جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

گفتار هفتادم

فضیلت خوف از خدا

مرتبهٔ خوف از خدا از مراتب رفیعه و درجات عالیه است. صفت خوف از خدا افضل فضایل نفسانیه و اشرف اوصاف حسنه است. زیرا فضیلت هر صفتی به قدر اعانت کردن آن است بر سعادت و هیچ سعادتی بالا‌تر از ملاقات پروردگار و رسیدن به مرتبه قرب او نیست و آن حاصل نمی‌شود مگر به تحصیل محبت و انس با خدا و آن موقوف است به معرفت او و این معرفت و محبت و انس حاصل نمی‌شود مگر به فکر و ذکر او و مواظبت بر فکر و ذکر متحقق نمی‌شود مگر به ترک دوستی دنیا در لذت‌ها و شهوت‌های آن و هیچ چیز مانند خوف از خدا، لذت و شهوت دنیا را قلع و قمع نمی‌کند. از این جهت است که آیات و اخبار بسیار در فضیلت این صفت وارد شده است.

خدای تعالی علم و هدایت و رضوان و رحمت را از برای اهل خوف عنایت فرموده: «إِنَّمَا یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء» و نیز می‌فرماید: «هُدًی وَ رَحْمَةٌ لِلذِینَ هُمْ لِرَبِّهِمْ یُرْهَبُونَ»؛ هدایت و رحمت برای کسانی است که از پروردگار خود خائف و ترسانند. نیز می‌فرماید: «وَ لِمَن خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ»؛ و برای کسی که از ایستادن در حضور خدا می‌ترسد دو باغ از باغ‌های بهشت نصیب خواهد شد.

بر طبق آیات و اخبار، علم و تقوی و ورع و گریه و امید دلالت دارند بر فضیلت خوف از خدا؛ زیرا که بعضی از آن‌ها سبب خوفند و بعضی مسبَّب و اثر آن و بعضی لازم آن. چنان که علم و معرفت، سبب خوف و تقوی و ورع و گریه، اثر آن و امید، لازم آن. این فضیلت و مدحی که درباره خوف از خدا ذکر شد، وقتی است که از حد تجاوز نکند و اگر از حد بگذرد، مذموم است. پس اگر خوف از خدا از آن حد کمتر شود، کم‌فایده بلکه بی‌اثر است. مَثل این خوف مانند رقت قلبی است که از برای اکثر زنان می‌باشد که به مجرد شنیدن سخن سوزناکی گریان می‌شوند تا سخن قطع شد به حالت اولی بر‌می‌گردند؛ یا مانند خوف کسی است که چیز مهیب و هولناکی مشاهده کند تا از نظر غایب شد، دل او غافل می‌گردد. این خوفی است بی‌فایده و موجب نجات نیست بلکه وجود و عدم آن مساوی است.

اگر این خوف از حد تجاوز کند و به مرتبهٔ افراط رسد بسا که منجر به نا‌امیدی و یأس از رحمت خدا شود و این خود، کفر است که آدمی را از عمل باز‌دارد؛ زیرا تا امید نباشد در خاطر شوقی و در دل نشاطی نیست و چون این شوق و نشاط برطرف شود، کسالت روی دهد و آدمی از عمل باز‌ماند و چنین خوفی نزد عقل و شرع مذموم است.

در خاتمه، خوف از بدی عاقبت را ذکر می‌کنیم که از خوف‌های ممدوح است: فهمیدن حقایق قضا و قدر الهی و ادراک کنه امور خداوندی در قوهٔ بشر نیست و هیچ کسی از آنچه در پس پرده است، خبری ندارد و اعتماد کردن بر طاعت و عبادت خود نیست مگر از بی‌خردی. کسی عاقبت کار خود را چه داند و چگونه مطمئن می‌شود که دفتر حال او بر‌نگردد و احوال دل متبدّل نشود؛ چنان که بزرگان فرموده‌اند: گردش قلب آدمی شدید‌تر است از گردش آب جوشان در دیگ.

یأس از رحمت خدا

صفتی از صفات رذیله، یأس از رحمت خدا است که از مهلکات عظیمه و گناهان کبیره است و در کتاب کریم، نهیِ صریح از آن شده است؛ چنان که می‌فرماید: «قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَی أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَة اللّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیم»؛ بگو ای بندگانی که بر خویشتن بسیار ستم کردید و در گنهکاری از حد گذشتید، از رحمت خدا نا‌امید نشوید که خداوند تمام گناهان را می‌آمرزد زیرا او آمرزنده مهربان است.

و از آیات دیگر معلوم می‌شود که یأس از رحمت خدا کفر است.

ادامه متن