گفتار هفتاد و نهم
عداوت و دشمنی
قسم اول را حقد و کینه گویند و قسم دوم را عداوت نامند که از ثمرات قسم اول است؛ زیرا چون کینه قوت گرفت، خزانهٔ دل از محافظت آن عاجز شده و پرده از روی کار برمیدارد.
قسم اول از ثمرات غضب است؛ زیرا چون کسی به دیگری خشم گیرد، ممکن است به جهت عجز از انتقام یا مصلحت دیگر، اظهار غضب نکند و خشم خود را فروبرد و بدین طریق کینه حاصل شود. مؤمن کینهور نمیشود و باید دانست که حقد و عداوت هر دو از صفات مهلکه و از اخلاق رذیله است.
غالب اوقات از عداوت و دشمنی، صفات مهلکهٔ دیگر متولد میگردد؛ مانند حسد، غیبت، دروغ، بهتان، شماتت، اظهار عیب، استهزاء و امثال اینها که همه از اعمال محرّمهاند و دین و دنیای آدمی را فاسد میکنند. اگر به فرض هیچ یک از اینها حاصل نشود، تنها خود بغض و عداوت از امراضی است که نفس قدسی را بیمار میسازد و روح از آن متألم و در آزار است. این صفت آدمی را از بساط قرب الهی دور و از مجالست و مصاحبت ساکنان عالم بالا مهجور میگرداند.
بغض و عداوت صاحب خود را منع میکند از آنچه شیوهٔ اهل ایمان و روش اخیار و نیکان است، از فروتنی و مهربانی و مرافقت و همنشینی نسبت به کسی که با او دشمنی دارد و خود را از اعانت و برآوردن نیازهای او بازمیدارد. هر یک از اینها درجهای از ایمان را ضعیف میکند و پردهای میان او و باریافتگان بزم تقرب میشود؛ از این جهت است که اخبار و آثار بسیار در مذمت عداوت و دشمنی وارد شده است. حضرت صادق(ع) میفرماید: هرکه تخم عداوت بکارد همان را میدرود که کشته است.
طریقهٔ معالجهٔ این صفت آن است که انسان تأمل کند در این که عداوت و دشمنی شجرهای است که به غیر از اندوه و الم در دنیا ثمری ندارد، پیالهای است که به جز زهر جانگزا به کام صاحب خود چیزی نمیریزد و آتشی است که به جز دود کدورت از آن برنخیزد. چه بسا عزتها که بنیادش به تیشهٔ عداوت برکنده شده است. غالب آنست که مطلقاً از عداوت و دشمنی ضرری نسبت به کسی که با او دشمنی دارد، نمیرسد ولی عاقبت این صفت، خود انسان را به عذاب الیم میرساند.
صاحب این رذیلت چون در این امور تأمل کرد و متنبه گردید که هیچ عاقلی خود را در حالتی باقی نمیدارد که مضراتش به او عاید و دشمنش از آن بهرهمند گردد، پس بکوشد که نسبت به کسی که با او دشمنی دارد، رفتار دوستانه و گفتار مشفقانه به عمل آورد و سعی نماید در برآوردن نیازهای او و در مجامع نیکیهای او را اظهار کند بلکه نسبت به او بیش از دیگران نیکی و احسان نماید تا بدین طریق به نفس خود گوشمالی داده و بر شیطان غالب گردد.




