جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

گفتار هفتاد و یکم

رجا و امیدواری

ضد این نا‌امیدی، صفت رجا و امیدواری است. رجا عبارتست از سرور و انبساط در دل به جهت انتظار رسیدن مطلب خوشایندی. این سرور و انبساط وقتی رجا است که آدمی بسیاری از اسباب رسیدن به محبوب را تحصیل کند؛ توقع چیزی که اسباب آن را کسی مهیا نکرده، رجا و امید نیست. اگر انسان زمین دل را از خس و خار اخلاق ذمیمه پاک کرد و تخم ایمان در آن پاشید و آب طاعت را بر آن جاری ساخت، به لطف پروردگار امید حاصل می‌شود که او را بیامرزد و از سوء خاتمه نگاه دارد. این امیدواری رجاء محمود و در نزد عقل و شرع مستحسن است.

کسی که تخم ایمان را در زمین دل نیفکند و یا بیفکند ولیکن قلب پر از رذایل و صفات ذمیمه و مستغرق دریای شهوات و لذات دنیوی باشد و آن را با آب طاعت سیراب ننماید و در عین حال چشم مغفرت داشته باشد، رجا نخواهد بود بلکه وقتی رجا است که محب در قبال توقع محبوب خویش، تمام اسباب وصال را فراهم کند مگر آنچه را که از قدرت او بیرون است و این فضل و کرم خدا است که از لطف خویش او را از سوء عاقبت و ایمان او را از شر شیطان و دل او را از هوی و هوس محافظت نماید. پس آیات و اخباری که در مدح و فضیلت رجا و امید وارد شده است، مخصوص است به کسانی که عمل خالص داشته و به دنیا و لذات آن فرو‌نرفته باشند.

از چیز‌هایی که باعث امیدواری مؤمنین است، بعضی آیات قرآنیه و احادیث نبویه است که ملائکه مقربین و انبیاء مرسلین صلوات‌الله علیهم اجمعین از برای طایفه مؤمنین طلب مغفرت کنند و البته دعای ایشان مقبول درگاه الهی خواهد شد؛ چنان که خداوند متعال می‌فرماید: «وَ الْمَلائِکَةُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِی الأرْضِ»؛ و فرشتگان تسبیح و حمد خدا می‌کنند و برای کسانی که در زمین هستند، آمرزش می‌طلبند.

از چیز‌هایی که باعث نجات مؤمنین است، شفاعت شافع روز قیامت حضرت رسول اکرم(ص) و ائمه طاهرین(ع) می‌باشد که چون عرصه قیامت برپا شود، آن حضرت، خود و آل طاهرین او دامن شفاعت بر کمر زنند و کمر عذر‌خواهی نامه سیاهان بر میان بندند و عفو گناهان مؤمنین را از درگاه الهی مسئلت نمایند. خداوند مهربان بر آن برگزیده جهانیان وعده داده است که شفاعت او را قبول خواهد فرمود؛ چنان که می‌فرماید: «وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرضَی»؛ پروردگارت آنقدر عطا خواهد کرد که راضی و خشنود گردی. از بشارت‌هایی که وارد شده است، معلوم می‌شود که شخص مؤمن در دوزخ مخلّد نخواهد بود و از آیات و اخبار بسیار معلوم می‌شود که خداوند متعال آتش دوزخ را از برای کفار خلق کرده و با آن مؤمنین را می‌ترساند و تخویف می‌کند؛ چنان که می‌فرماید: «ذَلِکَ یُخَوِّفُ اللّهُ بِهِ عبَادَهُ»؛ این همان است که خداوند متعال بندگانش را با آن می‌ترساند. و باز می‌فرماید: «لا یَصلیهَا إلّا الأشْقَی الَّذی کَذَّبَ وَ تَولَّی»؛ و به آن آتش وارد نمی‌شود مگر بدبختی که دین را تکذیب کرده و از حقیقت روی بر‌تافته باشد.

از آنچه ذکر شد معلوم می‌شود که رجا و امیدواری به عفو و رحمت الهی بعد از طاعت و عبادت است و بدون آن، امیدواری به رحمت الهی غرور و حماقت است و آیات و اخبار بسیار در این باب وارد شده، چنان که خدای تعالی می‌فرماید: «إنّ الذینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هَاجَرُوا وَ جَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ أُولَئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّهِ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَّحِیم»؛ به راستی آنان که ایمان آوردند و آنان که در راه خدا مهاجرت و جهاد کردند، امیدوار به رحمت خدا می‌شوند و خداوند آمرزنده مهربان است.

خوف و رجا دو صفتند از صفات محموده و اخلاق فاضله و فضیلت آن‌ها به اعتبار آن است که آدمی را به طاعت و عبادت وا‌می‌دارند و باعث مداوای دل رنجور می‌گردند و این در اشخاص مختلف است. چون معاصی و غرور بر خَلق غالب است خصوصاً به اهل زمان، اصلح به حال ایشان غلبهٔ خوف است به قدری که ایشان را به طاعت وا‌دارد و شهوات دَنیه را تلخ سازد و دل ایشان را از این خانه غرور بگسلاند. این حال تا موقعی پسندیده است که علائم مرگ را احساس نکرده لیکن چون علائم مرگ را تقریباً در خود احساس کرد، اصلح به حال هر کسی، غلبه امید است؛ زیرا که خوف تازیانه عمل است و در آن هنگام وقت عمل به سر آمده و زمان اطاعت گذشته است. ممکن است خوف باعث کمیِ حب خدا شود پس هر کسی باید با کمال امیدواری به سوی خدا رود و شایقِ لقای او باشد، در این صورت شاد و فرحناک از دنیا خواهد رفت.

کدام شادی از این بالا‌تر که محب پیش محبوب خود رود و با او ملاقات نماید؟ چنان که هیچ المی شدید‌تر از این نیست که عاشق از معشوق خویش مفارقت کند. پس مسکین و بیچاره کسی که دوستی فرزند و عیال و جاه و مال بر او غلبه کند و محبوب‌های او در دنیا بمانند و او در‌گذرد. در این صورت مرگ بر او مانند این است که از بهشت بیرون می‌رود و این اولین المی است که بر او دست می‌دهد علاوه بر عذاب شدیدی که بعد از مرگ به او خواهد رسید. و کسی که دل به دنیا نبسته و به قدر امکان طاعت خدا را به جا آورده مرگ بر او رهایی از زندان است و این اولین سرور و شادمانی است که بر او دست می‌دهد علاوه بر نعمت‌هایی که پس از مرگ از برای او آماده و مهیا است.

ادامه متن