تهذیب اخلاق، تصفیهٔ آن از آلایش‌های نفسانی و تزکیهٔ آن از تیرگی‌های معاصی است. تهذیب نفس پاکسازی آن از رذایل و آراستن آن با خصال و صفات جمیله و کمالات معنوی است که سالک را به مقصود خویش می‌رساند. این امر احتیاج به معرفت نفس و قلب و شناسایی فضایل و رذایل دارد و بدین وسیله می‌تواند به تطهیر و تزکیه و تحلیهٔ قلب و نفس بپردازد. این امر مهمی است که کافهٔ علمای طاعات و آداب دینی و نیز ارسال رسل و کتب سماوی برای همین امر بوده است.

هر کسی را قابلیت استماع اسرار و معارف حقیقت نیست، از این جهت سفرای الهی بیان شرایع فرمودند و تبیین اسرار حقیقت پیش هر کسی ننمودند، چه درک و فهم اسرار آسان نیست و بدون مخالفت با نفس و هوی، درک و فهم آن میسر نمی‌باشد. اگر یکی از اهل اسرار افشای اسرار و معانی کند، ظاهر‌بینان زبان طعن و انکار دربارهٔ وی دراز کنند؛ چنان که جماعتی از شناگران بحر حقیقت، گوهر اسرار و معانی از صدف‌های معنوی در‌آوردند و افشاء و اظهار آن کردند و هدف تیر طعن و ملامت خلایق گشتند و اهل جهل ایشان را منسوب به کفر و الحاد نمودند و بر قتل بعضی فتوی دادند.

خلاصه، درک و فهم اسرار بر همه کس میسر نیست و بهتر آن است که اهل حق اسرار را به اشاره ادا نمایند تا هر که را از معرفت کمالی نصیبی است، اشاره‌ای او را کافی است وگرنه «فَإِنَّکَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتِی وَ لَا تُسْمِعُ الصُمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَ لّوْا مُدْبِرِینَ»؛ پس راستی که تو نمی‌توانی مطالب را به مردگان بشنوانی و به کران نا‌شنوا، فریاد خود را برسانی.

هر چیزی که غایت روشنی او مانع ادراک شود، تا وقتی که چیز دیگری در میان بیننده و چیز دیده شده واسطه نگردد، ادراک آن نتوان نمود؛ مثل آفتاب که از غایت شدت ظهور نور آن، از تماشای روبرو در چشم انسان ظلمتی پدید آید، اگر کسی خواهد آفتاب را مشاهده کند، به ناچار به جِرم دیگری احتیاج دارد که آن جرم مانند آینه صاف و صیقلی باشد تا اشراق نور در آن جرم کمتر باشد. با دیده سر چنان که گفتیم بی‌واسطه نمی‌توان آفتاب را دید، از جهت آن که نور ضعیف در برابر نور قاهر و غالب، مغلوب می‌گردد.

سالک باید اختیار خود را در اختیار استاد طریق حق که به تمام معنی به او اعتماد دارد، محو گرداند و از مشتهیات و لذایذ جسمانی در حد افراط اعراض نماید، نفس را از رذایل اخلاق و عادات پاک سازد، عبادات و طاعات بدنی به مقتضای شرع انور نبوی(ص) به جا آرد، از افراط و تفریط دوری جوید، هرچه مانع توجه او به حق باشد از آن روی بگرداند و کم‌گویی و کم‌خوابی و توجه و ذکر دائم را شعار خود سازد. چون این مقدمات و اسباب فراهم کند، آیینه دل حق‌نمای سالک، به نور حقیقت روشن شده و از زنگ هوی و هوس مصفا گردد و به سیر و پرواز در عالم علوی در‌آید.

چه گویم کسانی را که سرنگون شده و از بالا‌ترین مراتب کمالات، به اسفل‌السافلین هوی و هوس افتاده و پای سیر و سلوک ایشان در گِل لذات جسمانی و مشتهیات نفسانی فرو‌مانده، از لذایذ حقیقیِ باقی محروم گشته و از سیر و عروج باز‌مانده‌اند. ای سالک طریق حق، به سفر معنی و قرب حضرت مولا مهیا شو و از عالم نفسانیت که موجب سکون و افسردگی است، بیرون آی و در راه طلب آنچه از مراتب دنیوی مانع سیر تو گردد از همه در‌گذر و به هیچ مرتبه‌ای از مراتب توقف منما که رهروان راه طریقت و پاکبازان کوی حقیقت چنین فرموده‌اند: همت سالک در راه طلب باید چنان باشد که اگر تمامت مقامات و مراتب دنیوی را بدو عرضه دارند که از سیر باز‌ماند، سالک به گوشه دیده نیز به آن‌ها ننگرد و از طی مراحل مطلوب حقیقی باز‌نماند.

ادامه متن