گفتار شصت و نهم
ایمنی از مکر الهی
خوف از خدا
ضد این صفت مذمومه، خوف از خدا است و آن بر سه نوع است:
اول- خوف از گناهانی که کرده و تقصیراتی که از او صادر شده.دوم- خوف از عظمت و جلال خداوند متعال و عذاب او.
سوم- خوف از هر دو با هم؛ شکی نیست که هرقدر معرفت انسان به عظمت و جلال خداوند متعال بیشتر باشد و به عیوب و گناهان خود بیناتر شود، خوف و خشیت او از خدا زیادتر خواهد شد.
ادراک قوهٔ قاهره و عظمت خیرهکننده و عزت بیانتهای الهی، موجب اضطراب و خوف میشود. شکی نیست در این که صفات جلال و جمال خداوند در شدت و قوت، غیرمتناهی است و از برای احدی احاطه بر آن صفات و ادراک کنه آنها میسر نیست بلکه عقول عالیه بر سبیل اجمال، وجود بعضی از صفات او را درک میکنند.
نهایت نفوس قدسیه و عقول عالیه آن است که بفهمد ادراک صفات جلال و جمال خداوندی محال است؛ زبان عقل از ادای شمهای از اوصاف او ناتوان و دست اندیشه از دامن جلالش کوتاه و پای وهم را در ساحت قدسش راهی نیست؛ کمال حُسنش از اندیشه و از حد عقل بیرون است. این مرتبه نیز به اختلاف عقول مختلف است، هر که را عقل کاملتر، عظمت او را شناساتر و بیم و خوف او افزونتر است «إِنَّمَا یَخْشَی اللّهَ مِن عِبَادِهِ العُلَمَاء»؛ فقط دانشمندان از عظمت خدا میترسند.
بیم و خوف نمیباشد مگر از تشویش رسیدن مکروهی که آدمی آن را تصور میکند و از بیم وصول آن متألم و خائف میگردد. مکروهاتی که باید انسان از حصول آنها بترسد، بسیار است و مهمترین آنها خوف از دوریِ بساطِ قرب و خوف از حجاب لذت لقای خداوند متعال است که این خوف بالاترین مراتب خوف است که درجهٔ خوف مقربین و صدّیقین است. از اینجاست که سید اولیاء صلواتالله علیه اشاره به این مرتبه نموده و فرموده است: «فَهَبنِی یَا إِلهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلَایَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَی عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبَرُ عَلَی فِرَاقِکَ»؛ ای معبود من، ای سرور و مولای من، ای پروردگار من، فرضاً که من بر عذاب تو توانستم صبر کنم ولی دوری از رحمت تو و جدایی از مرحمتت را چگونه میتوانم تحمل کنم؟




