جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

گفتار شصت و چهارم

ریشه‌های کفر

حضرت حسین(ع) فرموده است: اصول کفر سه چیز است: حرص، استکبار، حسد. حضرت امیر‌المؤمنین(ع) فرموده: ایمان از حسد بیزار بوده و صاحب ایمان از این صفت بر‌کنار است. پس به حکم اخبار مذکوره، حسد دشمن ایمان است؛ زیرا یکی از بزرگ‌ترین ارکان ایمان، راضی بودن به قسمت رزاق و تن در‌دادن به قضا و قدر حکیم علی‌الاطلاق است که سهو و خطا در منع و عطای او راه ندارد و ساحت علم عالمگیرش را غلط و اشتباهی نمی‌باشد، دست کاتب ایجادش در تحریر ارقام مصالح عباد هرگز نلرزیده و قدم قلم تقدیرش از جاده مستقیم عدل و داد به هیچ روی نلغزیده و رضا نداشتن به قضای الهی خلاف اطاعت و فرمانبرداری است.

پر واضح است که حسد بر احوال ارباب نعمت بردن و در انتظار انتقال آن نعمت، روز و شب خون دل خوردن، منافی تسلیم و رضا است که رکنی از ارکان ایمان است. حضرت امیر‌المؤمنین(ع) فرموده: «اَلحَسُودُ غَضبانُ عَلَی الْقَدَر»؛ یعنی صاحب حسد بر تقدیر الهی خشمناک و نا‌راضی است. توضیح این سخن آن که حسد در قاموس عقل و خرد جز این نیست که چرا نعمتی به عمرو و زید داده شد و به من داده نشده و قدر و منزلتی که فلان کس را روزی گشته مرا نگشته؟ و عزت و اعتباری که فلانی را است، مرا شایسته است نه او را.

صفت خبیثه حسد آدمی را به انواع معاصی وا‌می‌دارد؛ زیرا سیلاب بنیاد خانهٔ دین و ایمان و تیشهٔ نخل سرفرازی آن جهان است. حسد آدمی را در دنیا نزد این و آن زشت و خوار و در میزان امتیاز، سبک و بی‌مقدار می‌گرداند. این صفت نا‌پسند صاحب خود را از اوج شرف و کرامت به حضیض مذلت و حقارت می‌اندازد.

دل اندوهگین حسود مانند مرغی است بسته بال و بدون مرض همیشه رنجور است و از نعمت‌های دنیا کمتر از دیگران لذت می‌برد. چه مذاق جانش از تلخی زهر حسد همیشه متغیر و ادراک لذت تنعم، وی را غیر مقدور است. حضرت امیر‌المؤمنین(ع) فرموده: «الحَسَدُ حَبسُ الرُّوحِ» و نیز فرماید: «الحَسَدُ یُذیبُ الجَسَدَ». خلاصهٔ معنی این کلمات آنست که حسد انسان را به غم و اندوه مبتلا می‌سازد و در بوتهٔ غصه و ملال می‌گدازد. بزرگان فرموده‌اند: هیچ ظالمی بیش از حسود به مظلوم شباهت ندارد.

حسد موجب نکال و عذاب اخروی و مایهٔ اندوه و ملال دنیوی است. انسان را صفتی نا‌پسند‌تر از حسد و مرضی کشنده‌تر از این صفت نیست. مرد خِرَد‌پیشه را به آب اندیشه، دامان وجود از لوث این صفت شستن و از دار‌الشفای عنایت ربانی و توفیقات سبحانی، دوای این مرض مهلک را خواستن، ضروری است. از دوا‌هایی که این مرض را نافع و این درد جانکاه را سود‌مند و دافع است، تفکر در مرگ و اندیشه در بی‌بقایی این سرای سست بنیاد است.

طمع

حضرت حسین(ع) فرموده: اصلی از اصول کفر طمع است که بال همت اهل طمع بسته و از طیران به اوج عزت محروم می‌کند. صاحب این صفت غافل از اینست که ابواب حاجت‌گزاری خدای رحمان هر آنی گشاده و پیک نالهٔ خُرد و بزرگ را برای عرض مطالب دو جهانی بار داده است.

طمع و سؤال، داس خصال حمیده بوده و اعظم شداید است. خوشا به حال صاحب همّتانی که چشم طمع از احسان خلق دوخته و خار و خس یاری دیگران را به آتش استغنا سوخته‌اند؛ ایشان هر‌چند مفلس و تنگدست باشند، در شمار اغنیا و در سلک توانگران محسوبند. حضرت رسول اکرم(ص) فرمود: بی‌نیاز کسی نیست که مال بسیار دارد بلکه بی‌نیاز کسی است که نفس او غنی باشد.

ایمان

ایمان دو جزء است: یکی تصدیق در دل، و دیگری اقرار به زبان و مکمل ایمان، عمل است و تنها تصدیق قلبی کافی نیست، چنان که خداوند متعال در مذمت گروهی از کفار فرموده: «وَ جَحَدُوا بها و استَیقَنَتها أنفُسُهُم». و نیز تنها اقرار به زبان به نص قرآن کافی نیست: «قَالَتِ الأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا ولکِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَ لَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ». و نیز ایمانی که به ظن و گمان و به تقلید اسلاف و نیاکان باشد، بر‌خلاف نص قرآن است که خداوند متعال در مذمت قومی فرموده: «إنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلی أُمَّهٍ وَ إِنَّا عَلی آثارِهِم مُقتَدُون». پس ایمان به ظن و گمان کافی نبوده و معرفت به تقلید نیز کفایت نمی‌کند.

ادامه متن