جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

گفتار هفتاد و هفت

حلم

ضد غضب، حلم است و آن عبارتست از اطمینان نفس به طوری که قوهٔ غضب به آسانی آن را حرکت ندهد و سختی‌های روزگار به زودی آن را مضطرب نگرداند. کظم غیظ که فرو‌بردن خشم و خود را در حالت غضب نگاهداشتن است، اگر‌چه حلم نیست لیکن ضدیت با غضب دارد و حداقل نمی‌گذارد آثار غضب ظهور کند؛ پس این دو صفت شریفه ضد غضبند و از اخلاق حسنه و از صفات فاضله‌اند. اما حلم و آن اشرف کمالات نفسانیه است بعد از علم بلکه علم بدون حلم اثری و نفعی ندارد و درخت دانایی بی باغبانی بردباری ثمری نمی‌دهد. از این جهت است که هر‌جا مدح علم شده حلم نیز با آن ذکر گردیده است. حضرت رسول اکرم(ص) عرض می‌کند: خدایا مرا به سبب علم بی‌نیاز کن و به صفت حلم زینت ده.

باز آن حضرت فرمود: صفت حلم طریقهٔ انبیاء است و نیز فرمود: طلب کنید مرتبهٔ بلند را در نزد خدا، عرض کردند: به چه چیز حاصل می‌شود؟ فرمود: هر‌که دوستی تو را قطع کند، با او پیوند کن؛ هر‌که از نیکی خود تو را محروم سازد، با او نیکی و احسان کن و هر‌که به نادانی با تو رفتار کند، در برابرش حلم بورز. نیز فرمود: سه چیز است که هر کسی یکی از آن‌ها را نداشته باشد، هیچ عمل او فایده ندهد:

اول- تقوایی که او را از معاصی باز‌دارد.

دوم- حلمی که با آن زبان سفها را کوتاه سازد.

سوم- خلق نیک که با آن در میان مردم زندگی کند.

حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند: خداوند متعال هرگز کسی را به جهالت و نادانی عزیز نکرد و کسی را با علم و حلم ذلیل نگردانید و از حضرت صادق(ع) مروی است که حلم برای نصرت و یاوری انسان کافی است. اما کظم غیظ اگر‌چه در فضیلت و شرافت به درجهٔ حلم نمی‌رسد، اما چون کسی به آن مداومت کند، عادت شده و حلم از برای او حاصل می‌شود. حضرت پیامبر اکرم(ص) فرمودند: علم به تعلّم حاصل شود و حلم به تحلّم که کظم غیظ است. خداوند متعال در قرآن کریم مدح کسانی فرموده که خشم خود را فرو‌می‌برند و آیات و اخبار بسیار در فضیلت و زیادی اجر و ثواب حلم وارد شده است.

انتقام‌جویی

صفت دیگر در صدد انتقام بودن است؛ یعنی چون کسی او را بدی کرد، او نیز در صدد بدی کردن به مثل آنچه دیده یا بالا‌تر از آن باشد که شرعاً حرام شده است؛ مانند مکافات غیبت به غیبت، فحش به فحش و تهمت به تهمت که همه این‌ها از افعال محرّمه بوده و شکی در حرمت آن‌ها نیست. پیامبر اسلام(ص) فرمودند: اگر کسی تو را سرزنش کند به عیبی که در تو هست، تو سرزنش مکن او را به آنچه در او هست.

پس بر انسان با‌ایمان لازم است که اگر از کسی به او ظلمی رسید، چنان که از شریعت مقدسه به آن جزایی و انتقامی مقرر شده، به آن اکتفا کند و اگر جزایی مقرر نشده، پای خویش از دایره شرع بیرون ننهد.

علاج ترک انتقام آنست که انسان تأمل کند در بدی عاقبت آن در دنیا و آخرت و بعد از آن تأمل کند در فواید ضد انتقام که عفو است.

آیات و اخبار بسیار در مدح و حسن عفو کردن وارد شده است. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «خُذِ الْعَفْوَ و أمُر بِالعُرْفِ و أعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلینَ»؛ عفو را پیشهٔ خود ساز و به نیکی امر کن و از افراد نادان روی بر‌گردان و باز می‌فرماید: «وَ لیَعْفُوا وَ لیَصْفَحُوا أَلا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحیم»؛ باید عفو کنند و در‌گذرند، آیا دوست نمی‌دارید که خداوند شما را بیامرزد؟ پس شما هم از دیگران در‌گذرید و خداوند آمرزنده مهربان است. نیز می‌فرماید: «وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتّقوی»؛ و اگر عفو کنید به پرهیزکاری نزدیک‌تر است.

ادامه متن