جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

گفتار هفتاد و پنجم

بدگمانی

صفت دیگر، گمان بد به مردم بردن است. این صفت رذیله، نتیجهٔ ترسویی و ضعف نفس است؛ زیرا هر ترسوی ضعیف‌النفسی هر خیال فاسدی که به خاطرش می‌گذرد و به قوهٔ واهمهٔ او در می‌آید، اعتقاد می‌کند و در پی آن می‌رود. این صفت از مهلکات عظیمه است «ظَنَتُمْ ظَنّ السّوءِ وَ کُنتُمْ قَوْمًا بُوراً»؛ و گمان بد کردید و قومی شدید به هلاکت رسیده. حضرت امیر‌المؤمنین(ع) می‌فرماید: باید امر برادر مؤمن خود را به بهترین احتمال حمل کنی و در کاری که از برادر مؤمن تو سر زده، گمان بد به او نبری مادامی که محمل خوبی از برای آن بیابی.

شبهه‌ای نیست کسی که درباره مؤمنین سوء ظن می‌کند، بد‌باطن است و هر کسی را مثل خود می‌پندارد و خباثت باطنش عاقبت به ظاهرش نیز سرایت می‌کند.

سرّ این که این صفت علامت خباثت نفس است و شارع مقدس از آن نهی فرموده، آنست که این صفت نتیجه القای شیطان است و بجز پروردگار متعال کسی از باطن دیگری آگاه نیست و هیچ دلی را به دل دیگر راهی نیست.

پس چگونه معقول تواند بود کسی که چیزی را ندانسته و به چشم خود ندیده، در حق دیگری اعتقاد کند و نداند که این گمان بد از کدام راهی است؛ یقیناً گمان بد را شیطان به دل او انداخته است. پس چگونه عاقل خبری را که شیطان آورده، قبول کند و حال آن که او از هر فاسقی فاسق‌تر است، «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا أن تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَهُ فَتُصْبِحُوا عَلَی مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ»؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید اگر فاسقی برای شما خبری آورد، تحقیق کنید تا روشن شود مبادا از روی جهالت با قومی برخوردی تند داشته و سپس از کرده خود پشیمان گردید. پس جایز نیست که شخص مؤمن سخن شیطان را تصدیق کند اگر‌چه بعضی قرینه‌ها و علائم هم صحت آن را تأیید کند.

مراد از سوء ظن که شرعاً از آن منع شده، آنست که آن ظن را بر دل خود راه دهد و سپس طرف بدی را اختیار کند یا آن را اظهار نماید اما تنها گذشتن امری به خاطر بدون آن که آن را ترجیح دهد، سوء ظن نیست. امتیاز بین گمان بد و مجرد گذشتن امری در دل، چنین می‌شود که اگر آنچه را تصور کرده باعث تغییر دل او نسبت به آن شخص شود مثلاً کراهتی یا نفرتی نسبت به او حاصل آید، سوء ظن بوده و دفع آن لازم است و اگر محض گذشتن از خاطر است، از برای آن مؤاخذه‌ای نیست، «یَا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنبُوا کَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إثمٌ و لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَب بَعْضُکُم بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَن یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ تَوَّابٌ رَّحِیم»؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید از گمان خیلی بپرهیزید که بعضی از گمان‌ها گناه است و در کار‌ها و امور خصوصی مردم جستجوگر نباشید و از یکدیگر بدگویی نکنید؛ آیا یکی از شما دوست می‌دارد که گوشت برادر مردهٔ خود را بخورد؟ حتماً از چنین عملی کراهت دارید و هرگز میلی به آن ندارید پس از عظمت خدا پروا کنید و حدود الهی را مراعات نمایید و اگر لغزشی رخ داد فوراً توبه کنید، به درستی که خداوند توبه‌پذیر و مهربانست.

علاج بد‌گمانی

چون گمان بد موجب هلاکت ابدی است، به این جهت شارع مقدس بسیار نهی فرموده از این که کسی به کاری اقدام کند که سبب بد‌گمانی دیگران گردد، چنان که حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند: بپرهیزید از مواضع تهمت. حضرت امیر‌المؤمنین(ع) فرمودند: هر‌که خود را به محل تهمت در‌آورد، ملامت نکند کسی را که به او بد‌گمان باشد. حتی عالم پرهیزکاری که در میان مردم معروف به صلاح و دیانت باشد، خیال نکند که کسی به او گمان بد نمی‌برد؛ زیرا هر فردی از افراد انسان اگر‌چه اعلم جمیع مردم باشد، همه او را به یک نظر نمی‌نگرند بلکه اگر جمع کثیری ظاهراً و باطناً همه افعال او را حمل بر صحت نمایند، جمعی دیگر هستند که طالب عیوب او بوده و همیشه در صدد تهمت زدن به او می‌باشند و دشمن حسود نمی‌نگرد مگر به چشم دشمنی؛ پس هر عمل خیری که از آدمی بیند، می‌پوشاند و در صدد تجسس عیوب او می‌باشد و همه را مانند خویش می‌پندارد. چون خود رسوا شده، رسوایی او را می‌خواهد و عیوب او را ظاهر می‌سازد تا مردم از حسن ظن و دوستی او بیرون روند و زبان ایشان از مدح او کوتاه گردد. بنابراین بر هر مؤمنی لازم است که خود را از مواضع تهمت دور دارد تا بندگان خدا به او گمان بد نبرند و به معصیت نیفتند و او نیز در معصیت ایشان شریک نباشد؛ زیرا هر‌که سبب معصیت دیگری شود در گناه او نیز شریک خواهد بود.

طریق معالجه گمان بد آنست که بعد از ملاحظه زیان‌های آن و بزرگی و اهمیت ضدش که گمان نیک است، از هر‌که سوء ظنی به خاطرش رسید، اعتنایی نکند و دل خود را نسبت به او بد نسازد و رفتارش را با او تغییر ندهد و رسیدگی و اکرام و احترامی که نسبت به او به عمل می‌آورد، کم نکند بلکه بهتر آنست که در تعظیم و دوستی او بیفزاید و در خلوت او را دعا کند تا بدین سبب این بیماری زایل گردد و دیگر گمان بد به خاطر او نیفتد. اگر خطایی یا لغزشی از مؤمنی مشاهده نمودی، باید او را در خلوت نصیحت کنی؛ نه این که به غیبت و بد‌گویی او پردازی و بلکه باید از خطای او محزون باشی چنان که از لغزش خود محزون می‌شوی.

و غرض از نصیحت، نجات او از هلاکت باشد. چون چنین رفتار نمایی، بر تو ثواب حزن بر خطای او و ثواب نصیحت کردن او و ثواب نجات او هر سه جمع می‌شود.

پس انسان باید به هیچ مؤمنی گمان بد نبرد و گفتار و کردار او را حمل بر بدی ننماید بلکه هر عملی که از او بیند و هر سخنی که از او شنود، به بهترین احتمال حمل کند.

ادامه متن