گفتار هشتاد و دوم
کبر
کبر صفتی است در نفس و باطن آدمی و از برای آن آثار چندی است و اظهار آن آثار را تکبّر گویند؛ مانند مضایقه کردن از همنشینی دیگران و امتناع از نشستن در پهلوی او و انتظار سلام کردن و در راه رفتن پیش افتادن و تقدم بر او در نشستن و به استحقار با او تکلم کردن و پند و موعظه او را بیارزش دانستن و امثال اینها.
صفت کبر از بزرگترین صفات رذیله است، آفت آن بسیار و مضراتش بیشمار است. چه بسیاری از عوام و خواص که به سبب این مرض به هلاکت رسیدهاند و بسی از بزرگان و نوادر ایام که به سبب این صفت به بدبختی گرفتار گشتهاند.
کبر حجابی است که آدمی را از رسیدن به مرتبهٔ درک فیوضات محروم میسازد و بزرگترین پردهای است که انسان را از مشاهدهٔ جمال سعادات بینصیب مینماید. خداوند متعال میفرماید: «کَذلکَ یَطْبَعُ اللّهُ عَلی کُلِّ قَلبِ مُتَکَبِّرٍ جَبّارٍ»؛ این چنین مُهر میزند خداوند بر قلب هر متکبر زورگو. و نیز میفرماید: «إِنَّهُ لَا یُحِبُّ المُستکبِرِینَ»؛ خداوند متکبران و افراد سرکش را دوست نمیدارد. و همچنین میفرماید: «فَادْخُلُوا ابْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَی المُتّکَّبِرینَ»؛ پس از درهای دوزخ داخل شوید که همیشه در آن خواهید ماند، پس چه بد است جایگاه متکبران. پس آدمی باید خود را به ضد این صفت که تواضع است، وادارد و مداومت کند بر اعمال و اخلاق متواضعین تا تواضع خوی ثابت او گردد و ریشهٔ شجرهٔ کبر از مزرع دلش برکنده شود. خداوند متعال بهترین مخلوق خود را به تواضع و فروتنی امر میفرماید: «وَاخْفِضْ جَنَاحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ»؛ بال خود را فرود آر و تواضع کن برای مؤمنانی که پیرو تو هستند.
کبر آفتی است که گلهای آمال آدمی را پژمرده میسازد و ریشهٔ جهد و کوشش را میخشکاند. کبر هر جا و در هر لباسی که باشد چه در چهره و اندام و چه در حرکات و رفتار و معاشرت، زشت و ناپسند است. کبر با عقل و دانش سازگار نیست و آن دو با هم در یک قلب نمیگنجند.
مرد حقیقی در اظهار حقیقت باطنی، خود را به زحمت دفاع نمیاندازد زیرا حقیقت باطنی نیازی به مدافع ندارد بلکه کسانی که به حقیقت رسیدهاند از آن دم نزدهاند و راز آن را پوشانیدهاند؛ تنها از روزنه اخلاق و رفتار و شخصیت ایشان است که میتوان گوشهای از پرتو تابناک حقیقتیابی را مشاهده کرد.
کبر حسنات آدمی را نقش بر آب میکند لیکن نقش اخلاق و رفتار ثابت بزرگان که عاری از کبر میباشند، به هیچ حادثه و ناملایمی از متن زندگیشان محو و نابود نمیگردد.




