گفتار هفتاد و دوم
ضعف نفس
صفتی از صفات رذیله ضعف نفس است و علامت این صفت خبیثه، عجز و زبونی و اضطراب است در وقت وقوع حادثه یا نزول بلا و متزلزل شدن است به هر ناملایمی اگرچه جزیی باشد.
صاحب این صفت در پیش ارباب بصیرت، خوار و بیمقدار و موصوف به ذلت و عدم مهابت است و نتیجه آن کنارهجویی از کارهای بزرگ و امور عالیه و مسامحه در امر به معروف و نهی از منکر و اضطراب و تزلزل به اندک چیزی از بلاها میباشد.
قلب انسان ضعیفالنفس پیوسته مضطرب و لرزان و همیشه از حوادث دنیا خائف و ترسان است.
هر ساعتی در تشویشی و غمی و هر لحظه در بیمی و المی. در خبر است که بنده مؤمن از ذلت نفس برکنار است. حضرت صادق(ع) میفرماید: خداوند متعال بنده مؤمن را در هر کاری اختیار داده ولیکن مجاز نفرموده است که خود را ذلیل و خوار نماید. «وَ لِلَّهِ العِزّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ»؛ عزت مخصوص خدا و پیامبر و مؤمنان است. پس بنده مؤمن باید همیشه خود را عزیز بدارد و ذلیل ننماید. مؤمن باید از کوه محکمتر باشد، چرا که با تیشه از کوه میتوان چیزی کند و شکست اما از دین و ایمان مؤمن، چیزی شکسته و کنده نمیشود.
ضد این صفت، عزت نفس و نیرومندی قلب است و آن، عبارت است از این که آدمی به آنچه بر او روی آورد، تحمل کند و چون گیاه ضعیف در اثر هر بادی متزلزل نگردد بلکه چون کوه پای بر جای باشد.
در خبر است که مؤمن، صاحب صلابت و مهابت و عزت است و حضرت باقر(ع) میفرماید: خداوند متعال به بنده مؤمن سه خلعت کرامت میفرماید: عزت در دنیا و آخرت، ظفر در رستگاری دنیا و آخرت و مهابت او در دل ظالمین و اهل معصیت. کسی که صاحب این صفت شریف بوده باشد که افضل از بیشتر صفات و سرآمد اکثر ملکات است، نه از دوستی مردم شاد و نه از دشمنی ایشان بیمناک، نه از مدح ایشان خرم و نه از مذمت ایشان غمناک است. حضرت امیرالمؤمنین(ع) میفرماید: اگر همه عالم شمشیرها کشند و پشت به پشت یکدیگر داده و رو به من آرند، تفاوتی در حال من حاصل نمیشود.
به هر کسی که این صفت عنایت گردید، صحت و مرض بلکه موت و حیات در نظر او یکسان است. از گردش روزگار و دگرگونی لیل و نهار متأثر نمیگردد.
این ملکه فاضله، صفتی نیست که هر کسی به آن تواند رسید و چشمهای نیست که هر کسی از آب آن تواند نوشید و سراپردهای نیست که هر کسی گرد آن تواند گردید. میدانی است که جز دلیران معرکه مردانگی در آن جولان نکنند و راهی است که جز نامداران وادی شیردلی در آن قدم ننهند.
بلندهمتی
یکی از صفات رذیله، دنائت همت است و آن عبارتست از پستی طبع و قصور همت از طلب کارهای بزرگ و امور عظیمه و خطرناک؛ این صفت نتیجه کمدلی و ضعف نفس است. ضد این صفت، علوّ همت است و آن عبارتست از این که آدمی سعی نماید در تحصیل مراتب عالیه و مناصب متعالیه و طلب کارهای عظیمه. کسی که صاحب این صفت عالی باشد به امور جزیی و پست سر فرونیاورد و به طمع منافع مختصر دنیوی، خود را نیالاید و از بیم زیان و خطر، دست از مطلوب خویش برندارد. دنیا و مافیها در نظر او خوار و لذات جسمانیه در پیش او بیاعتبار؛ نه از رو کردن دنیا به او شاد و فرحناک است و نه از پشت کردنش، محزون و غمناک.
صاحب این صفت اگر قدم در راه طلب نهاد و در صدد تحصیل مقصود برآمد، نه او را بیم جان است و نه پروای سر، نه از سلاح گرم میترسد و نه از سلاح سرد. چون این صفت به مرتبه کمال رسد صاحب آن، طالب مقصد اعلی میگردد و کمال ایمان در دل او به هم میرسد و از مرگ نمیهراسد. این صفت نتیجه شجاعت نفس است که بالاترین فضایل نفسانیه و اعظم مراتب انسانیت است. هر که در صدد طلب چیزی برآید و کمر اجتهاد بر میان بندد، البته آن را مییابد. کسانی که در راه خدا سعی کنند، خداوند متعال راه خود را به ایشان مینماید: «وَ الَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَّنَّهُم سُبُلَنَا وَ إِنَّ اللّهَ لَمَعَ المُحْسِنِینَ»؛ کسانی که در راه ما میکوشند و تلاش میکنند، یقیناً و حتماً راههای خود را به آنان نشان میدهیم و خداوند بدون شبهه با نیکوکاران است.
ادامه متن




