گفتار هفتاد و ششم
خشم و غضب
حرکت قوهٔ غضبیه به جهت امری است که هنوز واقع نشده و در آینده حتماً یا احتمالاً واقع خواهد شد و شعلهور شدن آتش غضب به جهت دفع آنست یا برای امری است که واقع شده و حرکت غضب برای انتقام است. اگر انتقام برای او ممکن بوده و قدرت بر آن داشته باشد، خون از باطن بدن به ظاهر میل میکند در این صورت، صورت او سرخ میگردد و اگر انتقام بر او ممکن نباشد و از آن مأیوس گردد، خون به باطن میل میکند و در این وقت رنگ صورت زرد میگردد.
مردمان از جهت قوهٔ غضبیه سه قسمند:
قسم اول کسانی هستند که در طرف افراطند که در موقع حرکت غضب، فکر و هوشی برای آنان باقی نمیماند و از اطاعت عقل و شرع بیرون میروند.
قسم دوم کسانی هستند که در طرف تفریطند که مطلقاً قوهٔ غضبیه ندارند و در جایی که عقل و شرع حکم بر غضب میکند، از جا درنمیآیند.
قسم سوم کسانی هستند که در جاده اعتدالند؛ غضب ایشان به موقع و غلظت ایشان بجاست و از حد عقل و شرع تجاوز نمیکنند. مسلم است که حد اعتدال آن مرغوب و مطلوب است و این را در حقیقت نمیتوان غضب گفت بلکه شجاعت و قوت نفس است. طرف تفریط آن اگرچه غضب نیست، ولی مذموم و قبیح است که نتیجهٔ صفت جبن و خواری نفس است و کسی که او را مطلقاً قوهٔ غضبیه نیست از غیرت خالی است.
افراط در غضب نه تنها موجب ملالت و تأثر خاطر است بلکه به سختی اعتدال مزاج را بر هم میزند و سلامتی و آرامش بدن را دچار اختلال مینماید، قوا را ناتوان میسازد و انسان را بیش از پیش در معرض بیماریهای خطرناک قرار میدهد که به تدریج در همه اندام ریشه میدوانند و انتظام گردش خون را مغشوش نموده و دستگاه هاضمه را از کار میاندازند و ممکن است به اثرات بدی مانند خفقان و کوری و کری و گنگی و دیوانگی و فلج عضوی و گاهی به مرگ ناگهانی منتهی شوند. پس حد افراط و تفریط غضب، مذموم و حد اعتدال آن پسندیده است.
مالکیت بر غضب
افراط در غضب از مهلکات و آفات عظیمه است. بزرگان فرمودهاند: آن کشتی که به گرداب افتاده و موجهای عظیم اطراف آن را فراگرفته و بادهای شدید، آن را به هر طرف میافکند به نجات نزدیکتر است از کسی که شعلهٔ غضبش به التهاب آمده باشد. اخبار بسیار در مذمت غضب وارد شده است؛ از جمله حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند: غضب ایمان را فاسد میگرداند چنان که سرکه، عسل را فاسد میکند؛ حضرت صادق(ع) فرمودند: غضب کلید هر شر و بدی است و باز از آن حضرت مروی است که غضب دل مرد دانا را هلاک میکند.
بزرگان فرمودهاند: کسی که بر غضب خود مالک نیست، بر عقل خود نیز مالک نتواند بود. عجب اینست که بعضی چنان توهّم کنند که شدت غضب نشانهٔ مردانگی است، در صورتی که افعال شخص غضبناک، مانند افعال اطفال و دیوانگان است نه افعال عقلا. همچنان که مشاهده میشود چون شدت غضب بر کسی مستولی شود، حرکات قبیحه و افعال ناشایست مانند فحش و دشنام دادن و هرزهگویی و سخنهای رکیک از او سر میزند که از عقلا این افعال صادر نمیگردد؛ پس چگونه این افعال نشانهٔ مردانگی و شجاعت تواند بود؟ حضرت رسول اکرم(ص) فرماید: شجاع کسی است که چون غضب بر او غالب شود، بتواند خود را نگاه دارد.
