گفتار شصت و سوم
فضائل، ثمره علوم دینیه
چون آدمی از تحصیل علوم و کسب کمالات، خود را به نظر خودپسندی دید و عطر گلزار مکارم اخلاق و اطوارش به آلایش فکری مخلوط گردید، وی را در میزان حقیقت قدر و قیمتی نماند و نقوش معارف و کمالاتش را که بر در و دیوار خانهٔ دل نگاشته شده است، اشتعال غرور، باطل و ناچیز گرداند. امور ظاهریه و حسن صور را در بازار حقیقت بهایی نیست و امر ظاهری و حُسن صورت در بازار معنیشناسی بسیار کاسد و ناروا باشد؛ زیرا بنای سعادت بشر به حُسن سیرت است نه به حسن صورت و پروردگار را نظر به فضائل و کمالات و به قلوب شکسته است نه به صورت ظاهر.
سرور اتقیاء حضرت علیالمرتضی(ع) فرمود: صبر دو قسم است: یکی صبر بندهای که در وقت مصیبتی و نزول بلیّتی باشد و در تحمل دشواری آن، طریق مردانگی را طی کند. دیگر این که چون معصیتی پیش آید و امر نامشروعی رو نماید، نفس بهیمی را از ارتکاب آن بازدارد و در تحمل تلخی ترک آن، دندان صبوری به جگر فشارد. و نیز فرمودهاند: ذکر دو قسم است: اول آن که حرامی پیش آید، از آن منصرف شده و از خدای خویش یاری طلبد و نفس خودکام که به لذت حرامی دیدهٔ هوس گشاده، خشم الهی را یاد نموده و ترک آن معصیت کند. دیگر این که چون مصیبتی پیش آید، یاد حق کرده و رضا به قضای او دهد.
حضرت رسول اکرم(ص) فرمود: ورع و پرهیزکاری را رعایت کن که ورع زینت مؤمن و ستون دین است و انسان به کمند ورع به اوج مرتبهٔ مقربین صعود مینماید. و نیز فرمود: ورع مانند کشتی است، همچنان که در دریا از ورطهٔ هلاکت نجات نیابد مگر کسی که در کشتی است، انسان نیز از موج هوسهای نفسانی بدون ورع از غرقاب هلاکت به ساحل نجات نرسد. حضرت رسول اکرم(ص) فرمود: بندهای که دست به دعا برداشته و مطلب خود را از درگاه الهی مسئلت مینماید، در حالی که خورش و پوشش او از طریق حرام بوده و بر وجه رضای خدا نیست، چگونه دعای او مستجاب میشود؟! و نیز فرمود: اگر کسی از امت من ترک شهوتی از شهوات دنیا کند، خداوند متعال او را از وحشت اکبر قیامت ایمن گرداند. و حضرت صادق(ع) فرمود: ترک لقمهای از حرام نزد حقتعالی از دو هزار رکعت نماز خوشتر است.
آیینهٔ دل که جلوهگاه یاد دوست و مظهر آثار عظمت و اشعهٔ انوار او است و انسان توسط آن با خدای خویش آشنا شده و از آن روزنه ناظر گلشن عظمت خالق خویش است، از همنَفَسی دشمن دوستنما تیره و تار میگردد و چشمی که در نگارخانه کاینات جهت دیدن صنع کردگار و در گلشن روزگار برای چیدن گلهای عبرت آفریده شده، محل آمد و شد هوسهای نفسانی میگردد و گوشی که لایق گوشوارهٔ مواعظ و نصایح دلنشین و شایستهٔ گوهرهای سخنان خدا و رسول(ص) و ائمه و اکابر دین است، وادی نمل حرفهای باطل و مَدخل هزارپای سلسله سخنان لاطائل میگردد که درنتیجه، انسان به مصیبت مرگ روحی که اعظم مصائب است مبتلا میشود.
ای دل شوم خودکام که اسیر نفس گشتهای، ای بیتشخیص نسبت به حلال و حرام، ای مجوس آتشکده حرص و آز، ای محبوس زنجیر آرزوهای دور و دراز، تا چند پشت به فرمان خدا کنی و گنجینه دل را از سرمایه اِعراض از گناه تهی گردانی و راه هوس روی، و از طی مراحل تکلیف بازمانی و همای همت را چون کرکس به مردارخواری اندازی؟
سعادتمند کسی که دست حرص و آز از دامن لذات نفسانی کشیده و مرغ روحش از تنگنای قفس هوس رهایی یافته و در اوج علو همت و فضای روحانیت به پرواز آید.




