جستجو
تنظیمات عمومی
دقیقا مطابق با مورد نوشتاری
جستجو در فهرست‌ها
جستجو در محتوی
انتخاب همه کتاب‌ها
سفر به کعبه جانان جلد اول
سفر به کعبه جانان جلد دوم
سفر به کعبه جانان جلد سوم
سفر به کعبه جانان جلد چهارم
تعلیم و تربیت و ارشاد
کعبه مصباح الطاهرین
مبدا و معاد
نبوت و امامت

گفتار هشتاد و پنجم

قوهٔ ایمان و تفکر

یکی از قوای خالقه روح انسانی، قوهٔ «تفکر» است ولی پیش از داخل شدن بدین مبحث لازم می‌دانیم اندکی درباره برترین قوه، یعنی قوهٔ ایمان بحث کنیم:

قوهٔ ایمان سرچشمهٔ قوای خالقه روح است و اساساً بدون داشتن این قوه استفاده از قوای دیگر روح محال است. زیرا قوای خالقه روح با حواس ظاهری دیده و محسوس نمی‌گردد ولی وجود و تأثیرات آن‌ها مانند وجود خود روح است و قابل انکار نیست و برای درک هستی آن‌ها به حد کامل جز قوهٔ «ایمان» وسیله دیگری نداریم.

قوهٔ «ایمان» اعتماد و اعتقاد محکمی در قلب و فکر ما تولید می‌کند که به واسطه آن از قوای دیگر روح برخوردار می‌شویم.

قوهٔ ایمان ما را تا بارگاه جمال روح می‌رساند و پرده از جمال آن شاهد ربانی و قوهٔ خالقه سبحانی بر‌می‌دارد، آن وقت ما می‌توانیم جلوه‌های حیرت‌بخش روح را تماشا کرده و خود را از فیوض زندگی‌بخش آن سیراب کنیم.

در تدقیق قوای خالقهٔ روح همیشه محتاج به یاری قوهٔ ایمان هستیم. زیرا بسیاری از مسائل در اثر تصادف و تصادم با حواس، شبهه‌ای ایجاد می‌کنند و ما نمی‌توانیم به زودی نوامیس طبیعی و قوانین خدایی آن‌ها را کشف کنیم.

لذا نیروی «یقین» ما ممکن است در این وقت متزلزل شود و اینجا است که قوهٔ ایمان به مدد ما می‌رسد و راهنمایی می‌کند و ما را از مضرات شک و شبهه می‌رهاند، به همین جهت است که می‌بینیم کسانی که بر ایمان ایشان رخنه وارد شده است از راحتی وجدان و اطمینان قلب و سعادت باطنی محرومند.

در میان قوای خالقه روح، قوهٔ تفکر در درجهٔ اول قرار گرفته، چنان که اگر تأثیرات آن را در پیش چشم مجسم سازیم و با قوای دیگر بسنجیم، بزرگ‌ترین و قاهر‌ترین و قادر‌ترین قوه‌ای است که بشر آن را کشف کرده و هر قوه‌ای که تصور کنیم قدرت ما‌فوق آن‌ها در قوهٔ فکر وجود دارد؛ زیرا هر یک از قوای مذکور را حد معینی هست لکن قوهٔ «فکر» به زمان و مکانی محدود نیست.

بدین قرار برای قوهٔ «فکر»، زمان گذشته و حال و آینده و مکان دور و نزدیک یکی است، به طوری که می‌تواند در یک آن چند کرور سال قبل را طی کند یعنی به محض اراده، فکر ما این زمان را بپیماید و یا مثلاً فکر کنیم چند میلیون سال بعد فلان ستاره به کرهٔ ارض نزدیک می‌شود، فکر ما فوری این چند میلیون سال را طی خواهد کرد.

چنان که ذکر شد برای قوهٔ فکر حدودی نیست و نیز ثابت شده است هر صدایی که ما می‌شنویم عبارت از امواج متحرک هوا است که به گوش ما می‌رسد. قوهٔ « تفکر» نیز امواجی تولید می‌کند که غیر‌مریی است و ما آن امواج را نمی‌بینیم، مثل این که در دماغ ما یک مخزن الکتریکی وجود دارد که دائماً نشر نور می‌کند و مرکز این امواج و انوار در دماغ است که خداوند تبارک و تعالی برای انسان آن را کرامت فرموده لیکن ما آن امواج و انوار را نمی‌بینیم.

قوهٔ فکر سایر قوای هم‌جنس خود را جذب می‌کند و این نظم کاینات جز نتیجه جذب و انجذاب چیز دیگر نیست. ما بعضی از قوه‌ها را احساس می‌کنیم لکن بعضی را ملاحظه نمی‌کنیم؛ چنان که اشخاصی هستند که به واسطه قوهٔ فکر خویش کار‌های محیر‌العقول انجام می‌دهند، مثلاً می‌توانند به وسیلهٔ این قوه اجسام جامد را از دور به حرکت در‌آورند.

گاهی اشخاصی را می‌بینیم که بدون این که حرفی بزنند یک محبت در دل ما نسبت به آنان پیدا می‌شود؛ علتش این است که در خواص قوای روحی ما با این اشخاص توافقی است که یکدیگر را جذب می‌کنند لیکن ما نمی‌بینیم. این جذب و انجذاب حتی درباره کسانی که یکدیگر را ندیده‌اند و فرسخ‌ها از هم دورند، تولید می‌شود. چنان که ذکر شد قوهٔ فکر زماناً ومکاناً محدود نیست و دریا‌ها، اقیانوس‌ها، کوه‌ها و دره‌ها را کمتر از یک چشم به هم زدن طی کرده و خود را به هم‌جنس خود ملحق می‌گرداند. این است که فرموده‌اند: محبت کیمیای سعادت است، هر کس به هر اندازه که محبت و نیکی کند، آن محبت و نیکی چند برابر شده به خودش بر‌می‌گردد، چنان که حضرت رسول اکرم(ص) فرموده است: نیکی را برای دیگران خواه تا نصیب تو گردد.

ادامه متن