علاوه بر این که خود غضب از مهلکات عظیمه و از صفات زشت است، لوازم و آثاری چند نیز بر آن مترتب میشود مانند دشنام دادن و اظهار عیوب مسلمین و شماتت ایشان و فاش کردن سرّ ایشان که همهٔ اینها از اخلاق رذیله و صفات مهلکه هستند که از شخص عاقل صادر نمیشود. از جمله لوازم غضب آنست که بعد از تسکین شعلههای آن، آدمی پشیمان و افسرده خاطر میگردد.
غضب موجب دشمنی دوستان و شماتت دشمنان و شادی ایشان و استهزاء افراد پست و ناراحتی دل و تغیّر مزاج و بیماری تن میگردد. حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند: مردمان از لحاظ غضب چند طبقهاند: بعضی دیر به غضب میآیند و زود برمیگردند، برخی زود به غضب میآیند و زود برمیگردند، طایفهای زود به غضب میآیند و دیر برمیگردند و کسانی هستند که دیر به غضب میآیند و دیر برمیگردند؛ در میان این طوایف، بهترین ایشان کسانی هستند که دیر به غضب میآیند و زود خشنود میگردند و بدترین ایشان کسانی هستند که زود به غضب میآیند و دیر راضی میشوند.
طریق علاج غضب آنست که سعی کند در ازالهٔ اسبابی که باعث هیجان غضب میشود مانند کبر و لجاج، استهزاء، حرص، حب جاه و مال که با وجود اینها ازالهٔ غضب ممکن نیست. پس باید ابتدا اینها را از بین برد تا از بین بردن غضب سهل و آسان گردد؛ ملاحظه کند اخبار و آثاری را که در مذمت غضب آمده و متذکر اخبار و احادیثی گردد که در مدح و ثواب نگاهداشتن خود از غضب وارد شده و نیز ملاحظه کند فواید ضد غضب را که حلم است.
هر فعلی که از انسان صادر میشود، باید ابتدا تفکر کند و خود را از صدور آثار غضب محافظت نماید و اجتناب نماید از مصاحبت کسانی که قوهٔ غضبیه ایشان غالب و از فضیلت حلم خالی هستند و در صدد انتقام و تشفّی خشم خود میباشند و این را نشانه مردانگی میپندارند و مجالست کند با اهل علم و حلم و وقار و کسانی که مانند کوه پا برجا بوده و از هر باد ضعیفی از جا درنمیآیند.
انسان باید متذکر شود که غضب نیست مگر از بیماری دل و نقصان عقل که باعث آن ضعف نفس است نه شجاعت و قوت نفس؛ باید یاد آورد که قدرت خدا قویتر و بالاتر است از قدرت او بر ضعیفی که غضب میکند و قدرت او در جنب قوهٔ قاهرهٔ الهیه، ضعیفتر و ذلیلتر است از آن ضعیف در جنب قدرت او و نیز باید متذکر شود که باشد روزگار، روزی آن ضعیف را قوت دهد و کار او بالا گیرد و از وی قویتر گردد و در صدد انتقام و مکافات برآید. باید تصور کرد که در وقت غضب، صورت او چه نوع متغیر و اعضای او متحرک و مضطرب و کردارش از نظم طبیعی بیرون و گفتارش خلاف قاعده و قانون است. باید بداند که هر حلیم و بردباری غالب و قاهر و در نظر صاحبنظران، عزیز و محترم است و هر غضبناک مضطربالحال، مغلوب و در دیده مردم بیارزش میگردد.
حضرت رسول اکرم(ص) فرموده است: کسی را که غضب به او عارض شد، اگر ایستاده باشد، بنشیند و اگر نشسته باشد، بخوابد. وضو گرفتن و غسل کردن با آب سرد نیز برای تسکین آتش غضب مفید میباشند.




